رمضان مبارک و فضایل آن

شرح

طب بشرى امروز بعد از چهادره قرن متوجه شد كه روزه بسيارى از امراض را تداوى و معالجه مينمايد، بدين اساس در بسيارى از كشور ها آغاز به تأسيس كلينك هاى روزه دارى نموده اند.
 روزه نه تنها بر روح و روان و اخلاق انسان تاثير ميگذارد بلكه موجب زيبايى جسمى انسان هم ميگردد ومهمتر از همه اینها روزه یکی از عبادات مهم برای انسانها می باشد و روزه ماه مبارک رمضان یکی از ارکان دین مبین اسلام است

Download
ارسال نظر به مدیر این صفحه

شرح مفصل

 رمضـان مبـارك وفضایل آن

تتبع و نگـارش:

امــیـن الـدیــن سعـیـدی – سعید افـغــانی

«مدیـــر  مركز مطـالعات سـتراتیژیک افغان و مسؤل مرکز کلتوری دحـــــق لاره- جرمنی»

بسم الله الرحمن الرحیم

 پیش گفتار

(يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا كُتِبَ عَلَيْكُمُ الصِّيَامُ كَمَا كُتِبَ عَلَى الَّذِينَ مِن قَبْلِكُمْ لَعَلَّكُمْ تَتَّقُونَ  ((البقرة: ۱۸۳).

«اى مؤمنان، روزه بر شما مقرر شده است، چنان كه بر پيشينيانتان مقرر شده بود، باشد كه تقوى پيشه كنيد»

چهارده قرن قبل پيامبر اسلام حضرت محمد ص اعلام داشت: «صُومُوا تَصِحُّوا» (روزه بگيريد تا صحتمند شويد». 
پيغمبر اسلام فرموده است: «معده محل هر درد است: از پر خورى و خوردن غذا نا مناسب جلو گيرى كنيد. اين عمل شما شفاء بخش همه درد ها و امراض بشمار ميرود» 
 طبق روایات تاریخی روزه نه تنها در بشريت مروج و معمول است، بلكه علماى حيوان شناسى بر اين عقيده اند كه: حتى حيوانات هم از روى غريزه خدادادگى برخى از اوقات روزه ميگيرند. از جمله حيوانات درنده از قبيل شير و پلنگ و ببر، علماء میگويند كه: اين حيوانات در هفته يك روز از خوردن هر گـــونه غذا خود دارى مينمايند. 


 روزه و صحــــت:


طب بشرى امروز بعد از چهادره قرن متوجه شد كه روزه بسيارى از امراض را تداوى و معالجه مينمايد، بدين اساس در بسيارى از كشور ها آغاز به تأسيس كلينك هاى روزه دارى نموده اند.
 روزه نه تنها بر روح و روان و اخلاق انسان تاثير ميگذارد بلكه موجب زيبايى جسمى انسان هم ميگردد.
 طب قديم هم در زياتر از اوقات مريضان خويش را به امساك از پر خورى منع نموده و به اين امر معتقد بود كه تقليل در پر خورى مانع دفع بسيارى از امراض در وجود انسان ميگردد.
 طب جديد هم بر اين امر معتقد است كه امساك و روزه در جلوگيرى بسيارى از امراض مؤثر است صرف نام آنرا (رژيم غذایی گذاشتند) كه ما مسلمانان آنرا به روزه مسمى نموده ايم.
 دوكتوران روزه را يكى از بهترين عوامل صحتمندى بشرى شمرده اند. 
 1- پرفيسور دوكتور پوشر دانشمند فـرانسوى مى گـويــــد: (روزه بهترين وسيله براى صحت وسلامتى وجود انسان بشمار ميرود) روزه براى صحت انسان است، روزه بـراى استراحت معــده، روده و منظم كـــــردن ترشحات معدوى و در نهايت براى منظم ساختن هاضمه مفيد و مــــــــؤثر ميباشد. 
 روزه معالجه و تداوى است كـــــه از آن فقير و سرمايه دار بطـــور مساويانـــــه ميتواند استفاده بعمل آرد. 2- 
داكتر الكسيس كارل ميگويد: (با روزه گرفتن قند در جگر مى ريزد و چربيهايى كه در زير پوست ذخيره شده اند، پروتين هاى عضلات و غدد، و سلولهاى كيسه صفرا، آزاد شده به مصرف تغذيه ميرسند). 3- داكتر ژان فروموزان:(معالجه با روزه را به شتشوى احشاء تعبير نموده و ميگويد: در آغاز روزه، زبان انسان كمى سنگين و بو دار است ... كه بعد از سه، چهار روز بوى زبان بر طرف ميگردد. اسيد اوريك ادرار كاهش مى يابد، و در نتيجه براى انسان روزه دار احساس سبكى و خوشى خارق العاده رخ ميدهد و همه وجود انسان بسوى استراحت ميرود).
 4- داكتر تومانيانس: ميگويد: «فـايده بزرگ كم خورى و پرهيز از صرف غذاها، در يك مدت كوتاه، آن است كه، چون معده در طول مدت يازده ماه مرتب پر از غذا بوده و در مدت يك ماه روزه دارى مواد غذاى شكم خود را دفع ميكند و همين طور (كيسه صفرا) كـه براى حل و هضم غذا مجبور است كه مواد صفراى خود را مصرف كند، در مدت سى روز تـرشحات صفراوى را صرف در حل و هضم غذاى باقى مانده و جمع شده در معده بمصرف ميرسند.
 جهاز هاضمه بدن در نتيجه كم خورى استراحت نموده، و به رفع خستگى مى پردازد. روزه يعنى كم خوردن وكم نوشيدن در مدت معينى از سال است و ايـن بهترين راه براى سلامتى وجود انسان بشمار ميرود. هم طب قديم و هم طب جديد بر اهميت اين امر صحه گذاشته است.
 روزه براى تداوى امراض جهاز هاضمه، كليه، كبد (كيسه صفرا) كـه بسيارى از امراض اين بخش را حتى با دوا ها نميتوان معالجه كرد، ميتوان آنرا به روزه تداوى و معالجه نمود. 
روزه بهترين معالجه و تداوى بـراى امــراض سوء هــاضمه بوده، مــرض مخصوص كبد (كيسه صفرا ) كه موجب «ير قان» (زردى) ميگردد بهترين معالجه آن همين روزه است بخاطر اينكه اين مرض زيادتر از اوقات به واسطه فعاليت بيش از حد كبد بوجود مى آيد و موجب خستگى كبد گرديده كه بــــــه اثر آن كيسه صفر ا از فعاليت مى افتد و نمى تواند صفرا را از خون بگيرد». 

 5
- داكتر گوئــل پا ميگويد: 
 تعدادى زيادى از امراض روده كـــــه به اثر تخمير غذا در روده ها بوجود مى آيد نه به اثر دوا بلكه به اثر روزه بر طرف ميگردد. ۶- داكتر الكسى سوفـــورين ميگويـــد: 
 جسم در هنگام روزه به جاى غذا از مواد داخلى استفاده كرده و آنرا به مصرف ميرساند. كه در نتيجه آن مواد فاضله و عفونى كه در جسم تجمع ميكند و بحيث ريشه و خميره بيمــارى مبدل ميگردد، با گرفتن روزه از بين رفته، و روزه عامل ريشه كن شدن تعدادى زيادى از امراض بشمار ميرود.
 دكترالكسى سوفورين ميگويد: بايد انسان جسم خود را با روزه از داخل پاك ونظيف كرداند.  ۷- داكتر كــارلــــــو معتقــــد است:
 هر انسان بايد در ظرف يك سال مدتى از خوردن غذا زياد جلو گيرى كند. زيرا تدوام روزمره غذا موجب تكثر و تولد و در نهايت موجب رشد ميكروب ها در وجود انسان ميگردد. كه بــا احتياط و كم خـــــورى ميكروب ها در وجود انسان رو به ضعف و تقليل ميروند. و بهترين معالجه در دفــع ميكروب ها در وجود انسان همان روزه است كه دين اسلام براى سلامتى وجود انسان واجب گردانيده است. 
 ۸ - داكتر رو ميگويد: حتى بسيارى از امراض سفليس را تنها ميتوان با روزه و امساك تداوى كرد. 
۹- «بنديك» عالم فيزيو لوژيست ميگويد: «يك دوره روزه سى و يك روز است ...در اين مدت در تركيب خون هيچ نوع اختلاطى به هم نرسيده و آن نورى كه در برخى از روزه داران ملاحظه ميشود، و آن حالت جوانى و نشاط كه براى روزه داران رخ ميدهد عامل همه آن روزه است». ۱۰- «اوتو بو خنگر» يكتن از محققان مشهور جهان در عر صه طب ميگويد: «اكثر امراض حاد و مزمن را ميتوان با وسيله روزه بهبود بخشيد و يا حد اقل از شدت آن كاست. وى ميگويد: در هنگام روزه جسم انسان همه مواد فاضله را جمع آورى نموده و به احراق آن مي پردازد، نيروهاى نو ساز بدن به هنگام روزه فعال مى گردند و بـــــــه تصفيه و ترميم بافتهاى بـــــــدن مى پردازد. مـدت پنجاه سال كه از تاسيس «كلينك اوتو بو خنگر» سپرى ميشود بيشتر از پنجاه هزار انسان در اين مـركز صحـى تنها با روزه تداوى و معالجه گرديده اند. 
۱۱- داكتر عبد العزيز اسماعيل پاشا دانشمند مشهور مصری در حالاتی ذیل براى معالجه از روزه استفاده نموده است:

الف: در مورد اضطرابات مزمن امعاء هنگامى كه مقرون با تخمير مواد زلاليه و مواد نشائسته یی باشد. در 

ايــن موقـع روزه، مخصوصاً از جهت نياشاميدن آب ميان دو خوراك و ايجاد فاصله طولانى نوبت هاى غذا، علاج قطعى است و اين خصوصيت در مورد ماه مبارك رمضان صدق كامل دارد.


ب: هنگام زياد شدن وزن كه به اثر پر خورى و تقليل حركت بـــوجود مى آيد، روزه بـــا رعايت اعتدال در غذا، افطار و اكتفاء به آب هنگام سحر نسبت به هر معالجه مفيد تر و مؤثر تر است.


ج: جلوگيرى از مــــــرض شكر.


د: جــــلوگيرى از فشار خــــون.


هـ: جلوگيرى از ا لتهاب حاد و مزمن كليه ها كه مقرون با ترشح و تورم باشد.


و: جلوگيرى از امراض قلب كه توام با تورم باشد.


ز: جلــوگيرى از التهاب ها مزمن مفاصل، بخصوص كه توام با امراض چاقى باشد كه اغلباً در بين زنان در سنين چهل سالگى بوجود مى آيد. تجارب نشان داده است كه با گرفتن روزه درجات اين مرض نسبت به ساير معالجه هاى برقى، خونى و استعمال دواها، و استعمال تخنيك هاى پيشرفته طب جديد، در وجود انسان تقليل و تخفيف مى يابد. ۱۲- داكتر كارلـــو ميگويد: چون تعداد امــراض بيشتر گـــرديده است مجبور هستم همه انسان هـا (اعـم از فقير و غنى) را از تداوى و معالجه كه آنرا پيامبر اسلام در جزيرة العرب تشريع نموده و بنام روزه آنرا مسمى ساخته است، با خبر سازم.

معـــالجه امـــــراض چشم:


13-          داكتر آندر پاسك معتقد است: در صورتيكه انسان، پرابلم ها و ناراحتيهاى وخيم در چشم از جمله ورم ها، ورم شبكيه، ورم بافت ملتحمه، آب مرواريد و آب سبز در چشم مبتلا باشد. حتما بايد روزه گيرد. 
 ۱۴- داكتر «آلن مويل» ميگويد: روزه داراى چهار فايده اساسى است: 
۱- مانع تجمع مواد سمى در بدن انسان ميگردد. 
 ۲- روزه باعث ميگردد كه جهاز هاضمه بدن استراحت نسبى يابد.
 ۳- به وسيله روزه بدن انرژى خود را صرف دفع سموم در بدن مينمايد. 
 ۴- نيروى حياتى در بدن انسان تحريك يافته و موجب تقليل مواد فاضله در بدن ميگردد.


فــوايــد طبى روزه:


اگر نظريات اطباء را در مورد فوایدی روزه بصورت كل جمع بندى نماييم، فوايد روزه را از ناحيه طبى بطور ذيل ميتوان چنين خلاصه و فورمولبندى نمود: 
۱- جلوگيرى از اختلال و مزمن شدن روده ها و بخصوص در هنگامى كــــه فرمانتاسيون و تخميرات معده و روده، مريض را دچار درد هاى شديد مى سازد. ۲- جلوگيرى از چاقى كه معمولا ناشى از پر خورى ميشود. 

۳- جلوگيرى از فشار خون. 
 ۴- جلوگيرى از امراض شكر و قند. ۵ - تداوى و معالجه امــــراض چشم (از جمله ورم هـــــا، ورم شبكيه، ورم بافت ملتحمه، آب مرواريد و آب سبز در چشم) 
۶- جلو گيرى از امراض قلب كه توام با تورم باشد.
 ۷- جلوگيرى از التهاب هاى مزمن مفاصل، بخصوص كه توام با امراض چاقى باشد.
 ۸- تداوى اكثر امراض حاد و مزمن. 
۹- تداوى امراض جهاز هاضمه، كليه، كبد (كيسه صفرا) 
۱۰- معالجه و تـــــــداوى امــــراض سوء هـــاضمه، مـرض مخصوص كبد (كيسه صفرا) كــــه موجب «ير قان» (زردى) ميگردد.


 ۱۱- پاكى نفس و تقليل جرايم.


 بر اساس تحقيقات بعمل آمده علما بدین باور اند که: امار جـــرايم، قتل و قتال و نزاع ها در ماه مبارك رمضان در كشور هاى اسلامى به قوس نزولى خود ميرسد. فضيلت ماه مبارك رمضان 
از ابو هريرة ( روايت است كه پيامبر ص فرمود: «من صام رمضان إيماناً واحتساباً غفرله ما تقدم من ذنبه» (كسى كه از روى ايمان و اميد كسب اجر و پاداش، ماه رمضان را روزه بگيرد گناهان (صغيره) گذشته او بخشوده مى شود).


 ماه مبارك رمضان داراى فضايلى است كه به برخى آن اشاره مى‌شود

اول: خود ماه مبارك رمضان ماه رمضان ماهى است، كه روزه گرفتن در اين ماه بر مسلمانان فرض گرديده است.


دوم: موجوديت ليلة القدر در اين ماه كه بركت و خير اين شب، بهتر و بيشتر از هزار ماه است.

سوم: نزول صحف وكتب آسمانى:
 مطابق به روايات دينى، 
صحف ابراهيم در اوايل ماه مبارك رمضان، 
تـورات در ششم مـــاه رمضــان، 
انجيل در سيزدهم مــاه رمضان، 
زبــور داود ( در هژدهم ماه رمضان 
و قــرآن عظيم الشان در ۲۳ مـــاه رمضان بطور مجموعى به بيت المعمور وبعدا در بيست و سه سال بر پیامبر اسلام حضرت محمد ص نازل يافته است.

چهارم: مطابق به روايات دينى و شواهد تـــاريخى: اولين فيصله ميان حق و باطل (غزوه بدر) هم در مــاه مبارك رمضان صورت گرفته است. و قرآن عظيم الشان اين غزوه را بنام «يوم الفرقان» مسمى نموده است.
 همچنان مــطابق بــه بـــرخى از روايات تاريخى: ميگويندكه فتح مكه هم در مــاه مبارك رمضان صورت پذيرفته است.

 حفظ و صيانت مـاه رمضان:

 در ماه مبارك رمضان دو نوع حفظ و دو صيانت در برابر انسان بوجود مى آيد: 
-۱ حفظ انسان از وسوسه هاى شيطان
 -۲ حفظ انسان از گرفتارى هاى عذاب الهى خــوشحالى‌هـــاى مــاه مبارك رمضان:


 روزه دار در ماه رمضان دارايى دو خوشحالى در يك روز مي‌باشد: 
 1- وقتيكه روزه دار روزه خويش را افطار ميكند. 2- دومين خوشحالى ملاقات با ذات پرورد گار در روزه قيامت است.
 در حــــديث شريف آمده است: «كسيكه با ايمان و احتساب (نيت كسب ثواب) روزه گيرد، تمام گناهان را كه قبلاً مرتكب گرديده باشد، بخشيده ميشود» (رواى حديث بخارى ومسلم). 


كلـمـــه رمـضان:


رمضان ماهى است كه بشويد، هم بسوزد. بشويد به آب توبه دل هاى مجرمان را، بسوزد به آتشى گرسنگى تن ها بندگان را، رمضان در لغت از (رمضا) به معناى شدت حرارت و يا به معناى سنگ گرم و داغى گرفته شده است و ايـــن بدين معناى كه اگر اين سنگ داغ را به هر چه بگذارند آنرا بسوزند. و يــــا هم رمضان از «رمض»  گرفته شده است كه به معناى باران است كه بر هر چه برسد، آن را بشويد. 
 واقعا اين كلمه از دقت و لطافت خــاصى برخـــوردار است، چون در اين ماه گناهان انسان 
بخشيده مـى شود، بناء بر مسلمانان است تا به ضميمه مـــاه رمضان هميشه كلمه مبارك را اضافــــه نمايد، و هميشه آنرا بنام «ماه مبارك رمضان» ياد نمايند. 
پيامبر اكرم ص مى فر مايد: «إنما سمى الرمضان لأنه يرمض الذنوب: ماه رمضان به اين نام مسمى شده بخاطر آنكه گناهان را مى سوزاند». 
پيغمبر ص در جاى ديگرى ميفرمايد: «ماه رمضان ماه است كه آن گناهان مؤمنان پاك و شسته ميشود و خداوند ( ايشان را مى بخشد». 
ماه رمضان از جمله يكى از ماه هاى است كه نامش در قرآن ذكر يافته است. اين ماه در روايات و فرهنگ اسلامى بخشى از برنامه ريزى الهى براى تربيت بشرى تلقى مى شود، كه از بر كت آن هر سال تحولى فكرى، و فرهنگى در جامعه اسلامى پديد مى آيد. 
همچنان در روايات اسلامى، ماه مبارك رمضان، ماه خدا و ميهمانى امت پيامبر اكرم ص خوانده شده است و خداوند متعال در اين ماه در نهايت كرامت و مهربانى پذيرايى مى كند؛ پيامبر اسلام مى فر مايد: «ماه رجب ماه خدا، ماه شعبان ماه من و ماه رمضان ماه امت من است، هر كس كه در اين ماه روزه بگيرد بر خدا ست كه گناها ن شان را ببخشد».

 معناى لـــــغــــــوى روزه:


روزه يا «صوم» يا «صيام» به معناى باز داشتن و خوددارى كردن از چيزى را گويند. و در اصطلاح شريعت منظور از صوم آنست كه شخص از صبح صادق طلوع فجر دوم تا غروب آفتاب خود را از مفطرات يعنى آنچه مورد اشتهاى شكم و فرج است به نيت مخصوص نگاه كند.


 حكمت و فلسفه فرضيت روزه:


 حكمت و فلسفه فرضيت روزه بالاى مسلمانان براى تقويت روح مسلمانان براى مقاومت با تملايات و هوس هاى جسم است. زيرا روزه قدرت هوس هاى بدن را تقليل ميدهد و انسان را از بسيارى تمايلات نفسانى كه لايق مقام انسان نيست باز ميدارد. و بدين ترتيب روزه روح انسان را تقويت ميكند.

حـكم فــرضيت روزه:


بر اساس حكـم الهى: 
﴿يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا كُتِبَ عَلَيْكُمُ الصِّيَامُ كَمَا كُتِبَ عَلَى الَّذِينَ مِن قَبْلِكُمْ لَعَلَّكُمْ تَتَّقُونَ  ((البقرة: ۱۸۳).

«اى مؤمنان، روزه بر شما مقرر شده است، چنان كه بر پيشينيانتان مقرر شده بود، باشد كه تقوى پيشه كنيد». 
و هم حـــــــــديث مبارك:«بنى الإسلام على خمس شهادة أن لا إله إلا الله وأن محمدا رسول الله وإقام الصلاة وإيتاء الزكاة 
والحج وصوم رمضان» «اسلام بر پنچ چيزى بنا گرديده است، اقرار بر اينكه لائق پرستش و عبادت هيچكس بجز ذات الله تبارك و تعالى نيست و حضرت محمد ص فرستاده خداوند ( است، برپا كردن نماز، دادن زكات، و حج بيت الله شريف و روزه ماه 

مبارك رمضان» (صحيح مسلم: ۱/۴۵-۲۰-۱۶)،صحيح امام بخاري: ۱/۴۹ / ۸). 
همچنان اجماع امت بر اينست كه روزه ماه رمضان فرض و يكى از اركان اسلام و ضروريات دين است و كسي كه فرضيت آن را انكار كند كافر و مرتد است. (فقه السنة: ۱/۳۶۶). 


حكـــم و حكمت فـرضيت روزه: 


 روزه از قديم الزمان بين انسانها مروج بوده، اگر ادبيات و قصص مصريان قديم، چينى ها، يونانى ها را مورد مطالعه قرار دهيم در خواهيم يافت كه روزه با تفاوت هاى روزه فعلى مسلمانان وجود داشته در آن زمان روزه هاى يك روزه يك هفته اى و يا روزه كه روزه داران از خوردن برخى از خـــــوراك باب هــا ممنوع بودند از جمله خوردن گوشت و يا غيره مأكولات، طوريكه مظاهر اين روزه را ميتوان امروز هم در كشور هاى اروپايى و بـــرخى از كشور هاى آسيايى و پيروان ساير مذاهب از جمله در مذهب كاتوليك ها و پروتستانت ها مشاهده كرد. 
روزه و حكم قطعى روزه براى مسلمانان بروز دوم ماه شعبان سال دوم هجرت توسط اين آيه مباركه براى مسلمانان ابلاغ گـــرديد. ﴿شَهْرُ رَمَضَانَ الَّذِي أُنْزِلَ فِيهِ الْقُرْآنُ هُدىً لِلنَّاسِ وَبَيِّنَاتٍ مِنَ الْهُدَى وَالْفُرْقَانِ﴾  (بقره: 185). (ماه رمضان ماه ا ست كه در آن قرآن نازل شده كه رهنمايى مردم است و دلائل هدايت و تميز بين حق و باطل مى باشد). پروردگار با عظمت ما امر فــرمود: ﴿فَمَنْ شَهِدَ مِنْكُمُ الشَّهْرَ فَلْيَصُمْهُ﴾ (هر كه از شما آنرا بيابد روزه اين ماه را بگيرد».
 قرآن مجيد شهادت ميدهد كه روزه در تمام اديان آسمانى فرض بوده و در نظام عبادت هر امتى حيثيت بخش لازمى را داشته است ﴿   كَمَا كُتِبَ عَلَى الَّذِينَ مِن قَبْلِكُمْ﴾ (بقره: ۱۸۳). (طوريكه فرض گردانيده شده بود بر كسانى كه پيش از شما بودند). پيامبر اسلام ميفر مايد: «اگر شخصى بدون عذر شرعى و مرض، يك روزه را ترك كند اگر تمام عمر روزه بگيرد بازهم تلافى آن را نميتوان كرد». (رواى حديث احمد، ترمذى، ابوداود). 
زمانيكه حضرت محمد ص به مدينه منوره هجرت كرد، ملاحظه كرد كه در آن ديار برخى از مردمان در روز عاشورا روزه ميگرفتند، مسلمانان با آنحضرت ص مراجعه نموده و در مورد خواستار هدايت گرديدند، آنحضرت ص خود روزه گرفت و به پيروان خويش امر 
كرد تا روزه بگيرند. در صحيح بخارى از ابن عمر ب نقل شده است: «صام النبى ص عاشوراء وأمر بصيامه فلما فرض رمضان ترك» و نيز در صحيح بخارى از عايشه ل نقل شده 
است كه: «رسول خدا به روزه روز عاشورا امر كرد تا هنگامى كه روزه ماه رمضان واجب شد. آنگاه فرمود: «هر كس مى خواهد روز عاشورا را روزه بگيرد و هر كسى مى خواهد افطار كند». شخص حضرت محمد ص قبل از فرضيت ماه مبارك رمضان، روزه ميگرفت. و به اين 

عبادت آشنايى داشت.
 پيامبر اكرم محمد ص فرموده اند: «إذا دخل رمضان فتحت أبواب السماء». وفى رواية: «فتحت أبواب الجنة وغلقت أبواب جهنم وسلسلت الشياطين» وفى رواية: «فتحت أبواب الرحمة» (چون ماه مبارك رمضان داخل شود، در هاى آسمان كشاده شود. در روايت ديگرى آمده است كه در هاى بهشت كشوده مى شود و در هاى دوزخ بسته و شياطين در زنجير كرده مى شوند. و در روايتى آمده است كه در هاى رحمت باز مى شود). 


هــــــــــدف روزه:


هدف واقعى روزه متقى شدن انسان است. ﴿(لَعَلَّكُمْ تَتَّقُونَ﴾ تقو ى گوهر اخلاق است، كه از محبت الهى، از ايمان بـــــــه الله ( درك صفات رحمت، كـــرم، فضل و خـــوف خداوند ( بـــوجود مى آيد. 


 روزه حـقـيـقى:


روزه حقيقى روزه اى است كه انسان با تمام احساس و شعور كامل به اداى آن اقدام نمايد. و از تمام مكروهاتى كــــه روزه را بى روح و بى مفهوم مى سازد از آن جلو گيرى بعمل آرد. 
پيامبر اسلام ميفر مايد: «وقتى كه انسان روزه مى گيرد لازم است كه گوش ها، چشم ها، زبان، دست ها و تمام اعضاى بدن خود را از كارهاى نا پسند يده باز دارد». 


وقت فرضيت ماه مبارك رمضان:


خداوند پاك در سوره بقره (آيات ۱۸۳ - ۱۸۵) مي‌فرمايد: ﴿يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا كُتِبَ عَلَيْكُمُ الصِّيَامُ كَمَا كُتِبَ عَلَى الَّذِينَ مِن قَبْلِكُمْ لَعَلَّكُمْ تَتَّقُونَ  أَيَّامًا مَّعْدُودَاتٍ ۚ فَمَن كَانَ مِنكُم مَّرِيضًا أَوْ عَلَىٰ سَفَرٍ فَعِدَّةٌ مِّنْ أَيَّامٍ أُخَرَ ۚ وَعَلَى الَّذِينَ يُطِيقُونَهُ فِدْيَةٌ طَعَامُ مِسْكِينٍ ۖ فَمَن تَطَوَّعَ خَيْرًا فَهُوَ خَيْرٌ لَّهُ ۚ وَأَن تَصُومُوا خَيْرٌ لَّكُمْ ۖ إِن كُنتُمْ تَعْلَمُون شَهْرُ رَمَضَانَ الَّذِي أُنزِلَ فِيهِ الْقُرْآنُ هُدًى لِّلنَّاسِ وَبَيِّنَاتٍ مِّنَ الْهُدَىٰ وَالْفُرْقَانِ ۚ فَمَن شَهِدَ مِنكُمُ الشَّهْرَ فَلْيَصُمْهُ ۖ وَمَن كَانَ مَرِيضًا أَوْ عَلَىٰ سَفَرٍ فَعِدَّةٌ مِّنْ أَيَّامٍ أُخَرَ ۗ يُرِيدُ اللَّهُ بِكُمُ الْيُسْرَ وَلَا يُرِيدُ بِكُمُ الْعُسْرَ وَلِتُكْمِلُوا الْعِدَّةَ وَلِتُكَبِّرُوا اللَّهَ عَلَىٰ مَا هَدَاكُمْ وَلَعَلَّكُمْ تَشْكُرُونَ﴾«اى مــــــؤ منان! روزه بر شما فر ض گرديــده چنانچه بر كسانيكه پيش از شما بـــودند فرض گــــرديده بود تا پرهيزكار شويد و خلعت تقوى را در بر كنيد. روزه در روزه هاى شمرده شده و اندك بر شما فرض گردانيده شده، پس هر كدام از شما كه مريض و يا در سفر باشد برايش رواست كه روزه را بخورد و قضاى آنرا در روز هــاى ديگر بياورد و بر كسانيكه به مشقت زياد از عهده آن مــــى‌برآيند فديه است به اندازه خوراك يك روزه يك مسكين، و هركس بـه خوشى و رضاى خود در فديه افزودى به عمل آرد و بيش از يك نفر مسكين را سير سازد برايش بهتر است. روزه گرفتن تان براى شما بهتر است اگر ميدانيد. ماه رمضان ماهيست كه در آن قرآن نازل شده كه براى مردم وسيله هدايت و دلايل روشن از رهنمايى و وسيله امتياز حق از باطل است. پس هركس حاضر آن ماه باشد و آنرا در يابد آنرا بگيرد و هركس مريض و يا در سفر باشد برايش رواست كه آنرا نگيرد و قضاى آنرا در روزهاى ديگرى بياورد و شماره روزهاى فوت شده را تكميل كند. خداوند خواهان آسانى و سهولت بر شماست و اراده عسرت و دشوارى بر شما را ندارد، و بر اينكه شما، شمار آنرا تكميل كنيد و براى اينكه خداى خود را به بزرگى ياد كنيد شما را رهنمونى كرده و باشد كه شما با سپاس و شكر گزار و منت بار خداى خود باشيد». روزه وقت فرض ميگردد زمانيكه تاكيد به رويت هلال ماه مبارك رمضان صورت بپذيرد. بدين اساس دين اسلام بر مسلمانان واجب گردانيده است تا به تاريخ (۲۹ شعبان) براى ديدن هلال ماه رمضان اهتمام بخرچ دهد. ۱-رويت ماه مبارك رمضان بايد توسط دو نفرمسلمان (خواه مرد باشد يا زن) عا قل، بالغ و عادل تصديق گردد.
۲- اگر رويت ماه مبارك توسط عده زيادى از مردم تصديق گردد، در اين صورت شرط عادل بودن از بين ميرود.
۳- در صورتيكه آسمان ابر آلود باشد بناء با تكميل ۳۰ روز از ماه شعبان فرضيت روزه حتمى ميگردد.
زمانيكه رويت ماه مبارك رمضان بعمل آمد بر مسلمانا ن لازم است تا خود روزه گيرند و خبر آنرا بين همه مسلمانان پخش نمايند. اگر رويت ماه مبارك رمضان در يكى از كشور ها صورت گيرد بر ساير مسلمانان است كه به مجرد وصــول خبر، روزه بگيرند. پيامبر اسلام حضرت محمد مصطفى ص فرموده است:«صُومُوا لرؤيته و أَفطِرُوا لرويته، فإن غمی عليكم الشهر فعدوا ثلاثين» «هلال را ديده روزه گيريد و هلال را ديده روزه را پايان دهيد و اگر در (۲۹) شعبان هلال ديده نشد پس حساب شعبان را (۳۰) پوره نمائيد». (بخارى: ۴/۱۱۹/۱۹۰۹).

 دعاى ديدن مـــــاه:

پيامبر ص وقتى ماه نو را مشاهده ميکردند، چنين دعا ميخواندند. «اللَّهُمَّ أَهِلَّهُ عَلَيْنَا بِالأَمْنِ وَالإِيمَانِ وَالسَّلاَمَةِ وَالإِسْلاَمِ، رَبِّى وَرَبُّكَ اللّـَهُ، هِلالُ خَيْرٍ وَرُشْدٍ». «خدايا! طلوع مهتاب را بر ما همراه آرامش و ايمان، سلامتى و اسلام بگردان. اى مهتاب! خداى من و خداى تو الله واحد است». آرزومندم اين مهتاب هدايت و خير باشد.

 اقســــــام روزه:

1-            فـــــــرض: 
روزه فرض در تمام سال فقط روزه گرفتن ماه مبارك رمضان بر مسلمانان فرض است.

2-            واجــــب: روزه‌ای است كـه نذر شده باشد و روزه كفاره واجب است. اگر شخصى روزه‌ای روز معيينى را نذر كرده باشد، روزه گرفتن همان روز ضرور ميباشد. اما اگر روزه را معين نكرده بود هر وقت كه بخواهد ميتواند روزه
بگيرد. اما تاخيرآن بدون دليل لازم نيست.

3-            سنــــــت: روزه هاى است كه پيامبر اسلام گرفته باشد و مسلمانان را به گرفتن آن تر غيب نموده باشد. از جمله: روزه، روز نهم و دهم محرم بطور مسلسل. روزه، يوم عرفه يعنى نهم ذو الحجة الحرام. روزه، ايام بيض: يعنى روزه گرفتن در روزهاى (۱۳، ۱۴، و ۱۵) هر ماه.

4-            نــــفـــــل: روزه نفلى، روزه غير از روزه هاى فرض، واجب و مسنون، را روزه نفلى ميگويند كه روزه گرفتن در آن مستحب است از جمله: (شش روز روزه گرفتن در ماه شوال المكرم، روزه گرفتن روز هاى دوشنبه و پنچشنبه، روزه گرفتن هشت روز در دهه اول ذو الحجة).

  ۱- شش روز شوال:

 از ابو ايوب انصاري ( روايت است كه: پيامبر ص فرمود: «من صام رمضان ثم أتبعه ستاً من شوال كان كصيام الد هر» «كسي كه ماه رمضان و بدنبال آن شش روزه از ماه شوال را روزه بگيرد مانند اينست كه يك سال كامل را روزه گرفته باشد». (صحيح سنن ابو داود: ۲۱۲۵، صحيح مسلم: ۲/ ۸۲۲/۱۱۶۴،  سنن الترمذى: ۲/۱۲۹/۷۵۶، سنن ابن ماجه: ۱/ ۵۴۷ /۱۷۱۶).

 ۲ و ۳. روز عرفه براى غير حاجي و روز عاشورا و روز قبل از آن:


از ابو قتادة روايت است:  سئل رسول الله ص عن صوم يوم عرفة؟ فقال: «يكفر السنة الماضية والباقية»، وسئل عن صوم يوم عاشوراء، فقال: «يكفر السنة الماضية» «از پيامبر ص در باره روزه روز عرفه سؤال شد فــرمود: گناهان سال گذشته و سال جاري را از بين مى برد، و در باره
روزه روز عاشورا از او سؤال شد فرمود: گناهان سال گذشته را از بين مى برد». (صحيح مسلم: ۲/ ۸۱۸/۱۱۶۲). 
از ام الفضل بنت حارث روايت است: «أَنَّ نَاسًا اخْتَلَفُوا عِنْدَهَا يَوْمَ عَرَفَةَ فِى صَوْمِ النَّبِىِّ ص فَقَالَ بَعْضُهُمْ: هُوَ صَائِمٌ. وَقَالَ بَعْضُهُمْ: لَيْسَ بِصَائِمٍ. فَأَرْسَلَتْ إِلَيْهِ بِقَدَحِ لَبَنٍ وَهْوَ وَاقِفٌ عَلَى بَعِيرِهِ فَشَرِبَهُ» «مردم در روز عرفه در باره روزه بودن پيامبر ص نزد من بحث و جدال كردند. بعضى از آنها گفتند: او روزه است و بعضى ديگر گفتند: روزه نيست. من ظرفى از شير را برايش فرستادم، ايشان در حالى كه روى شترش در عرفه ايستاد بود آن را نوشيد». (صحيح امام بخارى، فتح البارى: ۴/ ۲۳۶/۱۹۸۸، صحيح مسلم: ۲/۷۹۱/۱۱۲۳، سنن ابود داود، ابن المعبود: ۷/ ۱۰۶/۲۴۲۴). از ابو غطفان بن طريف مري روايت است: از ابن عباس ب شنيدم كه مى گفت: «حين صام رسول الله ص يوم عاشوراء وأمر بصيامه، فقال: يا رسول الله! إنه يوم تعظمه اليهود 

والنصارى فقال رسول الله ص: فإذا كان العام المقبل إن شاء الله صمنا اليوم التاسع. فقال: فلم يأت العام المقبل، حتى توفى رسول الله ص» «وقتى پيامبر ص روز عاشورا را روزه گرفت و به روزه گرفتن آن دستور داد، مردم گفتند: اي رسول خدا عاشورا روزي است كه يهود و نصارى آن را بزرگ مى دارند. پيامبر ص فرمود: سال بعد انشاء الله روز نهم را هم روزه مى گيريم. ابن عباس ب گفت: قبل از آنكه روز نهم سال بعد بيايد پيامبر ص فوت كرد». (صحيح سنن ابو داود: ۲۱۳۶)، صحيح مسلم: ۲/۷۹۷/۱۱۳۴). 


 -۴ گرفتن روزه در مــــاه محــرم:


از ابو هريره ( روايت است كه پيامبر ص فرمود: «أفضل الصيام بعد الرمضان شهر الله المحرم، أفضل الصلاة بعد الفريضة صلاة الليل» «بهترين روزه بعد از ماه رمضان روزه ماه محرم و بهترين نماز بعد از نماز هاي فرض نماز شب است».


 ۵- اكثر روز هاي ماه شعبان:


از عايشه ل روايت است: «ما رأيت رسول الله ص استكمل صيام شهر قط إلا شهر رمضان، وما رأيته فى شهر أكثر منه صياماً فى شعبان» «پيامبر ص را نديدم كه ماهى را كامل روزه بگيرد، مگر ماه رمضان و او را نديدم كه در هيچ يك از ما ه ها به اندازه ماه شعبان روزه بگيرد». (صحيح امام مسلم: ۴/ ۲۱۳/۱۹۶۹)، صحيح امام مسلم: ۱۱۵۶/۸۱۰ /۱۷۵)، سنن ابو داد: ۷/ ۹۹/ ۲۴۱۷).


-۶ روز هاى دوشنبه و پنجشنبه:

از اسامه بن زيد روايت است: «إن نبي الله ص كان يصوم يو الإثنين والخميس، وسئل عن ذلك فقال: إن أعمال العباد تعرض يوم الإثنين والخميس» «پيامبر ص روز دوشنبه و پنج شنبه را روزه مى‌گرفت. در باره از او سؤال شد، فرمود: اعمال بندگان در اين دو روز (پيش خدا) عرضه ميشود». (صحيح سنن ابو داود: ۲۱۲۸). پيغمبر اسلام در سفر و حضر در روز هاى بيض (۱۳، ۱۴، ۱۵، هر ماه) افطارنميگرد. (نسائي، ترمذى). قابل تذكر است روزه ثوابى را هر زمانيكه از ادامه آن خسته شديد ميتوانيد آنرا افطار نمايد.

 روزه‌هـــــــاى ممنوعــــــه:


در ايام ذيل گرفتن روزه ممنوع مى باشد:


۱- گرفتن روزه درايام شك يعنى اينكه ساير مسلمين روز دار نباشند ولى به زعم خويش روزه بگيرد.
يــــوم شك: (يوم شك يا روز شك)، روز ۳۰ ماه شعبان را گويند كه در شامگاه روز ۲۹ شعبان، مهتاب ديده نشود و به طور قطعى هم معلوم نباشد كه فردا ۳۰ شعبان است يا اول رمضان. در اين روز، روزه گرفتن مكروه تحريمى است. (حضرت عمار بن ياسر ( از پيامبر اكرم ص روايت نموده اند كه: «من صام اليوم الذى شك فيه فقد عصى أبا القاسم» «كسى كه يوم شك را روزه بگيرد با پيامبر ص مخالفت كرده است». (سنن الترمذى: ۲/ ۹۷/۶۸۱)، سنن ابو داود: ۶/ ۴۵۷/۲۳۱۷)، (روز عيدين عيد فطر و عيد اضحى، يـــازدهم، دوزادهم، سيزد هم ذوالحجة).
 ۲- گرفتن روزه در روز عيدين (عيد فطر وعيد الأضحى) ۳- گرفتن روزه در دوره حيض و نفاس. ۴- همچنان حضرت محمد ص روزه بدون افطار و سحر را منع نموده است.

حكم روزه نفلى براى زن شوهر دار: 


زن نميتواند بدون اجازه شوهرش در صورتيكه شوهرش مقيم باشد، روزه ثوابى بگيرد. از ابو هر يره ( روايت شده كه پيامبر اسلام فرمود: «ولا تصم المرأة يــوماً واحداً، وزوجها شاهــد إلا بإذنه، إلا رمضان» «روزه نگيرد زن حتى يك روز در حاليكه شوهرش باشد مگر به اجازه او غير از رمضان» (احمد، بخارى، مسلم). اين حـديث شريف بصورت آشكار زن را از روزه گـــــرفتن روزه نفلى در حاليكه شوهرش حاضر باشد منع مى كند زيرا ممكن است باعث تلف حق او گردد ولى در روزه رمضان چون فرض است اجــازه گرفتن از شوهر لازم نمى باشد. روزه مــــكر وه:

 روزه است كــــه انسان تنها روز شنبه و يا يكشنبه را روزه بگيرد و يــا فقط روز عاشورا را روزه بگيرد. و يـــا روزه گرفتن زن بدون اجـــازه شوهر، و يا روزه گرفتن بدون افطار (كــه بنام روزه وصال) ياد ميگردد. و غيره از اين قبيل روزه را در شريعت اسلام بنام روزه مكروه مسمى نموده اند.

روزه
حــــــرام:

در روز هاى ذيل سال گرفتن روزه حرام ميباشد.


۱- در روز عيد رمضان و قربان، از ابو عبيد مولاي ابن أزهر روايت است: در روز عيد با عمر بن خطاب ( بودم گفت: پيامبر ص از روزه گرفتن در اين دو روز نهى فرموده است، اولين روز بعد از ماه رمضان (عيد فطر) و روزي كه از قرباني هايتان مى خوريد (عيد قربان). (صحيح امام بخارى: ۴/ ۲۳۸/۱۹۹۰، صحيح امام مسلم:  ۲/ ۷۹۹/۱۱۳۷ )


-۲ ايـــــام تشريــــــق، از ابو مره مولاي أم هاني روايت است: با عبد الله بن عمرو نزد پدرش عمرو بن عاص رفتيم، غذايي جلو ما گذاشت و گفت: «بخوريد، (عبدالله) گفت: من روزه هستم، عمرو گفت: بخوريد، اينها روز هايى است كه پيامبر ص به ما امر مى كرد كه روزه نگيريم و از روزه گرفتن ما را نهى مى كرد. امام مالك گفته است: منظور از اين روزها ايام التشريق است».


۳ - روزه گرفتن جمعه به تنهايى: از ابو هريره ( روايت است: «هيچ كدام از شما روز جمعه روزه نگيرد مگر اينكه روز قبل يا بعد از آن نيز روزه بگيرد». (صحيح امام بخارى: ۴/ ۲۳۲/۱۹۸۵، صحيح امام مسلم: ۲/ ۸۰۱/۱۱۴۴، سنن ابو داود:  ۷/ ۶۴/۲۴۰۳). 


-۴ روزه گرفتن شنبه به تنهايى: 
در حديث عبدالله بن بسر سلمى از خواهرش صماء روايت است كه پيامبر ص فرمود: «روزه شنبه را به تنهايى روزه نگيريد مگر روزه هاي كه بر شما فرض باشد، و اگر بجز پوست انگور يا شاخه درخت چيز ديگرى نيافتيد  آن را بجويد تا آن روز روزه نباشيد». (سنن ابو داود: ۷ /۶۶/۲۴۰۴، سنن الترمذى: ۲/۱۲۳/۷۴۱).

-۵ نيمه دوم شعبان براى كسى كه به روزه گرفتن آن عادت ندارد: از ابو هريره ( روايت است كه پيامبر ص فرمود: «هيچ كدام از شما يك يا دو روز قبل از رمضان روزه نگيرد مگر اينكه به روزه گرفتن در آن روز عادت داشته باشد كه در اين صورت مى تواند آن روز را روزه بگيرد». (صحيح امام بخاري: ۴/۱۲۷/۱۹۱۴، صحيح امام مسلم: ۲/ ۷۶۲/۱۰۸۲).

روزه بـــر كى فـــــرض است؟:


 اجماع علماء بر اينست كه روزه (ماه رمضان) بر هر شخص مسلمان، عاقل، بالغ، سالم و مقيم فرض است البته زن بايد از حيض و نفاس پاك باشد. (فقه السنة: ۱/۵۰۶ ط الريان). 


مـــفهــوم شـرط بلـو غ:


شرط بلوغ بدين معنى است كه مسلمان كه بر سن بلوغ رسيده باشند و توانمندى گرفتن روزه را داشته باشند. روزه بالاى آنان فرض ميگردد. اين بدين معنى است كسانيكه بــــه سن بلوغ نرسيده اند گرفتن روزه بالاى آنان فرض نمى باشد.
پيامبر ص فرموده است: «رفع القلم عن ثلاثة: عن المجنون حتى يفيق، وعن النائم حتى يستيقظ، وعن الصبي حتى يحتلم» «تكليف از سه دسته برداشته شده است: از ديوانه تا هوشيار شود و از به خواب رفته تا بيدار شود و از كودك تا بالغ شود». (صحيح جامع صغير: ۳۵۱۴، سنن الترمذى: ۲/ ۱۰۲/۶۹۳).

 مفهوم شرط قــادر بــــودن:

 شر ط قــــادر بودن به اين معنى است كه يك نفر مسلمان توان گرفتن روزه را داشته باشد بالاى آنان گرفتن روزه فرض ميگردد، ولـــــــى مريضان كه توان گرفتن روزه را ندارد و با گرفتن روزه وضعيت صحي آنان برهم ميخورد و دوكتوران براى آنان گفته باشند در صورتيكه روزه بگيرند به وضعيت جسمانى شان ضرر ميرسد در اين صورت گرفتن روزه بر آنان فرض نبوده. هر زمانيكه از مريضى بهبود يابند و عذر موجود مرفوع گردد به قضاء آن مبادرت ورزند.

 امــــراض:


امراض كه خوردن روزه را به توصيه داكتر معالج متدين جواز دانسته عبارتند از: (امراض سل، امراض صدرى، امراض معدى، امراض روانى، كه انسان به گرفتن روزه از حالت نورمال خارج ميگردد. وغيره امراض خطرناك و مضر ...) اگر شخصى فقط بــه اساس وهم و خيال خود كه گويا روزه او را مريض مى سازد و يا مريضى او را افزايش ميدهد، در حاليكه آن را تجربه هم نكرده و نه دكتور متخصص برايش مشوره داده، روزه نگيرد گنهگار بوده و بايد كفاره آنرا هم بپردازد.

 شيخــوخت و يـا كبر سن:

شيخوخت و يا كبر سن بدين معنى است، آنعده از مسلمانانيكه توانمندى گـــرفتن روزه را از دست داده باشند. به اساس اين حكم الهى ﴿  وَعَلَى الَّذِينَ يُطِيقُونَهُ فِدْيَةٌ طَعَامُ مِسْكِينٍ﴾ (بقره: 184). پيران كهن سال و زنانى كه نتوانند روزه گيرند پس بايد فديه بدهند. همچنان اين حكم شامل حال آنعده از كسانى ميگردد كه به امراض مزمن كه علاج دو باره آن غير ممكن باشد. برآنان گرفتن روزه فرض نيست در بدل آن ميتوانند فديه دهند كه سير كردن هر روزه يك نفر مسكين است.

 مجـــــاهـــــــد:

مجاهد كه مصروف جهاد اعلاى كلمة الله و دفاع از مقدسات وطن باشد، گرفتن روزه بالاى آن فرض نيست. ميتواند بعد از اينكه امور مجاهدت اش به پايان رسيد به گرفتن روزه اقدام نمايد.

مسافـــــــــــر:


بـراى مسافر بـــر اساس حكم آيه متبركه ﴿   فَمَن كَانَ مِنكُم مَّرِيضًا أَوْ عَلَىٰ سَفَرٍ فَعِدَّةٌ مِّنْ أَيَّامٍ أُخَرَ ۚ﴾ (بقره: 185). «كسانيكه از شما مريض و يا در سفر باشد، شمار روز هاى ديگر آنرا بگيرد». (جواز دارد كه روزه را افطار نمايد). علماء حدود مسافتى كه سفر بشمار ميآيد را 4 بُرد بر آورد نموده اند. هر بُرد عربى برابر است با (22.176) كيلومتر، در نتيجه مسافتى كه احكام سفر به آن تعلق ميگيرد برابر است با 4 برابر اين مقدار يعنى (88.704) كيلومتر (برای معلومات مزید مراجعه شود به كتاب «الفقه الإسلامي وأدلته» 1/ 74- 75). علماء برای تأیید نظریات خویش بر روایات ذیل اسلامی استناد نموده اند:

۱- از پيامبر ص به سند ضعيف روايت شده است كه گفت: «يا أهل مكة لا تقصروا في أدنى من أربعة برد من مكة إلى عسفان» (روايت طبراني در المعجم الكبير  2/ 1116، و دار قطني 1/ 387، و بيهقي 3/ 13)، يعنى: «اى اهل مكه، از مسافت كمتر از 4 بُرد ما بين مكه و عسفان (نمازها را) قصر نكنيد».

 ۲- از ابن عباسب سؤال شد كه آيا تا رفتن به عرفه نمازها را قصر كنيم؟ گفت: نه، ولى تا عسفان و جدة و طائف (ميشود نماز را قصر كرد). (التلخيص الحبير 2/46). ۳- ابن عمر و ابن عباس ( هنگام سفر در مسافت 4 بُرد به بالا (يعنى بيشتر از (88.704) كيلومتر) نمازها را دو ركعت ميخواندند و روزه را نميگرفتند. ابن عمر هنگام رفتن به «ذات النصب» نماز را قصر كرد، و بين اين مكان تا مدينه 4 بُرد مسافت بود. (فتح الباري 2/ 566). در ضمن سفر بايد سفر مباح باشد تا احكام سفر بر او تعلق گيرد. در نتيجه كسى كه مسافت بيشتر از (88.704) كيلومتر را طى كند احكام سفر به او تعلق ميگيرد و ميتواند روزه را بشكند و نمازها را قصر و جمع كند، ولى همانطور كه بيان شد بايد سفرش مباح باشد، ولى اگر مسافت طى شده كمتر از (88.704) كيلومتر باشد، احكام سفر به او تعلق نميگيرد، و نميتواند كه روزه را بشكند و يا نمازها را قصر و جمع كند. و نا گفته نماند كه مسئله فوق الذكر يكى از آراء علماء در مورد مسافت قصر و جمع میباشد، و نظريه هاى ديگرى نيز وجود دارد و علماء نزديك به 20 قول را در مورد مسافت قصر بيان كرده اند. که نسبت طوالت کلام از ذکر آن جلوگیری مینمایم. (ولــى قابل تذكر است به مجرد كه مسافر به حالت مقيم آيد به گرفتن روزه آغاز و ايام قضاء شده را قضائى بياورند).

 حـــمـــــــل:


زنان كه حامله اند و ميدانند كه به گرفتن روزه براى حمل و خود آن ضرر ميرسد مكلف به گرفتن روزه نيستند.

 ارضـــــــاع:

اگر زن شيرده گمان غالب كند كه در صورت روزه گرفتن ضرر شديد به طفل وى خواهد رسيد اجازه دارد روزه نگيرد. صرف قضاى روزه بر آنها فرض است.
از انس بن مالك كعبى ( روايت شده كه رسول الله ص فرموده است: «إن الله عزوجل وضع عن المسافر الصوم وشطر الصلاة وعن الحبلى والمرضع الصوم» «خداوند عزوجل برداشته از مسافر روزه و نصف نماز را و از زن حـــاملـــه و شيرده روزه را» (احمد، ابو داود، ابن ماجه، تر مذى). 
 امام ابو حنيفه / ميفر مايد: اگر زنى حامله يا شيرده از روزه گرفتن بترسد جايز است افطار كند فرق نمى كند كه خوف او بر خودش و طفل اش و يا تنها بر خودش و يا تنها بر طفلش باشد، و در صورت كه قدرت يافت صرف بر او قضاء لازم است نه فديه، همچنان پيهم روزه گرفتن در ايامى كه قضا مى كند بر او لازم نمى باشد. اين حكم براى زنى كه فرزند خود را شير ميدهد و زنى كه براى شير دادن اجير شده فرقى ندارد زيرا اگر مــادر طفل باشد شير دادن به اساس ديانت بر او واجب است، و اگر اجير باشد شير دادن به اساس عقد بر او واجب شده است.


 حـــــائض و نفـــــاس:

زنانيكه به دوره حيض و نفاس باشند جواز ندارد كه روزه دار گردند. اگر زن حائض و زنى كه در نفاس است روزه بگيرند، روزه آنها صحيح نيست؛ چون يكى از شروط صحت روزه، پاكي از حيض و نفاس است و بر آنها 
قضا واجب است. در حديث از بى بى عايشه ل روايت است: «كنا نحيض على عهد رسول الله ص فنؤمر بقضاء الصوم ولا نؤمر بقضاء الصلاة» «ما در زمان پيامبر ص به حيض مى افتاديم، به ما دستور داده مى شد كه تنها روزه را قضا كنيم نه نماز را». (صحيح سنن الترمذي: ۶۳۰، صحيح مسلم: ۱/ ۲۶۵/۳۳۵، سنن ابو داود: ۱/۴۴۴/۲۶۰ و ۲۵۹). زن هر زمانيكه از دوره خلاص شدند بــه تجديد نيت به گرفتن روزه اقدام نمايند. زنان حائضه و نفساء روزه فوت شده شانرا بعد از رمضان قضاء مى‌آورند. (اگر دوره نسائى اش قبل از فجر صورت گيرد ميتواند اول نيت و بعداً به گرفتن روزه اقدام نمايد و اگر دوره نسائى آن بعد از فجر صورت گيرد در صورتيكه خواسته باشد ميتواند در همان روز از خوردن و نوشيدن اباء ورزد. ولى روزه آن درست نبوده بايد به قضاء آن مبادرت نمايد). قابل تذكر است آنعده از زنانيكه مريض به جريان دم متداوم مبتلاء اند (خارج از ايام حيض و نفاس) ميتوانند روزه بگيرند. و حتى نماز پنج گانه را بشرط آنكه براى هر نماز وضو جداگانه نمايد، اداء نمايد. اگر زن فقط يك لحظه قبل از شام حيض يا نفاس ببيند روزه اش باطل گرديده و بايد آنرا قطع كند. اگر خون حيض يا نفاس براى لحظه يى هم قطع شود براى روزه نيت كند هر چند غسل را كمى به تأخير اندازد.


 تبصره:


بايد دانست اگر روزه انسان فاسد شود بايد از خوردن، نوشيدن و ساير شكننده هاى روزه به جهت احترام رمضان خود دارى كند اما اين حكم براى حائض و نفساء تطبيق نميشود بلكه بر وى لازم است كه خوردن و نوشيدن خود را از چشم مردم پنهان نمايد.

 شدت گـرسنگى و تشنگى:

اگر روزه دار از شدت گر سنگى بـــه خطر زندگى يـــا خطر فتور در عقل باشد ميتواند روزه نگيرد.

 تــرس از هـلاكت:

اگر به علت محنت و مشقت احتمال مردن، يا ظالمى بر كسى جبر كند كه اگر روزه گرفتى ترا خواهم کشت يا به سختى ترا لت و كوب خواهم كرد و يا يكى از اعضاى بدن ترا قطع خواهم كرد، اجازه است كه روزه نگيرد.


 بــى هــوشى:

اگر بيهوشى بر كسى طارى گردد و چند روز دوام كند. در اين صورت قضاى روز هاى كه مانده واجب است.

 جنـــــــون:

اگر جنون بر كسى طارى گشت و از آن هيچ وقت بهبود نمى يابد از گرفتن روزه معاف است، قضا و فديه واجب نمى باشد ولى اگر بهبود يافت، قضا بر وى واجب است. 


تبصره: اگر بيمار و مسافر با گرفتن روزه دچار مشقت نشوند، روزه گرفتن بهتر است و اگر دچار مشقت شوند بهتر آن است كه روزه نگيرند. در حديث شريف از ابو سعيد خدري ( روايت است: با پيامبرص در ماه رمضان به جنگ با كفار رفتيم بعضى از ما روزه بودند و بعضى ديگر روزه نبودند بدون اينكه از همديگر ايراد بگيرند و معتقد بودند كسى كه توانايى روزه دارد اگر روزه بگيرد بهتر است و كسى كه توانايى روزه را ندارد بهتر آن است كه روزه نگيرد». (مسلم: ۲/ ۷۸۷/۶۹- ۱۱۱۶، سنن الترمذى: ۲ /108- ۷۰۸).

 حالاتى كـــــه شكستن روزه در آنها جـايـــز است:

حمله ناگهانى مرض كه خطر مرگ را در بر داشته باشد و يا حوادث ترافيكى توام با خطر باشد.
اگر كسى ناگهان مريض شود و يا در صورتيكه روزه خود را نشكند خطر شدت بيمارى او را تهديد ميكند جـواز دارد روزه خود را بشكند. اگر كسى را مار و يا گژدم گزيد و ضرورت به دوا باشد ميتواند روزه خود را بشكند.

 شـــــــــــــروط روزه:

 
اول اســــلام: يكى از شرايط روزه همانا مسلمان بودن است. كسانيكه از دين اسلام بر گردند روزه آنان باطل است و در صورت رجعت دوباره به دين مبين اسلام ميتوانند به قضاء روزه اقدام نمايد.


دوم نـــيــت: «إنما الأعمال بالنيات، وإنما لكل امرئٍ ما نوى» «قبول و صحت اعمال با نيات است، پذيرش و پاداش هر عمل بستگى به نيت آن دارد»

معناى نيت اراده كردن در قلب ميباشد. روزه بدون نيت درست نمى باشد. روزه دار بايد در شب (از آغاز غروب آفتاب الى طلوع آفتاب يا فجر) نيت روزه را بعمل آرد. محل نيت همان قلب است ضرورت نيست كـــــــه به زبان مبادرت شود. نيت روزه ميشود از آغاز شهر رمضان آغاز، و إلى اخير ماه رمضان ادامه يابد. ضرورت به تجديد همه روزه آن نيست. ولى اگر روزه به اثر يكى از عذر شرعى مقطوع گردد ضرورت است كه به آغاز دوباره نيت روزه نيز تجديــد يـــابد. (نيت به هر زبان كه شخص ميخواهد ميتواند آنرا بجا آورد. نيت تنها به الفاظى عربى شرط نيست). اگر شخصى در شب نيت ميكند بگويد: «وبصوم غد نويت من شهر رمضان» «و من نيت كردم براى فردا روزه ماه رمضان را» و شخصى كه در روز نيت ميكند بگويد: «نـــويت وبصوم اليوم مــــن شهــر رمـضـــان» «من نيت كردم براى امروز روزه رمضان را» براى مسافر ضرور است كه در رمضان نيت كدام روزه واجب را ننمايد، اگر نيت روزه فرض رمضان را كند يا نيت روزه نفلى را در هر صورت درست است.
كسيكه روزه قضاى رمضان المبارك را ميگيرد ضرور است كه بطور معين نيت روزه فرض را بنمايد.
اگر شخصى در شب نيت روزه را فراموش كند و در روز بيادش آيد، در سه نوع روزه نيت كردن تا قبل از زوال آفتاب صحيح ميباشد كه عبارت اند از: «روزه رمضان المبارك، روزه هاى نذر كه روز يا تاريخ آن معين گرديده باشد، روزه نفلى». در چهار نوع روزه نيت كردن از غروب آفتاب تا طلوع صبح صادق ضرور بوده و پس از طلوع صبح صادق نيت كردن كافى نمى باشد و اين روزه ها عبارت اند از: «روزه قضايى رمضان المبارك، روزه هاى نذر كه روز و تاريخ آن معين نشده باشد، روزه هاى كفاره، روزه هاى قضايى روزه نفلى كه پس از آغاز به علتى فاسد شده باشد». اگر شخصى در شب بنابر دليلى اراده روزه گرفتن را نداشته و در صبح هم به فكر روزه نگرفتن باشد، سپس قبل از زوال آفتاب فكر كند ترك روزه رمضان درست نيست و نيت كند روزه اش صحيح ميباشد، اما صبح چيزى خورده باشد ضرورت به نيت نمى افتد.


فــــــرايــــــــض روزه: 


در روزه از نمودار شدن صبح صادق تا غروب آفتاب كناره گيرى كردن از سه چيز فرض است: 1- امتناع از خــــوردن، 2- امتناع از نوشيدن، 3- امتناع از لذت جنسى.

 سنن و مستحبـــات روزه:

سحرى كردن اگر چه به دانه خرما باشد، خوردن سحرى در اخير وقت مستحب است طوريكه چيزى وقت به صبح صادق مانده باشد. نيت روزه در شب مستحب است، عجله در افطار پس از غروب آفتاب تاخير نكردن در افطار مستحب است. افطار با آب وخرما مستحب بوده. روزه دار بايد در مـــاه مبارك رمضان از: غيبت، سخن چينى، دروغگويى، غالمغال، قهر و ظلم، امتناع بعمل آرد.

 وقـــــت روزه:

وقت روزه فرضى و يا روزه شرعى، به حكم قرآن از طلوع صبح صادق آغاز و تا غروب آفتاب ادامه مى يابد. چنانچه در (آيه ۱۸۷ سوره بقره) آمده است: ﴿ وَكُلُوا وَاشْرَبُوا حَتَّى يَتَبَيَّنَ لَكُمُ الْخَيْطُ الأَبْيَضُ مِنَ الْخَيْطِ الأَسْوَدِ مِنَ الْفَجْرِ ثُمَّ أَتِمُّوا الصِّيَامَ إِلَى اللَّيْلِ  ﴾ «تا آن وقت بخوريد و بنوشيد كه خط سفيد از خط سياه خوب نمايان و آشكار شود و باز روزه را تا اول شب به اتمام رسانيد وآنرا بگيريد». ولى در كشور هايكه آبر آلوداند و تعيين وقت در آن دشوار است فتواى علما است كـه افطار به وقت محلى نزديكترين كشور اسلامى صورت مى پذيرد. روزه گرفتن در شب جواز نداشته خداوند ( شب را براى استراحت آفريده

(هُوَ الَّذِي جَعَلَ لَكُمُ اللَّيْلَ لِتَسْكُنُوا فِيهِ وَالنَّهَارَ مُبْصِرًا  ) (يونس: 67).

سحـرى «پـس شب» و ا فــــطار:

پيامبراكرم ص فرموده است: «سه امر از جمله اخلاق پيامبران ميباشد: «تأخير در سحرى، تعجيل در افطار، در نماز دست راست را بر چپ گذاشتن». پيامبر اسلام ميفرمايد: «سحرى بخوريد، زيرا در خوردن سحرى بركت است: براى روزه گرفتن روز از خوردن سحرى كمك بگيرد و براى قيام ليل (تهجد) از خوابيدن بعد از ظهر كمك حاصل كنيد». براى روزه دار مستحب است كه با خرما تازه افطار كند و در صورت عدم موجوديت آن با آب افطار نمايد و در زمستان ميتواند با خرماى خشك و در صورت عدم موجوديت آن با آب افطار كند تا معده آماده گرديده و غذايى را كه بعدا خورده ميشود بتواند هضم نمايد. پس از آنكه شخص با خرما يا آب و غيره افطار كرد نماز شام را ميخواند و بعد از آن غذا ميخورد و پيامبر ص فرموده است:  «إذا أفطر أحدكم فليفطر على تمر، فإن لـم يجد فليفطر على ماء فإنه طهور» «چون افطار كند يكى از شما پس افطار كند با خرما، پس چون نيافت پس افطار كند با آب زيرا پاك كننده است». (متفق عليه).
براى روزه دار عجله در افطار و تأخير در سحرى افضل ميباشد زيرا پيامبر ص فرموده است: «لا تزال أمتى بخير ما أخروا السحور وعجلوا الفطور» «هميشه امت من به خير باشند تا وقتيكه به تاخير اندازند سحرى را و شتاب كنند در افطار». 


 دعــاى افــطار:

«اللهم لك صمت وعلى رزقك أفطرت» «خداوند! من براى تو روزه گرفتم و از رزقى كه تو نصيبم كرده اى افطار نمودم». (رواى حديث شريف: ابوداود). و يا اين دعــــــــا: «بسم الله والحمد لله، اللهم لك صمت وعلى رزقك أفطرت وعليك توكلت سبحانك وبحمدك، تقبل منى، إنك أنت السميع العليم».

دعا بعد از افطار:


«ذهب الظماء وابتلت العروق وثبت الأجر إن شاءالله» «تشنگى زايل شد، رگ ها سيراب گشت، و اگر خداوند خواست اجر نيز خواهد رسيد». (رواى حديث شريف: ابوداود).

 ثـــواب افطار دادن:

اگر شخصى به روزه دار افطار دهد آنقدر اجر و ثواب كمايى مى كند كه نصيب روزه دار ميشود، هر چند افطارى مذكور چند لقمه نان يا يك خرما باشد.
پيامبر ص فــرموده است: «شخصى كـه روزه دارى را افطارى دهد او را اجر و ثواب مانند روزه دار است». (بيهقى).

 امـور بـاطل كننده روزه:

در باب مبطلات روزه آمده است: هر آنكسي كه بدون عذر شرعى روزه را بخورد، اگر تمام عمر روزه هم بگيرد ثواب آنروز را بدست نخواهد آورد. امـوركه روزه را بـاطل مى سازد عبارتند از: ۱- جماع در روز. ۲- انزال منى بشكل عمدى.
(ولى اگر انزال در خواب صورت گيرد روزه اش فاسد نمى گردد). ۳- رسيدن چيزى (جامد باشد و يا مايع) به معده بطور عمدى باشد و يا غير قصدى.
۴-استعمال سگرت و يا ساير دخانيات.
۵- گرفتن دواء از همه طرق موصوله به معده.
 مكروهات روزه:

اموری که روزه را مكروه مى سازد عبارتند از: لب زدن و يا در دهن گرفتن لب زن و يا برهنه ملاعبه كردن هر چند خطر انزال و جماع هم نباشد مكروه است.
انجام امورى كه انديشه انسان را آنقدر ضعيف سازد كه موجب شكستن روزه شود مكروه است.
بيش از ضرورت شستن دهن و بينى.
بدون دليل لعاب دهن را جمع كردن و آنرا فرو بردن.
اظهار بى قرارى، اضطراب و اضمحلال.
بــه غسل ضرورت داشته و موقع آن نيز ميسر باشد، اما بدون دليلى تأخير كرده و بعد از 
صبح صادق غسل كند.
چيز هاى مانند پودر دندان، كريم دندان، زغال و غيره را در دهن نگهداشتن و آنرا با دندان فشار دادن.
غيبت كردن، دروغ گفتن، دشنام دادن، غالمغال، لت وكوب نمودن و بر كسى ظلم كردن. 
قصدا گرد و غبار را در حلق جمع كردن روزه را مكروه مى سازد.

 قــــضاء روزه:

معناى قضاء عبارت از يك روز روزه گرفتن بعد از ماه رمضان بجاى يك روز روزه‌يى كه در ماه رمضان باطل گرديده، ميباشد.
قضاء روزه ميشود در ايامى كه گرفتن روزه در آن ممنوع نباشد صورت گيرد. قضاء روزه را إلى آغاز ماه مبارك سال نو ميتواند بجا آورد. قضاء روزه ميتواند پى در پى و يا متفرق صورت گيرد. كفـــــــاره چيست؟

كفاره عبارت از جزاى شرعى ميباشد كه خداوند سبحانه تعالى آنرا بر كسيكه بعضى از جرايم از او سرزند تعين فرموده است مانند، وجوب كفاره بر قاتل يا كسيكه سوگندش را مى شكند. 
كفاره بر روزه دار وقتى واجب ميشود كه عمداً روزه خود را فاسد نمايد مثلاً اينكه جماع كند.
كفاره دو ماه روزه پى در پى را ميگيرد، در صورتيكه در اين دوماه رمضان و روزه هايكه روزه در آن منع گرديده است نباشد. اگر به گرفتن دو ماه روزه نيز قادر نبود، به شصت مسكين طعام دهد. كفاره در روزه فرضى بوده در فساد روزه غير رمضان كفاره وجود ندارد، اگر چه قضاى رمضان هم باشد.
دادن طعام به ۶۰ مسكين، فقير، محتاج، نـــه براى كسانى كه نفقه ايشان بر او فرض باشد (مانند پدر، مادر، زن) همچنان ميشود مقدار طعام را به پـــول نيز تاديه گردد و همچنان ميتوان همان مسكين را براى ۶۰ روز كامل طعام داد. (طعام شامل نان چاشت، شب و نان صبح ميگردد).

 فــــــــــديـــــــــه:


اگر زن حامله و شيرده توانايى روزه گرفتن را نداشته و يا از آسيب ديدن كودكشان بيم داشته باشند، ميتوانند روزه نگيرند ولى بايد فديه بدهند و لاز م نيست روزه را قضا كنند. از ابن عباس ب روايت است: «رخص للشيخ الكبير والعجوز الكبيرة فى ذلك وهما يطيقان الصوم أن يفطرا إن شاء، ويطعما كل يوم مسكينا، ولا قضاء عليهما، ثم نسخ ذلك فى هذا الآية: ﴿فَمَن شَهِدَ مِنكُمُ الشَّهْرَ فَلْيَصُمْهُ ۖ﴾ وثبت للشيخ الكبير والعجوز الكبير إذا كان لا يطيقان الصوم والحبلي والمرضع إذا خافتا أفطرتا، وأطعمتا كل يوم مسكينا» «به پير مرد و پير زني كه توانايى روزه گرفتن را دارند اجازه داده شد تا اگر خواستند روزه نگيرند و به بدل هر روز، مسكينى را غذا بدهند، و قضاى روزه بر آنها لازم نيست، سپس؛ اين حكم با آيه ﴿فَمَن شَهِدَ مِنكُمُ الشَّهْرَ فَلْيَصُمْهُ ۖ﴾  نسخ شد ولى (آن حكم) براى پير مرد و پير زنى كه توانايى روزه گرفتن را ندارند ثابت مانده است. همچنين زن حامله و شيرده اي كه (بر حال خود يا طفل خود) بيم دارند مى توانند روزه نگيرند و به بدل هر روز، يك مسكين را طعام دهند». (بيهقى: ۴/ ۲۳۰).
همچنين از ابن عباس ب روايت است: «إذا خافت الحامل على نفسها، والمرضع على ولدها فى رمضان قال: يفطران، ويطعمان مكان كل يوم مسكيناً، ولا يقضيان صوماً» «اگر زن حامله از ضرر به جان خود و زن شيرده از ضرر به طفلش بيم داشت، مى توانند روزه رمضان را نگيرند و به جاي هر روز مسكيني را طعام دهند و قضاي روزه بر آنها لازم نيست». (شیخ البانى در كتاب الإرواء  ۴ /۱۹ اين حديث را به طبرى  [۸ ۲۷۵]  نسبت داده و گفته است: سند آن به شرط مسلم صحيح است).

 مقدار طعام واجب:

از انس بن مالك ( روايت است: «أنه ضعف عن الصوم عاما فصنع جفنة ثريد ودعا ثلاثين مسكينا فأشبعهم» «او سالى دچار ضعف شد بطوريكه نتوانست روزه بگيرد، پس كاسه اي تريد گوشت درست كرد و سى مسكين را دعوت نمود و آنها را سيركرد». (الإرواء ۴/۲۰، دارقطنى: ۲/ ۲۰۷/۱۶).

 تبصره:

فديه شامل، طعام، غله، و قيمت آن هم ميگردد، مقدار فديه به اندازه صدقه فطر است.
ولى اگر شخص از مرض بهبود يابد، قضائى روزه فوت شده بر او واجب است، خداوند پاك در مقابل فديه او اجر و ثواب نصيب اش ميگرداند. در غذا دادن (صبح و شام) معيار حد وسط غذايى ميباشد كه خود شخص در زندگى عادى خويش ميخورد.


 مساوات ميان «گناه» و كفاره يا جزاء:

 بايد گفت كه: منظور از مساوات ميان «گناه» و «كفاره يا فديه» مساوات عددى نيست، بلكه كيفيت عمـل را نيز بايد در نظر گـرفت خوردن يك روز روزه ماه مبارك رمضان با آن اهميت كه دارد، جزاء اش يك روز كفاره نيست بلكه بايد آن قدر روزه بگيرد كه به اندازه احترام آن يك روز ماه مبارك شود؛ به همين اساس است كه كفاره گناهان در ماه مبارك رمضان بيش از ساير ايام است و ثواب اعمال نيك هم بيشتر از ساير روز هــــــا است.

 ماه مبارك رمضان و نـزول قـــرآن:

﴿(إِنَّآ أَنزَلْنَٰهُ فِى لَيْلَةٍۢ مُّبَٰرَكَةٍ ۚ إِنَّا كُنَّا مُنذِرِين فِيهَا يُفْرَقُ كُلُّ أَمْرٍ حَكِيمٍ﴾ (دخان: ۳ - ۴). «ما قرآن را در شبى مبارك نازل نموده ايم زيرا همــــواره هشدار دهنده و انــذار كننده بوده ايم. در آن شب مبارك هر امرى طبق حكمت خداوند تنظيم مى شود». مـبـــا رك: از ماده بركت گرفته شده است. يعنى شب پر از رحمت، شب بسيار مفيد و سودمندى، كه درآن فراخى و زيادى نعمت و روزى وجود ميداشته باشد.
همچنان خداوند پاك ميفر مايد: ﴿شَهْرُ رَمَضَانَ الَّذِي أُنْزِلَ فِيهِ  الْقُرْآنُ﴾ (بقره: 185). «ماه رمضان ماهی است كـــــه در آن قرآن فرود آورده شده است». بناءً حكم مطلق همين است كه شب قدر در ماه مبارك رمضان است. شبى است كه در آن قرآن عظيم الشان كه مبدا تمام خيرات و بركات و سرچشمه تمام نيكى ها و خوبى ها است، نزول يافته است.
 شب قدر، شبى است، كه مقدرات جهان بشريت با نزول قرآن در آن استحكام مى پذيرد و مشخص مى گردد. 
مفسرين اسلام نزول قرآن را بردو قسم: ۱- نزول دفعى و كلى ۲- نزول تدريجى تقسيم مينمايند: نزول دفعى يعنى قرآن بطور كامل در شب قدر بر قلب رسول اكرم ص نازل گرديده است و نزول تدريجى عبارت از نزولى است كه: قرآن در مدت بيست و سه سال به تدريج و به مناسبت‌ها و طبق رويدادها بر پيغمبر اسلام محمد ص نزول يافته است.

 ليلـــة الـــقــــدر:

﴿    إِنَّا أَنْزَلْنَاهُ فِي لَيْلَةِ الْقَدْرِ (1) وَمَا أَدْرَاكَ مَا لَيْلَةُ الْقَدْرِ (2) لَيْلَةُ الْقَدْرِ خَيْرٌ مِنْ أَلْفِ شَهْرٍ ﴾ (قدر: 1- 3). «به تحقيق ما فرود آورديم قرآن را در شب قدر. و چه چيز مطلع ساخت ترا كه چيست شب قدر. شب قدر بهتر است از هزار ماه». خداونــد پاك ميفر مايد: ﴿ شَهْرُ رَمَضَانَ الَّذِي أُنْزِلَ فِيهِ الْقُرْآنُ(بقره: 185)«ماه رمضان ماهی است كـــــه در آن قرآن فرود آورده شده است».  و در سوره قدر ميخوانيم: ﴿ إِنَّا أَنْزَلْنَاهُ فِي لَيْلَةِ الْقَدْرِ ﴾ «ما آن را در شب قدر نازل كرديم». بناء حكم مطلق همين است كه شب قدر در ماه مبارك رمضان است.

 معناى قـــــدر:

قدر به معناى اندازه كردن، معين نمودن و فيصله كردن آمده است. يعنى ليلة القدر شبى است كه خداوند متعال در آن هر چيزى را صحيحاً انــدازه مى نمايد. و وقت آنرا تعيين مى كند و احكام را نازل مى فرمايد و تقـدير هر چيزى را مقرر مى نمايد. ﴿   فِيهَا يُفْرَقُ كُلُّ أَمْرٍ حَكِيمٍ ((( أَمْراً مِّنْ عِندِنَا﴾ «فيصله كرده ميشود هر كار استوار آن، فرود آورديم آنرا به وحى كردن از نزد خويش». (الدخان: ۴- ۵).


 ليلة القدر دركدام يكى از شب‌هاى رمضان ميباشد:

 حضرت ام المومنين عائشه ل مى گويد: كه پيامبر فرموده است: «ليلة القدر را در ده شب آخر رمضان در شب‌هاى طاق جستجو كنيد». (رواى حديث شريف: امام بخارى). ولى به هر حال براى مسلمانان بهتر اين است كه هر شب ماه مبارك را به احتمال اين كه شب قدر باشد، به عبادت و قرائت قرآن و دعا بگذرانند و دعا خويش را منحصر به سه و يا چهار شب و يا هم شب هاى طاق نسازند.

 دعــــــاى ليلة الــقدر:


بى بى عايشه ل مى گويد: كه به پيامبر ص عرض كردم كه اى پيامبر خدا! اگر من در بيابم كه كدام شبى ليلة القدر است كه در اين شب به خداوند ( چه دعا كنم: فرمود: بگو: «اللهم إنك عفـو كريم تحب العفـــو فــاعـــف عنـــى» «خداوندا! تو بسيار عفو كننده و بسيار صاحب كرمى، عفو نمودن را مى پسندى، پس خطاهاى مرا عفو كن».

اى خـــواجه چه جـوى از شب قدر نشانى =
 هــر شب، شب قدر است اگر قدر بدانى. 
 (سعدى شيرازى).

 ارمــــغــــان هــاى رمضان:

تلاوت، تعليم و تعلم قرآن مجيد، تحقيق و تتبع در امورات و عر صه هاى اسلامى و آشنايى با سيرت پيامبر اسلام و صحابه كرام و تاريخ اسلامى، اقامه نماز ها، و اداى تراوايح با ختم قرآن عظيم الشان، عادات به نوافل و نماز هاى سنتى، افـــــزايش صدقات، انـــفاق و تقويت روح گــــــذشت و احسان، صله رحمى و رسيدگى بــــه خويشاوندان، دعــا و نيايش بيشتر، امر به معروف و نهى از منكر، تــوبه و بازگشت از لغزشها و گناهان،
ماه رمضان، ماه بازگشت به زلال طبعيت و فضاى پاكيزه فطرت و تمرين آزادگى از «خور و خواب و خشم و شهوت» است. مـاه رمضان هزاران گوهر گرانبها به انسانها هديه كرده و مى كند، ولى سه گوهر «آزادى»، «آگاهى» و «عشق الهى» از در خشانترين هديه هاى اين ماه بشمار ميرود. 
روزه انسان را از سلطه هوسها، و نياز هاى كاذب، و تحمليى و افراط در نياز هاى واقعى، آزاد مى‌كند و به انسان «آزادى اراده» مى بخشد. انسان در سايـــــه رمضان با «معارف عالی قرآنى» آشنا مى شود و با بهترين رهنمود هاى زندگى انس مى‌گيرد. دستيابى به سعادت جاويدانى و رهايى از همه رنجهاى دنيوى و اخروى، بدون «گوهر تقوا» مقدور نيست و رمضان مبارك اين گوهر آسمانى را به روزه داران مى بخشد.
پاسدارى و نگهبانى از اين «گوهر آسمانى» نياز به هوشيارى، مراقبت و همكارى همگانى دارد.

 اهميت روزه در تناسب بـا نمـاز:

زن در حال حيض و نفاس هم نماز و هم روزه را ترك ميكند، ولى بعد از مريضى فقط روزه را قضاء مى آورد. و يا اگر كسى علناً نماز نخواند، حد شرعى ندارد، ولى اگر روزه را علنى بخورد حد بر او جارى مى شود. همچنان خداوند پاك فرموده است: «أنا أجزى به» يا «أنا أُجزى به» يعنى: «من پاداش روزه را مى دهم، يا من پاداش روزه‌اى روز دار هستم» در حالى كه در باره نماز چنين چيزى نفرموده است.

فلسفه و حكمت فرضيت سى روز روزه در يك سال:

روايت است زمانيكه حضرت آدم ( در جنت از درختى كه از آن منع شده بود، به اندازه از آن تناول كــرده بود، كه تا به سى روز غذا آن در شكمش وجود داشت، بــه همين اساس خداوند پاك بر بندگان و فـــرزندان حضرت آدام تا روز قيامت سى روز روزه را در يك سال فرض نموده است.

 پيام رمضان به روزه داران:

جلاى ذهن و صفاى ضمير توأم با كار و تلاش و آهنگ «قرب جويى» در استفاده از انوار رمضان و انعكاس فروغ آن نقش فروان دارد. پيغمبر اسلام ميفرمايد:  «رمضان را بخاطر آن رمضان مسمى نمودند كه: در آن گناهان مـــــى سوزند، دروازه‌هاى آسمان در اولين شب رمضان به روى روزه داران گشوده ميشود و تا آخرين شب آن باز مى باشد». ماه رمضان ماه دعا، ماه نيايش، ماه ايمان و آگـــاهى از آزادى است، ماه رمضان ماهى است كه براى انسان درس سازندگى، رمز مقاومت و پايدارى، رمز صبر و تحمل، رمز سعادت و نيك بختى را مى آموزند.
پيام رمضان پيام تقوا و پرهيزگارى، پيام نوسازى معنوى و فرهنگى است.
پيام ماه رمضان پيام خوش رفتارى، پيام عفو وگذشت است.
پيام رمضان، پيام آزادى از عادت هـاست، رمضان ماهى است كه انسان را از زنجير اعتياد، عادتها خوردنى، خواندنى، شنيدنى، نوشيدنى، ديدنى رها مى بخشد. پيام رمضان پيام بيدارى از خواب غفلت و رهــــايى انسان از دام شهوت است، پيام رمضـان پيام آگاهى از عرفان و عروج بشريت است. 
ماه رمضان ماه تنظيم جهت گيرى انسان و تقويت ايمان و تحكيم برادرى بر محور قرآن است.
پيام رمضان پيام سلامتى، پيام دوستى، پيام اخوت، پيام امنيت، و ايمان، و در نهايت پيام آزادى ميباشد.
ماه رمضان ماه توبه است توبه از رقابت‌ها و حسادت‌ها است.
ماه توبه از بد گمانى ها نسبت به مؤمنان و حسن ظنى كه در حق كفار و منافقان نشان داديم. بلى ماه رمضان ماه بازگشت به قرآن و تنظيم كامل افكار و اخلاق و رفتار انسان.
پيام رمضان، پيام تقوا و پارسايى و نداى بلند نو سازى معنوى و فرهنگى است. پيام رمضان، پيام آزادى انسان از زنجير غرائز و هوسهاى شيطانى و به بند كشيدن شياطين، توسط فرشتگان الهى است. نكات ذيل براى آگاهى مسايل روزه بى نهايت مهم است:

 انصراف از تصميم روزه:

اگر روزه دار از تصميم روزه خويش در روز روزه منصرف شود. در صورتيكه افطار هم نكند، روزه آن فاسد ميگردد.


 اهـانـت و تـوهــين بـه روزه:

اگر كسى بـــدون عذر شرعى روزه را بخورد، به ماه مبارك رمضان توهين شمرده ميشود كنهكار بوده قضاء و كفاره آنرا بايد بپردازد. ولى اگر اهانت در يك روز چند بار تكرار گردد، قضاء روزه را بجا آورد و كفاره تكرار نمى گردد.


 استعمال سرمــه و قطره چكان:

استعمال سرمه (اگرچه سياهى آن در بلغم هم ديده شود) و يا قطره چكان چشم، و ادويه جلدى و مرهم باب زخم، بدن خود را به تيل چرپ کردن، استعمال گيل موى و استعمال عطريات و خوش بوى، روزه را فاسد نمى سازد. در كتب احاديث آمده است: كه در ايام ماه مبارك رمضان يكى از صحابه كه از درد چشم سخت مى ناليد نزد آنحضرت ص آمد و براى آنحضرت گفت: كه چشمم سخت درد ميكند اجازه دارم كه سرمه استعمال نمايم، آنحضرت در جـــواب اش گفت: بـــلى ميتوانى سرمه را استعمال نمايى. همچنان در حـديث از ام المؤمنين عــائشه ل روايت گــرديده است: «أن النبى ص اكتحل فى رمضان وهــو صائم» «پيامبراسلام ص سرمه كرد در رمضان در حاليكه روزه بود». (رواى حديث ابن ماجه). هكذا بايد گفت كه: چشم منفذ براى معده نمى باشد. ولى برخى از فقهاء به اين نظر اند كه بهتر و احسن است كه استعمال همچو اشياء در شب صورت بپذيرد. گرفتن ناخن و استعمال مواد بر آن (رنگ ناخن و استعمال آرايش براى زنان) روزه را فاسد نمى سازد.


 تبصره:

استعمال خوش بوى، چرب كردن موى سر و پوست، استعمال قطره و تزريق امپول چون دليل بر تحريم آنها در شرع وجود ندارد. پس استعمال آن در روزه مباح ميباشد.

 زرق يـــــا پيچكارى:


 زرق يا «پيچكارى» و انواع واكسين كه در عضله باشد و يا وريد خون باشد و يا گلوكوز (مطابق فتواى علماى ديــوبند هندوستان و جامع الأزهر مصر) روزه را فاسد نمى سازد. ولى نقطه قابل دقت و توجه آنست که اگر این پيچكارى يا واكسين «به منظور تغذيه صورت گيرد، و روزه دار را از آب و خوراك بي نياز سازد و هدف از آن تغذيه و احساس نكردن گرسنگي باشد، اين نوع پیچکاری روزه را باطل می سازد. بنابر اين گفته میتوانیم هر چيزي كه به نوعي كار تغذيه را انجام دهد شكننده‌اي روزه محسوب مي شود. اما آنعده از پیچکاری های که: كار تغذيه را انجام نمي دهند و انسان را از آب و از خوراك بي نياز نمي سازند، اين نوع پیچکاری ها روزه را باطل نمي سازد، چون نصوص شرعي شامل آن ها نمي شود، نه به اعتبار الفاظ و نه به اعتبار معاني، و حتى اگر آمپول بى حسى دندان نيز باشد بازهم روزه را باطل نميكند زيرا بمعناى خوراك و آشاميدنى نيست. پس اين نوع پیچکاری ها نه خوراك هستند نه آب و نه در معناي آب و خوراك. اصل صحت روزه است مگر آنكه دليل فساد آن به اثبات برسد كه در اين جا به اثبات نرسيده است. همچنان پانسمان كردن زخم ها روزه را باطل نمى كند. ولى اگر زخم عميق در شكم كه دوا به معده برسد، در اين صورت روزه مى شكند.


 حـــــجــــامـــت:

حجامت يا خون گرفتن (از سر و يا هر عضو ديگر بدن به قصد علاج در مضان) روزه را فاسد نمى سازد.
از ابن عباس ب روايت است: «احتجم النبي ص  وهو صائم» «پيامبر ص در حالى كه روزه بود حجامت كرد». (سنن ابو داود: ۲۰۷۹، صحيح امام بخاري: ۴/ ۱۷۴- ۱۹۳۹، سنن ابو داود: ۶/ ۴۹۸- ۲۳۵۵). ولى اگر بيم ضعف و سستى وجود داشت، حجامت مكروه است: از ثابت بناني روايت است:  «سئل أنس بن مالك أكنتم تكرهون الحجامة للصائم؟ قال: لا، إلا من أجل الضعف» «از انس بن مالك سؤال شد آيا شما حجامت را براى روزه دار مكروه مى دانستيد؟ گفت: نه، مگر به خاطر ضعف و سستى». (صحيح امام بخاري: ۴/ ۱۷۴- ۱۹۴۰).

 غسل جنابت و يا غسل تبــرد:

غسل جنابت و يا غسل تبرد از گرمى، اگر روزه دار در ايام روزه غسل نمايد، و يا بخاطر دفع برودت هواى گرم را اشتنشاق نمايد روزه اش فاسد نمى گردد. در حديث شريف از ابـوبكر بن عبدالرحمن روايت است:«رأيت النبى ص يصب الماء على رأسه من الحر وهو صائم» «ديدم پيامبر ص را كه مى ريخت آب را بر سر خود از گرمى در حاليكه روزه دار بود». (سنن ابو داود: ۲۰۷۲، وعون المعبود: ۶/۴۹۲- ۲۳۴۸). همچنان اگــر روزه دار براى دفع تشنگى غسل نمايد، در صورتيكه آب به معده او داخل نگردد، روزه اش فاسد نمي‌گردد.

 حکم بوسه کردن در روزه:

 
از ام سلمه ل روايت شده است: «أن النبى ص كان يقبل وهو صائم». «پيامبر ص بوسه ميكرد در حاليكه روزه مى بود». (متفق عليه).
از عائشه ل روايت شده است كه: «كان رسول الله ص يُقَبِّلُ وَهُوَ صَائِمٌ وَيُبَاشِرُ وَهُوَ صَائِمٌ وَكَانَ أَمْلَكَكُمْ لإِرْبِهِ» «پيامبر اسلام ص مى بوسيد در حاليكه روزه مى بود و مباشره ميكرد در حاليكه روزه مى بود، اما آنحضرت ( از همة شما در كنترل غرايز خويش، قوي تر بود». (فتح البارى: ۴ /۱۴۹- ۱۹۲۷، صحيح مسلم: ۲/ ۶۵- ۷۷۱- ۱۱۰۶). در مورد اين كه بوسه روزه را باطل نمى سازد، هيچگونه اختلاف نمى باشد. ولى اگر اين بوسه، هدف و مقصود روزه را براى روزه دار متزلزل سازد فقهاء نظريـات خاص خويش را در مورد ابراز داشته اند. كه توجه شما را به حديث متبركه كه از ابى هر يره ( روايت گرديده است جلب مينمايم: 
ابى هر يره ( فرموده است: «أن رجلاً سأل النبى ص من المباشرة للصائم فرخص له وأتاه آخر فنهى عنها، فإذا الذى رخص له شيخ وإذا الذى نهاه شاب» «مردى پرسيد از پيامبر ص از مباشرت روزه دار، پس رخصت داد او را وآمد مرد ديگرى پس منع كرد او را از آن. پس كسيكه رخصت داد او را پير بود و كسی كه منع كرد او را جوان بود». (ابو داود). فقهاء ميگويند: بـــراى كسيكه پيامبر  ص بوسه را جايز دانسته، آن شخص، شخص پير بود و براى آن كسيكه آنرا از بوسه نهى فرمود آن شخص، شخص جوان بود. با در نظر داشت همين تعبير ها از حديث متبركه برخى از فقهاء بوسه را بـــــراى پيرها جواز شمرده و براى جوانان و يـــــــا كسانيكه قدرت اداره خود را ندارند جـــايز نه شمرده اند.
اما در مورد مداعبه با همسر هنگام روزه، در صورتيكه جماع و يا انزال منى صورت نگيرد اشكالى ندارد، طوریکه در حدیث متبرکه از عايشه ل روایت شده است که گفت: «پيامبر ص هنگام روزه (زنش) را بوسه ميداد و ملاعبه ميكرد». (صحيح بخارى: 1927، و صحيح مسلم: 1106). لذا ملاعبه بين زوجين هنگام روزه جائز است ولى بشرطى كه زوجين متأكد باشند كه این ملاعبه شان به جماع منجر نشود و يا منى انزال نشود وگرنه اگر در برابر شهوت ضعيف باشند اين امر براى آنها جائز نيست و بايد دورى كنند.