سحر و جادو از دیدگاه قرآن وسنت

شرح

يكي از مسائلی، كه زندگي ما را بيشتر تحت تأثير قرار داده است، سحر و جادو يا استفاده بشر از نيروهاي مافوق بشر براي يافتن راه علاج برخي مشكلات روحي و رواني است

Download
ارسال نظر به مدیر این صفحه

شرح مفصل

 سحر و جادو از ديدگاه قرآن و سنت

تأليف:  فهد بن سليمان القاضي

با مقدمه:

محمد عاشور پلنگي


قدمه مترجم

الحمدلله الذي بنعمته تتم الصالحات‏‏، والصلاة والسلام على الرحمة المهداة والنعمة المسداة؛ سيدنا محمد وعلى آله وصحبه ومن دعا بدعوته واهتدى بسنته وجاهد جهاده إلى يوم الدين...

انسانها از بد و زندگي در اين دنيا در ناملايمات قرار گرفتند و در پس مشكلات به يك راهكارهاي مادي و معنوي نياز داشتند تا سختيهاي زندگي را پشت سر گذرانند.

لذا جامعه بشري گاهي دچار گمراهي ها مي شد و اين بدعت ها و خرافات چنان آنها را تحت تأثير قرار مي داد كه راه درست از خطا قابل تشخيص نبود و چه بسا اين گمراهي هاي جامعه و تمدني را در ورطة هلاكت سوق مي داد.

امروزه بشر با پيشرفت قابل توجه خود همچنان گرفتار چنين مسائلي است؛ زيرا كمتر به مسائل معنوي كه نياز اساسي بشريت مي باشد، پرداخته است. هر چند درمسائل مادي خطاهاي زندگي و شيوه رفاهي خود را به كمترين حد رسانده ولي به دليل توجه بيش از حد به اين مسائل از جنبه ديني و معنوي آن غافل شده است.

يكي از اين مسائل، كه زندگي ما را بيشتر تحت تأثير قرار داده است، سحر و جادو يا استفاده بشر از نيروهاي مافوق بشر براي يافتن راه علاج برخي مشكلات روحي و رواني است. از آن جا كه احتياج به نيروهاي طبيعي و ما فوق طبيعي جزء نيازهاي فطري انسانها است، انسان براي پركردن اين نياز، به و سائلي پناه برده است كه يكي از آن وسايل سحر و جادو مي باشد.

«سحر([1])، كاري است كه آدمي مي تواند به وسيلة دميدن و تكرار بعضي كلمات يا انجام بعضي اعمال قواي فوق العاده عظيم جهان را به نفع خود قبضه كند»([2]). هر چند در بعضي مجالس پيشگويي، مطالب ضد ونقيضي گفته مي شود كه بيشتر با دروغ همراه بوده كمي غيب گويي و آينده نگري آن را با واقعيت نزديك كرده است، چنانچه در خيال انسان درست جلوه گر مي شود. بهتر است اين مسأله را از ديدگاه اسلامي مورد بررسي قرار دهيم، آيا از غيب صحبت كردن يا بيماري لاعلاج را شفا دادن و درد مزمني را خوب كردن از طريق سحر يا احضار روح و... درست است يا نه؟.

در قرآن آيات بسياري آمده است كه طي آن روح مردگان در جايگاهي كه خداوند براي آنها قرار داده به سر مي برند، چنانكه قرآن كريم مي فرمايد:

﴿â‘$¨Y9$# šcqàÊt÷èム$pköŽn=tæ #xﷺ‬߉äî $|‹Ï±tãuﷺ‬ ( tPöqtƒuﷺ‬ ãPqà)s? èptã$¡¡9$# (#þqè=Åz÷Šﷺ‬& tA#uä šcöqtãöÏù £‰x©ﷺ‬& É>#x‹yèø9$# ÇÍÏÈ[غافر: 46].

«اينك هر صبح وشام بر آتش عرضه مي شوند و روزي كه رستاخيز بر پا شود فرياد مي رسد كه فرعونيان را در سخت ترين انواع عذاب درآوريد».

همچنين در آيات 83 تا 95 سورة واقعه درباره ارواح بهشتيان و ارواح جهنميان و جايگاه آنها درعالم برزخ سخن مي‌گويد كه هيچ ارتباطي با جهان مادي ما ندارد گوياي آن است كه ارواح انسانها در كجا قرار دارد و چگونه بعد از مرگ با آنان برخورد مي شود. پس چگونه ممكن است ارواح كافران ملحد و نافرمان، از هر قيد و بندي رها و آزاد باشند بطوري كه بتوانند هر جا بخواهد بروند و به در خواست هر كس جواب دهند و هيچ گونه مراقب و نگهباني براي آنان نباشد.

در حديثي از صحيحين بخاري و مسلم روايت شده است؛ ظاهراً پيامبر اكرمص درجنگ بدر، اجساد مشركين را در چاهي انداخته است و خود بر سر چاه مي آيند و با نام بردن از كشته هاي آنان با آنها صحبت مي كند وقتي اصحاب با اين صحنه روبرو مي شوند از رسول اكرمص سئوال مي كنند: آيا مردگان سخن مي گويند ايشان پاسخ مي دهند: آنها سخنان من را بهتر از شما درك مي كنند ولي توانايي جواب دادن را ندارند([3])، پس اگر ارواح آنان چنانچه با پيامبر خداص نتوانستند صبحت نمايند، چگونه مي توانند با افراد ديگر به سخن بپردازند. اگر شك كنيم كه اينان (جادوگران) با فرشتگان در ارتباط هستند اين ظن با آيات قرآن بر طرف مي شود كه مي فرمايد:

﴿Ÿw ¼çmtRqà)Î7ó¡o„ ÉAöqs)ø9$$Î/ Nèduﷺ‬ ¾Ín̍øBﷺ‬'Î/ šcqè=yJ÷ètƒ ÇËÐÈ[الأنبياء: 27].

«در هيچ سخن بر خدا پيشي نمي گيرند و خود به دستور او كار مي كنند».

پس جاي ترديدي نيست كه نيروهاي ما فوقي كه اينان ادعا مي كنند همان نيروهاي مخفي عالم جن و شياطين هستند و در انديشه پاك اسلامي چنين چيزي جايگاهي ندارد([4]) چون وجود شياطين همانند فرشتگان يك امر مسلّم است كه قرآن مي فرمايد:

«ما مِن اَحَدٍ إلا ولَهُ شيطان»([5]) «هيچ كس نيست مگر اينكه همراه او شيطاني هست». پس چه بسا آنان كه ادعاي مي كنند تا دردهاي مزمن را برطرف مي كنند كساني نيستند جز آنهايي كه با كمك گرفتن از اجنّه و شياطين اطلاعات شخصي افراد را مي گيرند و به آنها بازگو مي نمايند و اين، خود، خلاف سنت پاك نبوي است چرا كه پيامبر اكرمص چنين اموري را ناپسند مي داست وبه اصحاب خود توصيه مي كرد كه در هنگام دچار شدن به درد ومصيبتي به نزد طبيب مراجعه كنند و به خدا توكل نمايند. بنابر احاديثي از داروهاي طبيعي هم نام مي برند، ايشان مي فرمايند:

«الشِّفَاءُ فِي ثَلاَثَةٍ: شَرْبَةِ عَسَلٍ، وَشَرْطَةِ مِحْجَمٍ، وَكَيَّةِ نَارٍ، وَأَنْهَى أُمَّتِي عَنِ الكَيِّ»([6]). «شفاي بيماران منحصر در سه چيز است: شربت عسل و نيشترحجّام و داغ كردن. و امتم را از داغ کردن منع می‌کنم».

به اين ترتيب پيامبر اكرمص روش هاي درمان و شفابخشي مريضان طبق عرف زمانه خود نام برده اند ولي امروزه با پيشرفت علم بشري و استفاده از اسباب خداوندي كه در طبيعت به طور آشكار مشاهده مي شود، اين امر بهتر تحقق مي يابد. چرا كه مسلمانان بايد بدانند، تنها با جبران خلأهاي عقيدتي و تلاش در كشف پديده ها براي شناخت بهتر خداوند، مي توانند خود را به كاروان تمدن بشري برسانند و چه بسا از آن پيشي بگيرند و از پديده هاي پوچ و بيهوده كه فقط براي عقب ماندگي جامعه بشري ساخته شده است، دور باشند و بيش از هر زمان ديگري از معنويات ديني و عقايد پاك شريعت و ايمان قوي خود بهره برند و شب و روز در تلاش باشند تا با واقعيات آفرينش انس بگيرند.

چرا كه اين احضار روحها و سحر و جادو هايي كه در جامعه بشري وجود دارد چيزي نيست جز ساختة افراد ملحد و ماديگري كه كمبود معنوي خود را بدين طريق پرمي كنند، در حالي كه خود به چنين امري اعتقاد ندارند و بدين طريق به عناد و سرپيچي خود مي افزايند و افراد بسياري را گمراه مي سازند پس وظيفه ماست كه با برگزيدن افكار پاك اسلامي و ايمان راسخ و با زيركي تمام از تاريكي كه در جامعه بشريت بخصوص در بين مسلمين حكمفرماست به مبارزه برخيزيم زيرا تنها كسي كه از غيب خبر دارد و از آينده خبر مي دهد خداوند متعال است حتي خداوند عزوجل به رسول اكرمص مي فرمايد:

﴿ @è% žw ÞOn=÷ètƒ `tB ’Îû ÏNºuq»yJ¡¡9$# ÇÚö‘F{$#uﷺ‬ |=ø‹tóø9$# žwÎ) ª!$# 4 $tBuﷺ‬ tbﷺ‬âßêô±o„ tb$­ƒﷺ‬& šcqèWyèö7ムÇÏÎÈ[النمل: 65]. «اي رسول خدا بگو كه در همه آسمانها و زمين جز خداوند كسي از علم و غيب آگاه نيست».

﴿* ¼çny‰YÏãuﷺ‬ ßxÏ?$xÿtB É=ø‹tóø9$# Ÿw !$ygßJn=÷ètƒ žwÎ) uqèd[الأنعام: 59]. «كليدهاي غيب تنها نزد او است جز او كسي آن را نمي داند».

مسئله ديگري كه در جامعه ما نمايان است فال حافظ مي باشد چرا كه اين مسأله يك پديدة روانشناختي است چه بسا به خاطر تجربه هايي كه افراد در زندگي دارند و حوادث زيادي از جمله (سفرـ پولدا رشدن ـ ازدواج، آشنايي، مرگ و...) در زندگي انسانها اتفاق مي افتد با اشعاري كه در ابيات حافظ در اين مسائل صحبت كرده است تلفيق مي نمايند و بدين وسيله با احساسات و عواطف مردم بازي مي كنند. ولي اين كار براي يك انسان عالم و آگاه عمل ناپسندي است، بجاي اينكه مردم را به راه راست هدايت كنند و آنها را در برابر سختي‌ها و مصائب كه همواره در زندگي انسان رخ مي دهد ياري دهند بدين وسيله آنان را در برابر اين همه مسائل گمراه مي كنند.

بر هر مسلماني واجب است تا از اين مسائل دوري كند چرا كه قضا و قدر و سرنوشت انسان بنابه راه هايي كه خداوند در اختيار انسان قرار داده در دست خود او است نه ديگران. مسائلي چون صداقت، اعتقاد پاك، اخلاق خوب، دوري از پليدي ها و كمك ومساعدت ها است كه انسان را در صراط مستقيم خوشبختي وسعادت قرار مي دهد.

پس تنها با يك وسيله مي توان پيشرفت مادي و معنوي مسلمانان را هموار كرد و راه پيشرفت مادي و معنوي انسان را بر افق بيكران هستي باز كنيم. آن اينكه دوباره به انوار عالي قرآن و سنت كه از مشرق زمين طلوع كرده است و همچنان روشنايي خود را بر همگان عرضه مي دارد، رو بياوريم و از آن استفاده نماييم؛ تا زماني كه ايدئولوژي و عقيدة يك ملت درست نشود و نحوة تفكر آن نسبت به جهان تغيير نكند و در راستاي كمال قرار نگيرد آن ملت سيادت و بزرگي پيدا نمي كند و موجب پيشرفت مادي و معنوي اجتماعش نمي گردد.

در پايان از استاد بزرگوار جناب مولوي عبدالرحمن سربازي و ساير دوستاني كه در ترجمه اين اثر بنده را ياري نمودند، صميمانه تشكر مي نمايم.

عاشور محمد پلنگي

11/11/80


مقدمة مؤلف

الحمدلله نحمده ونستعينه ونستغفره ونعوذ بالله من شرور أنفسنا ومن سيئات أعمالنا من يهده الله فلا مضل له ومن يضلل فلا هادي له وأشهد أن لا إله إلا الله وحده لا شريك له وأشهد أن محمداً عبده ورسوله. وبعد…

حكمت خداوندي چنان اقتضا كرد تا انسان را در درد و رنج و سختي بيافريند، و دنيا را خانه ي سختي براي [آزمايش انسان] قرار دهد تا بدين وسيله گناهان مؤمنان را بپوشاند ومقامشان را بالا ببرد وعذابي براي كافران و مايه بيداري براي تمام انسانها باشد، تا به دنيا اعتماد ننمايند و بدان دل نبندند، بلكه نسبت به آن سراي ديگر آگاهي يابند و تشويق بشوند كه اهل آن زنده اند و هيچگاه نمي ميرند و سالم و تندرستند و هرگز مريض نمي شوند، جوان هستند وهرگز پير نمي گردند، سعاتمند هستند و هرگز دچار مشكلات نمي شوند.

از جمله آزمون ها ابتلائاتي كه بعضي مردم به آن دچار مي شوند، سحر وچشم زخم هستند وهر دو از طريق شرع و تجربه ثابت و اخيراً اين دو بيماري شايع شده است و كساني كه ازآنها شكايت مي كنند، زياد شده اند. اگر فرد مسلمان در كتاب خداوند(عزوجل) [قرآن] [و سنت رسول اكرمص] تفكر و تدبر كند، سبب ناخوشي و راه علاج آن را خواهد يافت.


عوامل گرفتاري به سحر و چشم زخم

خداوندﷻ‬ [در قرآن كريم] مي فرمايد: ﴿¨bÎ) ©!$# Ÿw ãNÎ=ôàtƒ }¨$¨Y9$# $\«ø‹x© £`Å3»s9uﷺ‬ }¨$¨Z9$# öNåk|¦àÿRﷺ‬& tbqãKÎ=ôàtƒ ÇÍÍÈ[يونس: 44].

«خداوندﷻ‬ به مردم ستمي نمي كند بلكه اين مردم هستند كه (با اختيار كفر وترك ايمان) به خويشتن ستم مي نمايند». وهمچنين خداوند متعال مي فرمايد: ﴿!$tBuﷺ‬ Nà6t7»|¹ﷺ‬& `ÏiB 7pt6ŠÅÁ•B $yJÎ6sù ôMt6|¡x. ö/ä3ƒÏ‰÷ƒﷺ‬& (#qàÿ÷ètƒuﷺ‬ `tã 9ŽÏWx. ÇÌÉÈ[الشوری: 30]. «آنچه از مصائب وبلا به شما مي رسد به خاطر كارهايي است كه خود كرده ايد. تازه خداوند  از بسياري (از كارهاي شما) گذشت مي‌كند كه شما از آنها توبه نموده ايد ويا با كارهاي نيك آنها را از نامه اعمال زدوده ايد». بنابر اين گناهان ما عامل مبتلا شدن ما هستند كه از جملة آن [عوامل] عبارتند از:

1ـ ضعف توحيد خداوندي در قلبها

شرك در اشكال معيني محدود نمي شود، بعضي مردم وجودشان را از بعضي اعمال شرك آميز پاك وسالم مي دانند، گمان مي كنند كه توحيدشان كامل است وخود را از شرك اكبر و اصغر پاك مي دانند. شرك اكبر يعني: صرف هر نوع عبادت غير خدا است، همين طور توكل كردن بر غير خدا، اعتماد كردن بر غير خدا چنان اعتمادي كه بر خداﷻ‬ اعتماد مي شود و اعتقاد به اينكه اين نفع و ضرر از جانب غير خداست نيز شرك است و همچنين اگر كسي چيزي را دوست داشته چنان كه مي بايستي خداﷻ‬ را دوست داشته باشد، چنين شخصي مرتكب شرك شده است، خداوندﷻ‬ مي فرمايد:

﴿šÆÏBuﷺ‬ Ĩ$¨Z9$# `tB ä‹Ï‚­Gtƒ `ÏB Èbﷺ‬ߊ «!$# #YŠ#y‰Rﷺ‬& öNåktXq™6Ïtä† Éb=ßsx. «!$# ( tûïɋ©9$#uﷺ‬ (#þqãZtB#uä ‘‰x©ﷺ‬& ${6ãm °![البقرة: 165].

«برخي از مردم هستند كه از ميان غيرخدا، خداگونه هايي بر مي گزينند وآنان را همچون خداﷻ‬ دوست مي دارند و كساني كه ايمان آورده اند خدا را سخت دوست مي دارند (وبالاتر از هر چيز بدو عشق مي ورزند)».

2- ترك بعضي واجبات و انجام دادن برخي محرمات

كسي كه نماز را سبك مي شمارد (در حالي كه بزرگترين ركن اسلام بعد از كلمه شهادتين است) و اقامة نماز صِرف انجام دادن آن به نحوة خاص نيست، بلكه اقامة نماز عبارتست از اداي آن به كاملترين وجه، كه آن هم با انجام شرايط، اركان و واجبات نماز [محقق مي شود.] و همين طور هر كس كه در هر كدام از واجباتي كه اللهﷻ‬ بر او واجب گردانيده كوتاهي كند، يا كاري را كه اللهﷻ‬ او را از انجام آن باز داشته، مرتكب شود، چنين شخصي در واقع سبب و عامل مبتلا شدن به مصائب و عقوبت ها را براي خويش فراهم نموده است. و همين طور هر كس، فريضة الهي كه بر او فرض شده است سبك بشمارد و يا مرتكب گناهي شود كه خداوند او را از ارتكاب آن نهي كرده است، بدين ترتيب[بخاطر دوري از خدا] دچار بلاها و عذاب ها[كه مسبب آن خودش است] مي شود.

3- غفلت از ذكر اللهﷻ‬

خداوندﷻ‬ در [قرآن كريم] مي فرمايد: ﴿`tBuﷺ‬ ß·÷ètƒ `tã ̍ø.ό Ç`»uH÷q§9$# ôÙÍh‹s)çR ¼çms9 $YZ»sÜø‹x© uqßgsù ¼çms9 Ö`ƒÌs% ÇÌÏÈ[الزخرف: 36].

«هركس از ياد خدا غافل و روگردان شود، اهريمني را مأمور او مي سازيم و چنين اهريمني همواره همدم وي مي گردد و گمراه سرگشته اش مي سازد» (يعش) يعني: غافل مي شود، اعراض مي كند، روي مي گرداند، روي بر مي تابد.

بخاطر اينكه بسياري از مردم از ذكر خداوندﷻ‬ روي برگردانده اند وكتابش [قرآن] را رها كرده اند، خانه هايشان را پر از ابزار و آلات لهو و[لعب] وغفلت پر كرده اند و وقت هاي خويش را با بازي و بيهودگي مي گذرانند، لذا شيطان بر آنها سلطه پيدا كرده و آنها را به انجام گناهان برانگيخته است، و رابطه ميان زوج هايي [همسران و شوهران] كه باهم محبت داشته اند و صميميت ميان دوستان را از بين برده است، همين كه خانه و قلب هايشان از ذكر خداﷻ‬ خالي شده است، شياطين آنها را گرفتار كرده و بر آنان چيره شده است. پس قلب ها را با وسوسه ها، اوهام و دودلي ها لبريز و خانه ها را با مشكلات و دشمني ها پركرده است. هنگامي كه شخصي به خانه اش وارد مي شود سينه اش منقبض مي گردد[يعني با آغوش باز خانواده اش را ملاقات نمي كند] و دلش مي گيرد و لبخند روي لبش از بين مي رود و بجاي اينكه با همسر و فرزندانش با سلام و خشرويي و مهرباني برخورد كند با چهره اي عبوس و ترش گرفته و زباني بد وارد خانه مي شود، و همسرش نيز همين رفتار يا شبيه آن را با او انجام مي دهد پس دشمني ها زياد ومشكلات برانگيخته مي شود، دوستي ومهرباني بين طرفين قطع مي گردد وكارهاي ناپسند، فحش و خشم و دشمني جاي دوستي ها را مي گيرد. امام مسلم/ در كتاب صحيح خود از پيامبر اكرمص روايت مي كند كه آن حضرتص فرموده است: «إذَا دَخَلَ الرُّجُلُ بَيتَهُ فَذكرَ اللهَ عَزَّ وَجَل عِندَ دُخُولِهِ وَعِندَ طَعَامِهِ، قَالَ الشَّيطَانُ: لاَ مَبيتَ لَكم ولاَ عَشَاءَ، وَإذَا دَخَلَ فَلَم يَذكرِ اللهَ عِندَ دُخُولِهِ قَالَ الشَّيطَانُ: أدرَكتُمُ المَبِيت، وَإذَا لَم يَذكرِ اللهَ عِندَ طَعَامِهِ قَالَ: أدرَكتُمُ المَبِيتَ وَالعَشَآءَ»[7]. ترجمه: «وقتي كه شخص وارد خانه اش مي شود و هنگام ورود و غذا خوردن خداوندY را بياد آورد، شيطان (به همراهانش) مي گويد: برايتان نه جايي براي گذراندن شب ونه شامي است، وهنگامي كه[آن شخص] داخل مي شود به وقت دخول ذكر خداوند را بجاي نمي آورد شيطان مي گويد: جايي براي شب گذراندن را يافته ايد و اگر هنگام غذا خوردن خدا را ياد نكند، مي گويد: جاي شب گذراندن و شام را يافته ايد».

پاداش از نوع عمل

اين يك قاعدة هميشگي و مكرّر دربارة ثواب و عقاب است [پاداش از نوع عمل]. پس كسي كه بر والدينش نيكي كند، فرزندانش در آينده بر او نيكي مي كنند و كسي از فرمان پدر ومادر سر پيچي كند اولادش در آينده از او سرپيچي خواهند كرد و كسي خود را از ناموس مردم پاك نگه بدارد [يعني به ناموس ديگران تعرض نكند] مردم ناموس او را نيكو مي دارند وبر عكس، پس همچنان كه قرض مي دهي به همان اندازه قرض مي گيري، ودرحديث آمده است «أحفِظَ اللهَ يحفَظَك»([8]) [حدود وشرائع] «خداوند را حفظ كن تا خداوندY تورا [از بلاها، گناهان و عذابها] حفظ كند». در اينجا ـ در باره شكايت از سحر وچشم زخم ـ اينك جاري بودن اين قاعده را مي بينيم:

% همين كه توكل مردم بر خداوندﷻ‬ كم شد و به برخي از اسباب مادي [غير از اللهY] اعتماد كردند و بر بعضي از آنها توكل نمودند، به همين اسباب واگذار شدند [منظور اينست، همين كه آنان به سوي اسباب [غير الله] متوجه شدند و بدانها دل بستند پس اللهY نيز آنان را به حال خود رها نموده حوالة اسباب مي كند] وقتي كه كسي به غير الله توكل كند، پس ناكام و خوار مي شود. ولي به كار گرفتن اسباب ـ مانند رفتن نزد پزشك هنگام بيماري ـ هيچ منافاتي با توكل به خداوندY ندارد، [يعني چنين صورت استفاده از اسباب طبيعي در دنيا هيچ اشكالي بر اصل توكل وارد نمي كند] ولي درست نيست كه بر شفابخشي پزشك به طور مطلق اطمينان و اعتماد قلبي پيدا نمايي بلكه به خداوند يگانه اعتماد واطمينان قلبي داشته باشي و قلبت را به سوي خداوند پاك و منزه مرتبط گرداني.

% صورت ديگري كه در آن انطباق (پادش از نوع عمل)را مي بيني اينست كه: بسياري از مردم چيزهاي را مي خواهند كه نفسشان طلب مي كند، هر چند از طرف خداوندY حرام شده باشند [يعني خداوند بخاطر ضررشان آنها را براي انسان حرام كرده است]، مانند ديدن چيزهايي كه ديدن آن [براي انسان] جايز نيست، يا شنيدن صداهايي كه گوش كردن آن حرام مي باشد وهمچنين سفر كردن به كشورهايي كه در آن منكرات رائج مي باشد و [در كشورهايي كه] معاصي و گناهان بصورت علني و آشكارا انجام مي گيرد. [در واقع] همة اين موارد و چيزهاي شبيه آن عمل به خواهش هاي نفساني شان است، پس در اين صورت بر خلاف خواسته هايشان مجازات شدند و به پريشان حالي، ناراحتي، بيماري نفس، اندوهگيني و نا آرامي مبتلا شدند، كيفري است مناسب با اعمال و خواسته هاي آنان در دنيا [كه از فرمان خدا سرپيچي كردند و بدين ترتيب دل هاي ستمديدگان را سوزاندند، خانه هايشان را به آتش كشيدند و با ظلم و زر و زور خود بر كسي رحم ننمودند، هم اينك سزاوار است كه در دوزخ كيفرشان چنان و سرنوشت شان چنين بد باشد]. در حاليكه پروردگار تو هرگز به [بندگان] ظلم و ستم روا نمي دارد.

% همچنانكه بعضي مردم در امر فراخواندن [به حضورطلبيدن] خادمان و پيشخدمت هاي زن توسّع بخرج مي دهند و قوانين ديني را رعايت نمي كنند ودربارة امور ممنوعة شرعي تساهل بخرج مي دهند. از جمله اينكه خادم زن بدون محرم به سفر مي رود. و نيز اينكه گاهي اوقات ميان مرد و خادمه خلوت صورت مي گيرد يا ميان زن با پيشخدمت يا راننده و ساير موارد مثل اين ازجمله چيزهايي كه در زندگي مان از خلوت مرد با زن حاصل مي شود و يا زني با راننده اي خلوت مي كند، و ساير موارد مثل اين... پس بدين شكل برخي از آن خادمان زن و رانندگان با اين عمل اسباب مبتلا شدن به سحر و جادوها و بلاها را فراهم مي آورند.


حكم سحر و رفتن به نزد فالگيران

علماي اسلام اتفاق نظر دارند بر اينكه: [بر مريض جايز نيست كه پيش فالگيران (كاهنان) كه ادّعاي دانستن غيب را مي كنند و (مردم را بدين صورت به سوي خود فرا مي خواند) برود تا بوسيلة آنها بيماري خود را تشخيص بدهد. همچنانكه براي شخص جايز نيست، آنچه را كه كاهنان او را خبر مي دهند تصديق نمايد. زيرا آنها از روي شك و ترديد از غيب سخن مي گويند. يا آنها جن را احضار مي كنند و بوسيله آنها بر آن چه كه مي خواهند استعانت مي جويند و كار اينها كفر و ضلالت است چون كه اين ها ادعاي امور غيبي را مي كنند. امام مسلم/ در كتاب صحيحش روايت كرده است كه آن حضرتص مي فرمايد: «مَن أتَي عَرَّافَاً فَسَألَهُ عَن شَئٍ فَصَدَّقَهُ لمَ تُقبَل لَهُ صَلاةٌ أربَعِينَ يَوماً»([9]).

«هر كس پيش عرّافي(عراف كسي است كه جاي گم شده و مال دزدي شده را نشان مي دهد) رفته و از او در مورد چيزي بپرسد و آن را راستگو شمارد، تا چهل روز نمازي از او پذيرفته نخواهد شد).حضرت ابوهريرهt از پيامبر اكرمص روايت كرده است كه: «مَن أتَى كاهِنَاً فَصَدَّقَهَ بمَا يَقُولُ فَقَد كفَر بمَا أنزَلَ عَلَى مُحَمَّدٍ صَلَّى الله عَلَيهِ وَسَلَّم»([10]) «هر كس پيش فالگيري (كسي است كه ادعاي علم غيب مي كند و بوسيلة ستارگان مردم را از غيب خبر مي دهد) برود و بر گفته هايش صحه بگذارد، او از آنچه كه بر محمدص نازل شده سرباز زده است». ابوداوود اين حديث را روايت كرده و اصحاب سنن اربعه آنرا تخريج كرده اند. و از عمران بن حصينt روايت شده است كه پيامبرص فرمودند: «ليس منا من تطير أو تطير له، أو تكهن أو تكهن له، أو سحر له، وَمَن أتَى كاهِنَاً فَصَدَّقَهُ بمَا يَقُولُ فَقَد كفَرَ بمَا أُنْزِلَ عَلَى مُحَمَّدٍ» «از ما نيست كسي كه فال بگيرد، يا برايش فال گرفته شود يا مرتكب كهانت شود يا براي او كهانت انجام داده شود يا ساحري بكند يا برايش ساحري كرده شود و هر كس پيش كاهني رفته و بر گفته هايش صحه بگذارد به آنچه كه بر محمدص نازل شده كفر نموده است». [بزاز با سند قوي آنرا روايت كرده است]. در اين احاديث دليل كافر بودن كاهن و ساحر وجود دارد زيرا كه آنها ادعاي دانستن علم غيب مي كنند. در حالي كه اين [اعتقاد وعمل] كفر محسوب مي شود چرا كه ساحر و كاهن جز با به خدمت گرفتن جن و عبادت كردن آن به هدف شان دست نمي يابند در حالي كه آن كفر و شرك به خداوند پاك و منزه است و همچنين تصديق كنندة آن نيز دچار كفر و شرك مي شود و كسي كه بدان معتقد باشد مانند آنان مي باشد. و هر كس كه بر اين كارها مشغول شود و از آنها سحر و جادو بگيرد به تحقيق[خدا] و رسولشص از او بيزار مي شوند.

سحر (جادو) از محرّمات كفرآميز است. همچنان كه خداوندﷻ‬ در مورد دو فرشته مي فرمايد: ﴿$tBuﷺ‬ Èb$yJÏk=yèムô`ÏB >‰tnﷺ‬& 4Ó®Lym Iwqà)tƒ $yJ¯RÎ) ß`øtwﷻ‬ ×poY÷GÏù Ÿxsù öàÿõ3s? ( tbqßJ¯=yètGuŠsù $yJßg÷YÏB $tB šcqè%Ìhxÿム¾ÏmÎ/ tû÷üt/ ÏäöyJø9$# ¾ÏmÅ_÷ﷺ‬y—uﷺ‬ 4 $tBuﷺ‬ Nèd tûïÍh‘!$ŸÒÎ/ ¾ÏmÎ/ ô`ÏB >‰ymﷺ‬& žwÎ) ÈbøŒÎ*Î/ «!$# 4 tbqçH©>yètGtƒuﷺ‬ $tB öNèd”àÒtƒ Ÿwuﷺ‬ öNßgãèxÿZtƒ 4 ô‰s)s9uﷺ‬ (#qßJÎ=tã Ç`yJs9 çm1uŽtIô©$# $tB ¼çms9 ’Îû ÍotÅzFy$# ïÆÏB 9,»n=yz 4 š[ø©Î6s9uﷺ‬ $tB (#÷ﷺ‬tx© ÿ¾ÏmÎ/ öNßg|¡àÿRﷺ‬& 4 öqs9 (#qçR$Ÿ2 šcqßJn=ôètƒ ÇÊÉËÈ[البقرة: 102].

ترجمه: «دو فرشته اي كه طريق سحر كردن را براي آشنايي به طرز ابطال به مردم ياد مي دادند و به هيچ كس چيزي نمي آموختند مگر اينكه پيشاپيش بدو مي گفتند: ما وسيله آزمايش هستيم كافر نشو (وآنچه به تو مي آموزيم به آشوب و كفر منتهي مي گردد. آن را بشناس و خويشتن را از آن بدور دار. ليكن مردم نصيحت نپذيرفتند و از آموخته هايشان سوء استفاده كردند) كه با آن ميان مرد وهمسرش جدايي مي افكندند (آري اين شيطان صفتان گناه پيشه كفر ورزيدند، چون اين گونه ياوه گويي ها و افسانه سرايي ها گذشتگان را به هم بافتند و آن را وسيله آموزش جادو به يهوديان كردند) وحال آنكه با چنين جادوي (خويش) نمي توانند به كسي زيان برسانند مگر اينكه با اجازه و خواست خدا باشد وآنان قسمت هايي را فرا مي گرفتند كه بر ايشان (از لحاظ دنيا وآخرت) زيان داشت و به ايشان سودي نمي رساند. ومسلماً مي دانستند هر كس خريدار اينگونه متاع باشد». بهره اي در آخرت نخواهد داشت و چه زشت وناپسند است آنچه خود را بدان فروخته (وآن را پيشه خود ساخته اند) اگر مي دانستند (وعلم و دانشي مي داشتند)] پس اين آية كريمه بر كفر بودن سحر دلالت مي كند. و از خداوندﷻ‬ مسئلت مي داريم كه ما را از شر ساحران وجادوگران (كاهنان) و شعبده بازان محفوظ بدارد و همچنان كه از خداوندﷻ‬ مسئلت داريم كه مسلمانان را از شرشان نجات بدهد و به مسلمانان توفيق برحذر ماندن از آنان و اجراي حكم اللهY دربارة آنان عنايت بفرمايد تا اينكه بندگان از ضرر و اعمال بدشان راحت بشوند. همانا خداوند بسيار بخشنده وكريم است]. اين قسمت خلاصة بيانات شيخ عبدالعزيز بن باز/ بود كه پايان يافت.


چگونه از شر سحر و چشم زخم در امان بمانيم

براستي كه الله سبحانه براي بندگانش چيزهايي را مشروع فرمود كه بوسيلة آن از شر سحر و چشم زخم، قبل از وقوعشان خود را برهانند و او سبحانه و تعالي راه علاج آنها را نيز بيان فرموده و اين كار را بخاطر رحمتش بر بندگان و احسان بركات و بنابه اتمام نعمت خود بر آنان فرموده است.

از جمله وسايل محفوظ و در امان ماندن [از سحر و جادو]

توكل بر خداوندY: توكل به خداوندﷻ‬ بزرگترين وسيله دفع آفات و سودمند ترين چيزي است كه به وسيله آن خواسته ها برآورده مي شود، پس هر كس به خداوند ﷻ‬ توكل كند، خداوندﷻ‬ در همه امورش براي او كافي است. خداوندY [در قرآن كريم] مي فرمايد: ﴿`tBuﷺ‬ ö@©.uqtGtƒ ’n?tã «!$# uqßgsù ÿ¼çmç7ó¡ym[الطلاق: 3]. «هر كس بر خداوندﷻ‬ توكل كند (و كار و بار خود را بدو واگذارد)خدا او را بسنده است».

اطاعت اوامر الهي و اجتناب از نواهي او: هر كس اوامر و نواهي خداوندﷻ‬ را بجا آورد (در حفظ آنها كوشش نمايد) خداوندﷻ‬ دين، دنيا، خانواده و مالش را حفظ خواهد كرد.

كثرت ياد خداوندY: ذكر خداوندﷻ‬ از طريق تلاوت قرآن كريم، تسبيحات [سبحان الله گفتن]، سپاس و ستايشات [الحمدلله گفتن]، به نيكي ياد كردن، توبه به سوي خداوند و تهليل و تكبير و استغفار و درودفرستادن بر پيامبر اكرمص است. اينها از سودمند ترين وسايلي است كه بنده نفسش را بوسيله آن حفظ مي كند. امام أحمد و ترمذي از پيامبر اكرمص روايت كرده اند كه [آن حضرتص مي فرمايد]: خداوندﷻ‬ به يحيي بن زكريا امر فرمود كه به پنج كلمه عمل كند و بني اسرائيل را نيز به انجام دادن آن دستور دهد، اين دستورات عبارتند از اينكه: آنها را به ذكر خداوندﷻ‬ امر كن، مثال آن مانند مردي است كه تحت تعقيب دشمن است، در اين حين به قلعه محكمي مي رسد وبه آن پناه مي  برد، پس بدين وسيله خود را با پناه بردن به دژ حفظ مي كند. همين طور است؛ بنده نفس خود را از دست شيطان حفظ نمي كند مگر با ياد خداوندﷻ‬.

از جمله اين اذكار:

الف ـ قرائت آيت الكرسي؛ هنگام رفتن به رختخواب، چرا كه آيت الكرسي همواره يك نگهبان از جانب اللهY بر تو است و با خواندن [آيت الكرسي قبل از خواب] شيطان تا صبح [نزديك تو] نمي گردد، چنانكه براي خواندن آن بعد از هر نماز فرض تأكيد و تشويق شده است.

ب ـ خواندن سورة بقره، در خانه اي كه سورة بقره خوانده مي شود شيطان از آن خانه فرار مي كند.

ج ـ خواندن دو آية آخر سورة بقره؛ پس كسي كه در شب آن دو آيه را بخواند، آن دو آيه او را كفايت مي كنند، چرا كه خداوندﷻ‬ بر معناي آن واقف است و [بندگان] را از هر بدي باز مي دارد. (والله اعلم)

د ـ اذكارمرتّبه اوقات صبح، شام، هنگام پياده شدن، وارد و خارج شدن از منزل، سوار مركب شدن و اذكاري كه در ساير مناسبات وارد شده اند.

هـ ـ تعويذ كودكان همان گونه كه رسول اللهص حضرت حسن وحسينy را تعويذ مي‌كرد: «أعيذُكمَا بِكلِمَاتِ اللهِ التَّامَّةِ مِن كلِّ شَيطَانٍ وَهَامَّةٍ وَمِن كلِّ عَينٍ لاَ مَّهٍ»[11]. «من شما دو نفر را با كلمات تامّه خداوندY از شر هر شيطان وسوسه گر واز شر هر چشم بد تعويذ مي كنم».

و ـ به بسيار خواندن «أعُوذُ بِكلِمَاتِ اللهِ التَّامَّاتِ مِن شَّرِ مَا خَلَقٍ» در شب و روز و هنگام پياده شدن يا وارد شدن در ساختمان، صحرا، فضا و يا در دريا.

از ديگر اسباب جلوگيري [از سحر وچشم زخم]:

عبارتند از:

% جلوگيري از خروج كودكان از منزل هنگام غروب، رسول اللهص فرموده است: «إذَا كانَ جُنحُ اللَّيلِ ـ أو أمسَيتُم ـ فَكفُّوا صِبيَانَكم، فَإنَّ الشَّيطَانَ يَنتَشِرُ حِينَئِذٍ، فَإذَا ذَهَبَ سَاعَةٌ مِنَ اللَّيلِ فَخَلُّوهُم»[12]. «هنگامي كه آغاز شب باشد ـ يا فرمود هنگامي كه وارد شامگاهان شديد ـ بچه هاي خردسال تان را مواظبت كنيد زيرا در اين هنگام شيطان ها منتشر مي شوند و چون پاسي از شب گذشت آنها را آزاد بگذاريد (به هر جا كه بخواهند بروند) جُنحُ اللَّيلِ يعني: آغاز شب بعد از غروب خورشيد و چيرگي سياهي.

% زدودن خانه از آلات سنگي، مجسمه ها، عكس ها و سگ ها كه موجودات ذي روح هستند. از پيامبر اكرمص ثابت است كه فرشتگان به خانه اي كه اين چيزها [يعني سگ، عكس هاي ذي روح ومجسمه ها] هستند، وارد نمي شوند و همچنين پاكسازي خانه از وجود آلات لهو و لعب و نغمه و ساير آلات [نيز جزو اسباب جلوگيري از سحر و چشم زخم مي باشد].

% خوردن هفت دانه خرماي عجوه در صبح (نوعي خرما، كه در مدينه موجود است). بخاري و مسلم از آن حضرتص روايت كرده اند كه: «مَن تَصَبَّحَ بِسَبعِ تمَرَاتٍ عَجوَةٍ لمَ يَضُرُّه ذلِك اليَومَ سم وَلاَ سِحرٌ»([13]). «هر كس صبحگاهان هفت دانه خرماي عجوه بخورد، سم و سحر در آن روز ضرري به او نخواهند رسانيد». حضرت شيخ عبدالعزيز/ مي فرمايد: اميد است [كلمة خرما] كه آن شامل همة نوع خرماها شود، چرا كه معني در تمام انواع خرماها موجود است. پس اين معني [خرما] به صورت عام موجود است.


روش معالجه

حضرت ابن قيم/ فرموده است: «ازسودمند ترين (وسايل) علاج هاي سحر داروهاي معنوي است، آري ادويه هاي معنوي به ذاته داروهاي سودمند هستند. پس اگر قلب انسان مالامال از [خوف و عظمت] خداوند و لبريز از ذكر او تعالي باشد و انسان دعا و ذكر و تعويذاتي را ورد كند كه اين دعاها [اذكار] و تعويذات بر او اثر مي گذارد و هيچ خللي در او بوجود نمي آيد و بر قلب و زبانش مطابق مي شود، و اين از بزرگترين اسباب هايي است كه از اصابت سحر و نظر بد بر انسان جلوگيري مي كند و اين  كار از بزرگترين معالجات سحر بعد از مبتلا شدن به آن مي باشد.

% معوذتان([14])

امام بخاري و مسلم/ از حضرت عايشهل روايت كرده اند كه پيامبراكرمص هنگامي كه از دردي مي ناليد، دو سورة فلق و ناس را خوانده، بر خود دم مي كردند. حضرت ابن قيم/ مي فرمايد: «منظور از اين كلام درباره اين سوره، بيان منفعت هاي عظيم اين دو سوره و شدت احتياج و بلكه ضرورت به آنها [در اين مواقع] است، و اينكه هيچ كس از آن بي نياز نيست و اينكه اين دو سوره تاثير بسزايي در دفع سحر و چشم زخم و ديگر شرارت ها دارد.

چه بسا احتياج انسان به استعاذه با اين دو سوره بيشتر و مهم تر از احتياج انسان به نفس، غذا، نوشيدني و لباس مي باشد.

% خواندن سوره فاتحه

روزي عده اي از صحابه كرامy در حال مسافرت بودند كه از قبيله اي عبور كردند، رئيس آن قبيله را [عقرب يا مار گزنده اي] گزيده بود، يكي از صحابة كرام وي را با سورة فاتحه تعويذ كرد كه آن شخص [رئيس قبيله] بلند شد طوري كه گويا اصلاً چيزي به او اصابت نكرده بود. پس وقتي كه پيامبر اكرمص را از جريان با خبر كردند، آن حضرتص تبسّم نمود و كارش را با سكوتش تأييد فرمود.

حضرت ابن قيم/ فرمودند: [در مكة مكرمه زماني بر من گذشت كه در آن وقت مريض شدم، طبيب و دوا در آنجا نبود، پس به وسيله سورة فاتحه خودم را معالجه مي كردم و مقداري از آب زمزم را مي گرفتم و در آن [سورة فاتحه را مي خواندم و در آب دم مي كردم] پي در پي خواندم و آب را نوشيدم، و بدين وسيله سلامتي كامل ام را يافتم، سپس با اطمينان كامل از آن به بعد در بيشتر دردها از اين روش استفاده مي بردم و بدين صورت از آن بيشترين فايده را بردم]([15]).

% از دعاهاي گرانقدر

«اللَّهُمَّ رَبَّ النَّاسِ أَذْهِبِ البَاسَ، اشْفِهِ وَأَنْتَ الشَّافِي، لاَ شِفَاءَ إِلَّا شِفَاؤُكَ، شِفَاءً لاَ يُغَادِرُ سَقَمًا». «بار خدايا! اي خداي انسانها سختي و دشواري(مرض) را از من دور بگردان، مرا شفا بده همانا تو شفادهنده هستي و هيچ موجودي غير از تو شفا نمي كند مگر تو شفا مي كني و چنان شفا دادني كه پس از آن هيچ گونه بيماري باقي نماند».

دستت را برروي جائي كه درد در همان قسمت بدنت است قرار بده و بگو: بسم الله (سه بار) وهفت مرتبه مي گويي: «أعُوذُ بِعِزَّةِ اللهِ وَقُدرَتِه مِن شَرِّ مَا أجِدُ وَأحَاذِرُ». «من به عزت و قدرت خدا پناه مي برم از بدي چيزي كه مي يابم، از درد در حال حاضر و مي ترسم از زيادت و سرايت آن در مال».

«بِسمِ اللهِ أرقِيك مِن كلِّ شَئٍ يُؤذيكَ وَمِن شَرِّ كلِّ نَفسٍ أو عَينٍ حَاسِدٍ؛ اللهُ يَشفيِكَ بِسمِ اللهِ أرقيِك([16])» «به نام خداوندﷻ‬ تو را از هر چيزي كه اذيت و ضرر به تو مي رساند و از شر هر نفس بد يا چشم حسود رقيه مي كنم خداوند تو را شفا بدهد و به نام خداوندﷻ‬ تو را تعويذ مي نمايم».

% ازجمله علاج سودمند براي سحر (غير از بلاها): توبه كردن به سوي خداوندﷻ‬ و زيادي استغفار است چرا كه همين گناهان اسباب گرفتاري و مصيبت ها و بلاها هستند و توبه هم در واقع دواي آنها(مصيبت ها و بلاها) است. نبي خدا حضرت صالحu خطاب به قومش چنين فرمود: ﴿tŸwöqs9 šcﷺ‬ãÏÿøótFó¡n@ ©!$# öNà6¯=yès9 šcqßJymöè? ÇÍÏÈ[النمل: 46]. «اگر چه شما بسوي خداﷻ‬ استغفار كنيد، شايد كه (خداوند) بر شما رحم بياورد و گناهان شما را ببخشايد». پس نفست را محاسبه كن و در كارهايت جستجو نماي همانا آنچه كه از طرف نفست[خطائي] را مرتكب شدي خواهي يافت زيرا كه خداوندﷻ‬ بر بندگانش ظلم نمي كند (واين انسان ها هستند كه با انجام گناهان خود از خداوندﷻ‬ روي برمي گردانند و بر خود ظلم مي كنند».


معالجه كسي كه بر اثر اصابت سحر نمي تواند با همسرش همبستر بشود

علاوه بر اسبابي كه قبلاً براي علاج سحر گفتيم، حضرت شيخ عبدالعزيز بن باز/ مي فرمايد: [براي معالجه سحر بعد از اينكه دچار آن شديد ـ مخصوصاً براي مرداني اين معالجه سودمند است كه به سحر دچار شدند و در اثر سحر نمي توانند با همسرشان همبستر شوند ـ هفت برگ سدر سبز (نوعي گياه) را بگيرد سپس آنرا با سنگ و يا هر وسيله أي له بكند و آن برگ هاي كوبيده شده را در ظرفي بريزد و روي آن مقداري آب كه براي غسل لازم است بريزد. و آيت الكرسي و «قُل يَا أيُّهَا الكافِرُونَ»، «قُل هُوَاللهُ أحَدٌ»، «قُل أعُوذُ بِرَبِّ الفَلَقِ»، «قُل أعُوذُ بِرَبِّ النَّاسِ» و آيات سحري كه در سوره أعراف وجود دارند، بخواند كه آن آيات فرمودة خداوند سبحان اند كه مي فرمايد: ﴿* !$uZøŠym÷ﷺ‬ﷺ‬&uﷺ‬ 4’n<Î) #Óy›qãB ÷bﷺ‬& È,ø9ﷺ‬& š‚$|Átã ( #sŒÎ*sù }‘Ïd ß#s)ù=s? $tB tbqä3Ïùù'tƒ ÇÊÊÐÈ yìs%uqsù ‘,ptø:$# Ÿ@sÜt/uﷺ‬ $tB (#qçR%x. tbqè=yJ÷ètƒ ÇÊÊÑÈ   (#qç7Î=äósù y7Ï9$uZèd (#qç7n=s)R$#uﷺ‬ tûï̍Éó»|¹ ÇÊÊÒÈ[الأعراف: 117-119]. «وبه موسي وحي كرديم كه عصاي خود را بيندازد. ناگهان(بصورت اژدهائي در آمد) و بسرعت آنچه را به هم مي بافتند(و تزويرهائي را كه مي نمودند) همه را بلعيد. پس حق (يعني صدق موسي) ثابت و ظاهر گرديد و آنچه آنان مي كردند باطل شد و پوچ از آب در آمد. در آنجا(كه فرعون و فرعونيان گرد آمده بودند.) شكست خوردند و خوار و رسواتر گشتند».

و نيز اين آيات سورة يونس را بخواند كه خداي سبحان مي فرمايد: ﴿tA$s%uﷺ‬ ãböqtãöÏù ’ÎTqçGø$# Èe@ä3Î/ @Ås»y™ 5OŠÎ=tæ ÇÐÒÈ $£Jn=sù uä!%y` äotys¡¡9$# tA$s% Oßgs9 #Óy›q•B (#qà)ø9ﷺ‬& !$tB OçFRﷺ‬& šcqà)ù=•B ÇÑÉÈ !$£Jn=sù (#öqs)ø9ﷺ‬& tA$s% 4Óy›qãB $tB OçGø¤Å_ ÏmÎ/ ãósÅb¡9$# ( ¨bÎ) ©!$# ÿ¼ã&é#ÏÜö6ãŠy™ ( ¨bÎ) ©!$# Ÿw ßxÎ=óÁムŸ@uHxå tûïωšøÿßJø9$# ÇÑÊÈ[يونس: 79-81].

«فرعون گفت: همه جادوگران ماهر و زبر دست را به پيش من بياوريد (تا كار اين جادوگر را بسازيم). هنگامي كه جادوگران گرد آمدند، موسي به ايشان گفت: (هر چه از فنون سحر مي دانيد بكار بنديد و) آنچه مي توانيد بيندازيد و بيفكنيد تا ببينيم. هنگامي كه (ريسمان و عصاهاي خود را) انداختند. موسي گفت: آنچه ارائه داديد واقعا جادوست، قطعا خداوند آن را پوچ و نابود خواهد كرد و (جاي شگفت نيست، چرا كه) خداوند كار تبهكاران را ابقا و دوام نمي بخشد و شايسته و سودمند نمي گرداند. خداوند با سخنان خود (بر انبياء نازل مي كند) حق را پايدار و ماندگار مي گرداند هر چند كه گناهكاران و بزهكاران نپسندند».

و آياتي كه در سوره طه است: ﴿(#qä9$s% #Óy›qßJ»tƒ !$¨BÎ) bﷺ‬& u’Å+ù=è? !$¨BÎ)uﷺ‬ bﷺ‬& tbqä3¯R tA¨ﷺ‬ﷺ‬& ô`tB 4’s+ø9ﷺ‬& ÇÏÎÈ tA$s% ö@t/ (#qà)ø9ﷺ‬& ( #sŒÎ*sù öNçlé;$t7Ïm öNßg–ŠÅÁÏãuﷺ‬ ã@§‹sƒä† Ïmø‹s9Î) `ÏB ÷L¿e̍ósř $pk¨Xﷺ‬& 4Ótëó¡n@ ÇÏÏÈ }§y_÷ﷺ‬ﷺ‬'sù ’Îû ¾ÏmÅ¡øÿtR Zpxÿ‹Åz 4Óy›q•B ÇÏÐÈ $uZù=è% Ÿw ô#y‚s? š¨RÎ) |MRﷺ‬& 4’n?ôãF{$# ÇÏÑÈ È,ø9ﷺ‬&uﷺ‬ $tB ’Îû y7ÏYŠÏJtƒ ô#s)ù=s? $tB (#þqãèuZ|¹ ( $yJ¯RÎ) (#qãèoY|¹ ߉ø‹x. 9Ås»y™ ( Ÿwuﷺ‬ ßxÎ=øÿムãÏm$¡¡9$# ß]ø‹ym 4’tAﷺ‬& ÇÏÒÈ[طه: 65-69].

«(جادوگران بار به غبغب انداخته) گفتند: اي موسي آيا تو اوّل (هنرنمائي خود را مي كني و عصاي خود را) مي اندازي، يا اول (دست بكار شويم و اسباب و ادوات جادوي خويش را) بيندازيم (وكار تو را يكسره سازيم). (موسي)گفت: شما اول(شروع كنيد و آنچه داريد جلو) بيندازيد، (آنان طناب ها و عصاهاي خود را انداختند، موسي)چنان به نظرش رسيد كه بر اثر جادوي ايشان، بناگاه طناب ها و عصاهاي آنان مار شدند و مي خزيدند و تند راه مي روند. گفتيم: مترس! حتما تو برتري (و بر آنان چيره مي شوي و كارهاي باطل شان را شكست خواهي داد. و چيزي را كه در دست راست داري بيفكن تا همه ساخته هاي (مزوّرانه و شعبدبازي هاي مكارانه) ايشان را بسرعت ببلعد. چرا كه كارهايي را كه كردند نيرنگ جادوگري است و جادوگر هر كجا برود پيروز نمي شود».

و بعد از خواندن آنچه بيان شد [ذكر، دعاها و آيات] در آب مقداري از آن را بنوشد و با بقيه آن غسل نمايد وبدين وسيله إن شاء الله تعالي دردت بر طرف خواهد شد و اگر براي استفاده از اين روش به دو مرتبه يا بيشتر نياز داشت پس مشكلي نيست اين كار را انجام دهد تا اينكه درد از بين برود([17]).


معالجه كسي كه مبتلا به چشم زخم شده است

1ـ تعويذ با قرآن و ادعية مباركه همانطوري كه قبلاٌ ذكر شد.

2ـ شخصي كه گمان مي رود او چشم زخم كرده است، از او خواسته شود تا غسل كند بدليل فرمودة پيامبر اكرمص كه مي فرمايد: «العَينُ حَقٌ وَلَو كانَ شَئٌ سَابَقَ القَدرَ سَبَقَتهُ العَينُ وَإذَا استَغسِلتُم فَاغسِلُوا»([18]). «نظر حق است و اگر چيزي مي توانست بر تقدير پيشي بجويد همانا نظر بر آنان پيشي مي جست و هر گاه به غسل دادن خواسته شديد (جهت رفع نظر) غسل كنيد».

در حديث شيوه غسل آمده است: به شخص چشم زخم كننده دستور داده مي شود تا وضو بگيرد پس او صورت و دو دستش را تا آرنج ها و زانو و درون ازارش را بشويد سپس [آن آب كه او غسل كرده است را] بر روي شخصي كه چشم خورده است بريزند؛ معناي لفظ يكفأ الإناء من خلفه [كه در روايت است] اينست كه: از پشت سر چشم خورده، يعني يك دفعه و غافل گيرانه آب ها را روي او بريزند و لفظ «داخلة ازاره» [كه در حديث آمده] را برخي از اهل علم به قسمت داخلي شلوار كه با بدن در ارتباط است تفسير كرده اند. جناب شيخ محمّد العثيمين مي فرمايد: «وشايد يكي از مصاديق آن (داخلة ازار) قسمت داخلي چفية سر مردان و كلاه و پيراهن شخص[چشم زننده] باشد»([19]).


چگونه خود را تعويذ بنمائيد

زماني كه مسلمان دچار بيماري شود برايش جايز است كه در جستجوي يك شخصي بگردد كه داراي صلاح، تقوا، حلالي و پاكي رزق بوده و اميد اجابت دعايش برود و از اين شخص بخواهد تا او را تعويذ كند ليكن بهتر اينست كه اين كار را نكند چراكه ترك آن از كمال توكل است همچنان كه ترك آن از صفات كساني است كه بدون حساب و عذاب وارد جنّت مي شوند. اگر امروزه كسي به احوال مردم نظري بيفكند مشاهده مي كند كه بسياري از آنها به طرف هر شخصي كه ادعاي تعويذ كننده اي و طالع بيني را بكند، مي شتابد. به طرف كساني مي شتابند كه اهل صلاح نيستند بلكه چه بسا شعبده باز و كاهن مي باشند، و اين بدان جهت است كه جهل عام شده و بسياري از مردم مسأله دينشان را، مسألة ساده پنداشته اند، بنابر اين بسياري از مردم در كار دينشان دقت و عمق نظري نكردند، لذا اين امريك زمينة وسيع و يك ميدان بازي يا براي بعضي افراد فاسد فراهم آورده تا اينكه ادّعاي رقيه يا تعويذ شرعي بنمايند در حالي كه آنان هرگز شايستگي اين كار را ندارد لذا اي مسلمان بر ارتقاء نفست بوسيله خويشتن تمسك بجوي و بدان كه خداوندﷻ‬ مي فرمايد: ﴿ tA$s%uﷺ‬ ãNà6š/u‘ þ’ÎTqãã÷Š$# ó=ÉftGó™ﷺ‬& ö/ä3s9[غافر: 60]. «خداوندﷻ‬ فرمود، مرا با خلوص دل بخوانيد تا دعاي شما اجابت كنم». اينكه عذر مي آوريد كه گناهكار و مقصر هستيد و مي ترسيد كه مبادا دعايتان اجابت نشود اين يك امر پسنديده است. ليكن اين حسن كامل نمي شود مگر اينكه با ترس و اميد همراه باشد تا اينكه همه احوالات و اعمال تو مطابق شرع صحيح باشد([20]). پس همان گونه كه تو از گناهانت مي ترسي، اميدوار رحمت الله Y باش و هنگامي كه بنده نسبت به پروردگارش حسن ظن داشته باشد و اعمال نيكو انجام بدهد و[با انجام اعمال نيك] در اصلاح احوال خويش بكوشد و ازگناهان توبه نمايد، رحمت اللهY بر نيكوكاران نزديك ا و در حديث قدسي آمده است: «أنَا عِندَ ظَنِّ عَبدِي بِي»([21]) من نزد گمان بنده ام نسبت به خودم هستم، يعني: همان گونه كه بنده ام نسبت به من گمان داشته باشد من همان گونه با او رفتار خواهم كرد بنابر اين نسبت به پروردگارت حسن ظن داشته باش واز بدگماني به الله سبحانه و تعالي بپرهيز.


تعويذ

فوائد تعويذ خود بوسيله خويشتن، از جمله

% كمال پيروي از سنت پيامبر اكرمص: اگر شخصي از اشخاص خانه آن حضرتص پيش وي از دردي شكايت مي كرد. پيامبر اكرمص او را با معوّذات دم مي كرد.

% كمال توكل به خداوندﷻ‬: اصرار بر دعا براي استجابت [اين شيوة تعويذ كه خودت را تعويذ نمايي] به اجابت دعا نزديكتر است، براي اينكه دعاي كسي مورد استجابت قرار بگيرد بايد با گريه و صبر براي استجابت آن كوشش نمايد، اگر كسي تلاش نكند و براي اجابت آن بي صبر و خشمگين شود، دعايش مستجاب نمي شود، چرا كه انسان محتاج است و به آن نياز دارد. در اجابت آن [با گريه وزاري] اصرار بورزد و برآشفته نشود.

% خود را از نيرنگهاي بعضي از دجال صفتان حفظ بكنند.

محافظت زنان از نظر ديگران_ هنگامي كه اهل خانه ات را تعويذ يا اينكه آنها خود را تعويذ كردند_ آنها از تعرض مردان اجنبي مصون مي مانند.

كيفيت تعويذ

سوره فاتحه را بخوانيد، سپس بر جايي كه در آن درد دارد تف بكنيد (يا بر مريضي كه مي خواهي آن را تعويذ كني) و همچنين سورة (فلق) سورة(ناس) و سوره ها و آيات تعويذ و دعاهاي شرعي را بخوانيد.

تفاوت بين كهانت، ساحري وشعبده بازي با تعويذ شرعي:

صفاتي كه باعث تشخيص كاهن(جادوگر)، ساحر، شعبده باز با قرائت كننده (تعويذ) شرعي مي شود، عبارتند از:

ساحر و كاهن و شعبده باز از اسم مريض و اسم مادرش سئوال مي كنند.

1-    گرفتن نشانه هايي از مريض، مانند كلاه گيس.

2-     اينكه درخواست ذبح حيوان بخصوصي با صفات مشخصي را بكند، و دستور مخلوط كردن قسمتهايي بدن با خون حيوان ذبح شده بكند.

3-    نوشتن كلمات طلسم يا حروف قطعه قطعه در سحر.

4-    با كلام غير مفهوم و ناتمام حرف مي زند.

5-    چيزي به مريض مي دهد كه در زمين دفنش بكند يا در منزل مخفي نمايد.

6-    به وسيله معلومات مخصوص از زندگي مريض خبر مي دهد.

7-    نمايان بودن نشانه هاي فسق در او: مثل تراشيدن ريش، خيلي دراز بودن لباس، دراز كردن سبيل ها و تنبلي در شركت كردن در نماز جماعت. در اين مورد نشانه هاي زيادي غير از اين وجود دارد.


تنبيهات

هدف از بجاي آوردن اذكار: عبادت خداوندﷻ‬ و اشتياق در آنچه از ثواب و اجر عظيم نزد خداوندﷻ‬ است از ثواب و أجر عظيم _ اما آنچه كه از منافع دنيوي حاصل مي شود. مانند حفاظت خودت و حفظ اهل خانه و مال از آفات، اينها مسألة اصلي نيستند و چرا كه نبايد مقصود از اين دعاها تنها كسب دنيوي باشد [و چنين هدفي درست نمي باشد بلكه اخلاص، عبادت و بندگي خداوند است كه به قرب الهي برسي.

اگر هدف رضايت خدا باشد، اهداف فرعي نيز حاصل مي شود(مانند جان، مال و اهل خانه). ولي تنها حفظ منافع دنيوي باشد به هدف اصليت كه رضايت خدا است، نخواهي رسيد و باعث نابودي منافعت مي شود].

اگر از وجود ساحر، جادوگر يا غيب گو با خبر شدي لازم است، كساني كه مسئول هستند خبر دار كني(مانند مراكز نجوم)([22]) بنا به فرموده پيامبر اكرمص كه مي فرمايد: «مَن رَأي مِنكم مُنكراً فَليُغَيِّرهُ بِيَدِهِ فَأِن لَم يَستَطِع فَبِلِسَانِهِ فَأِن لَم يَستَطِع فَبِقَلبِهِ وَ ذلِك أضعَفُ الاَ يمان»([23]).

«هر يكي از شما كار بدي را مشاهده بكند، بايستي آن را با دستش تغيير دهد، اگر قدرت آن را ندارد بايد با زبانش(آنرا تغيير دهد) اگرقدرت آن را (هم) ندارد پس در دلش(آن را زشت بپندارد) و اين ضعيف ترين (شعبه) ايمان است».

برجهاي فلكي(ستارگان) كه در بعضي كتابها ومجلات نوشته شده است، از رصدهاي حرام است([24]). زيرا آن ادعا بر علم غيب است كه هيچ كس جز خداوند ﷻ‬ نمي داند. و از امام احمد، ابو داوود و ابن ماجه روايت شده است كه پيامبر اكرمص فرموده است: «مَنِ اقتَبَسَ عِلْمَاً مِنَ النُّجُومِ اقتَبَسَ شُعْبَةً مِنَ السِّحْرِ، زَادَ مَا زَادَ»([25]). «كسي كه از ستاره ها علمي را دريافت نمايد همانا شاخه اي از سحر را دريافت كرده است و هر اندازه كه از علم ستاره شناسي بياموزد از سحر انباشته است».

اگر كسي بر چيزي خيره شد و از خودش ترسيد كه مبادا به ديگري با نظرش ضرري برساند پس بر او لازم است كه مبارك باد بگويد. پيامبر اكرمص خطاب به مردي كه به ديگري نظر بد كرده بود فرمود: چرا مبارك باد نگفتي؟ و در حديثي ديگر آمده است: «إِذَا رَأَى أَحَدُكُمْ مِنْ أَخِيهِ مَا يُعْجِبُهُ فِي نَفْسِهِ أَوْ مَالِهِ، فَلْيُبَرِّكْ عَلَيْهِ؛ فَإِنَّ الْعَيْنَ حَقٌّ». «اگر يكي از شما را جان و مال برادر مسلمانش تعجب و پسندش واقع شود بايد برای او دعای برکت نماید. زيرا چشم حق است. [امام  احمد و حاكم و غيره روايت كردند]، و در روايتي: «فليدع له بالبركة». «پس مي بايستي براي او دعاي بركت نمايد».

ابن قيم/ مي فرمايد: [بايستي بگويد كه: اللهم بارك عليه] و ابن عبدالبرّ مي فرمايد: صورت تبرك اينست كه بگويد: «تبارك الله أحسن الخالقين اللهم بارك فيه» «خداوندا تو بهترين آفريدگار هستي او را از نظر بد پاك گردان»([26]) وهذا الله أعلم وصلى الله وسلم وبارك على نبيا محمد وعلى آله وصحبه.


كلمات نامأنوس در كتاب، برگرفته از فرهنگ عميد

استعاذه: مص. [ع] «استعاذه» (اِ.تِ.ذَ) استعاذت: پناه گفتن، پناه خواستن، پناه جستن، پناه بردن، كلمة أغوذ بالله من الشيطان الرجيم گفتن،.

استعانت: مص [ع] «استعانه» (اِ. تِ. نَ) ياري خواستن، ياري جستن، كمك خواستن، ياري گفتن،.

اوهام: [ع] (آَ) خيالات و پندارها، جمع وهم،.

برجهاي فلكي: برج_ ا. [ع] (بُ) هر يك از دوازده بخش فلك: حمل، ثور، جوزا، سرطان، اسد، سنبله، ميزان، عقرب، قوس، جدي، دلو، حوت، بروج جمع. فلك: سپهر، گردون، مدا هر يك از سيارات،.

تعويذ: مص. [عَ] [تَ. وِ] پناه دادن، در پناه آوردن، حفظ كردن كسي و نيز بمعني دعاهائي كه بر كاغذ مي نويسند و بگردن يا بازو مي بندند براي رفع چشم زخم و دفع بلا و آفت، تعاويذ جمع،.

تهليل: مص. [ع] [تَ. لِ] «مأخوذ از هيلله» تسبيح كردن، لا اله إلا الله گفتن،.

توسّع: مص. [ع] (تَ. وَ. سُ) فرخ شدن، گشاده شدن، فراخ نشستن، فراخي، آسان گرفتن،.

حجّام: صِ. [ع] (حَ. ج) حجامت كننده، خونگير، كسي كه كارش حجامت كردن و خون گفتن است،.

رصد: ا. [ع] (رَ. صَ) طريق، راه، مراقب، نگهبان، گروه، در اصطلاح منجمان: جائي كه ستاره  شناسان براي خود درست مي كنند و از آنجا با آلات و ادوات مخصوص ستاگان را زير نظر قرار مي دهند، در فارسي رصدگاه و رصدخانه نيز مي گويند،.

رُقيَه: افسون، طلسم، جادو، سحر،.

طالع بيني: طالع_ ا. فا.[ع] (لِ) طلوع كننده، بر آينده/ ماه نو، هلال، حالت نموداري ستارگان/ بخت، اقبال، سرنوشت و طالع بيني علمي است كه توسط رصد كردن ستارگان از آينده و بخت و اقبال انسان خبر مي دهند،.

عبوس:ص. [ع] (عَ. بُ) بسيار ترشرو، بد اخم، اخمو،.

عِقاب: مص [ع] (عِ) سزاي گناه و كار بد كسي را دادن، شكنجه كردن، عذاب، شكنجه،.

غل وغش: غل_ ا. [ع] (غَ. لِّ) حقد، كينه، /غش:ا.مص. [ع] (غِ، شّ) خيانت، حقد، سياهي قلب، تيرگي درهر چيز،.

قاعده: ا.فا. [ع] «قاعده» (عِ. دَ) مؤنث قاعد/ بنيان، اساس، پايه، اصل، قانون،.

كاهن: ص. [ع] (هِ) غيب گو، مرد روحاني در نزد مصريان قديم و يهود و نصاري، كهنه جمع.



[1]- magic.

[2]- جان بي، ناس، تاريخ جامع اديان، علي اصغر حكمت، پرويز اتابكي تهران1377، چاپ نهم، شركت انتشارات علمي و فرهنگي.

[3]- (مترجم)- البته اين از معجزات پيامبر اكرمص بوده است كه مردگان صداي آن حضرت را شنيدند ولي در آياتي مانند: ﴿!$tBuﷺ‬ |MRﷺ‬& 8ìÏJó¡ßJÎ/ `¨B ’Îû ͑qç7à)ø9$# ÇËËÈ[فاطر: 22]. «و تو آن كسي را كه در گورستان فرو رفته هرگز شنوا نتواني كرد بر عدم توانايي مردگان به شنيدن صداي زندگان تأكيد شده است» - ترجمة الهي قمشه اي.

[4]- منظور نفي وجود جن و شياطين نيست بلكه عدم استفاده و پناه بردن به اين شيوه است.

[5]- صحيح مسلم.

[6]- صحيح بخاري.

[7] - مسلم (103)، كتاب الاشربة، جابر بن عبداي.

[8]- صحيح ترمذي (2/309(.

[9]- آنكه به نزد عرافي بيايد (عراف كسي است كه جاي گم شده و مال دزديده شده را نشان ميدهد) ودر باره چيزي از وي پرسش نموده و ان را راستگو شمارد، چهل روز نمازش قبول نشود).

[10]- ابو داوود 3904.

[11]- ابن ماجه/ 352، 205.

[12]- رواه البخاري و مسلم، كتاب الاشربه، باب 12، حديث 97.

[13]- رواه البخاري و مسلم، كتاب الاشربه، باب 27، حديث 155.

[14]- (مترجم)- دو سوره اي كه با [قُل أغوذ] شروع مي شود، يعني؛ سوره هاي فلق وناس.

[15]- زاد المعاد، ج4، ص17.

[16]- ابن ماجه، 3524.

[17]- مترجم ملاحظه بفرماييد، روش بزرگان در برخورد با اين مسائل همواره به صورت علمي و آگاهي از علت دردها است نه به شيوه هاي خرافي و گمراه كننده.

[18]- رواه مسلم- مترجم- در النهاية ابن اثير، ج3، ص368 در مورد ترتيب غسل به طور كامل توضيح داده شده است.

[19]- مجموعة فتاوي شيخ محمد العثيمين، ج1، ص 136.

[20]- «أدعوه خوفاً و طمعاً» [أعراف/56]. خدا را هم از راه ترس و هم از روي اميد بخوانيد.

[21]- رواه البخاري و مسلم.

[22]- (مترجم) البته نويسنده موقعيت منطقة خود را بيان كرده است كه احياناً چنين مراكزي براي جلوگيري از فعاليت اين گروه سود جو وجود دارد. شايد منظور از.

[23]- رواه مسلم.

[24]- (مترجم) البته استفاده از ستارگان و بروج فلكي براي تشخيص مسير و پيشبيني آب و هواي مناطق كه با علم قطعي ثابت مي شود، هيچ منافاتي با غيب ندارد زيرا يك امر مسلم عيني است نه يك مسئلة غيبي كه اين امكان پذير است. اين گفته ها ستارشناسي هاي قديم باشد كه بر اساس شك و پيشگويي هاي غير عيني صورت مي گرفت يا اختر شناسي هايي كه امروزه به صورت فرضيه و گمان ارائه مي شود و هنوز به مرحلة ثبوت و قطعيت نرسيدند.

[25]- رواه امام احمد و الحاكم و سايرين، ابوداوود (3905) احمد بن حنبل (1/227311).

[26]- التمهيد، ج6، ص241.

نظر شما برای ما مهم است