<     >  

10 - سوره يونس ()

(1) الر [= الف. لام. را]. این آیات کتاب پرحکمت است.

(2) آیا برای مردم موجب شگفتی است که به مردی از خودشان وحی کرده‌ایم که: «به مردم [دربارۀ عذاب آخرت] هشدار بده و به کسانی‌ که ایمان آورده‌اند بشارت بده که برای آنان نزد پروردگار‌شان پاداشی نیکوست»؟ کافران گفتند: «این [مرد] قطعاً جادوگری آشکار است».

(3) بی‌گمان، پروردگار شما الله است که آسمان‏ها و زمین را در شش روز آفرید؛ سپس [آن گونه كه شايسته جلال و مقام اوست] بر عرش قرار گرفت. او کار [جهان] را تدبیر می‌کند [و] هیچ شفاعتگری نیست مگر پس از اجازۀ او. این الله است، پروردگارتان؛ پس او را عبادت کنید. آیا پند نمی‌گیرید؟

(4) بازگشتِ همۀ شما به سوی اوست. وعدۀ الله [در مورد قیامت] حق است. اوست که آفرینش را آغاز می‌کند، آنگاه [پس از مرگ] آن را بازمی‌گردانَد تا کسانی را که ایمان آورده‌اند و کارهای شایسته کرده‌اند، به عدالت پاداش دهد؛ و کسانی ‌که کفر ورزیدند ـ به سزای آنکه کافر بودند ـ‏ شربتی از آبِ جوشان و عذابی دردناک [در پیش] دارند.

(5) اوست که خورشید را درخشان نمود و ماه را تابان کرد و جایگاه‏ها[ی مشخصی] برایش قرار داد تا [با تغییر وضع ماه] شمارشِ سال‏ها و حساب [زندگی خود] را بدانید. الله اینها را جز به‏حق نیافریده است. او نشانه‌[های خود] را برای گروهی که می‌دانند، به تفصیل بیان می‌کند.

(6) بی‌گمان، در آمد و شدِ شب و روز و آنچه الله در آسمان‏ها و زمین آفریده است برای کسانی که پروا می‌کنند، نشانه‌ها[ی قدرت الهی] است.

(7) کسانی که به دیدارِ ما امید [و باور] ندارند و به زندگانی دنیا راضی شدند و به آن دل بسته‌اند و کسانی که از آیات ما غافلند،

(8) اینان به سزای آنچه می‌کردند، جایگاهشان آتش [دوزخ] است.

(9) بی‌تردید، کسانی ‌که ایمان آورده‌اند و کارهای شایسته کرده‌اند، پروردگارشان آنان را به پاسِ ایمانشان، به باغ‏های [بهشتِ پُر]نعمت هدایت می‌کند که جویبارها از زیر [درختان] آن جاری است.

(10) دعایشان در آنجا [این است:] «الهی، تو پاک و منزّهی» و‏ درودشان [در آنجا] «سلام» است و پایان دعایشان این است که: «حمد و سپاس، مخصوص الله ـ پروردگار جهانیان ـ است».

(11) و اگر [الله] براى مردم، بدی را با همان شتاب می‌خواست که آنان نیکی را می‌خواهند [و نفرین‏هایی را که در حق خود و اموال و فرزندانشان می‌کنند مستجاب می‌کرد]، قطعاً اَجلشان فرا ‌رسیده بود. اما كسانى را كه به دیدار ما امید [و باور] ندارند، وامی‌گذاریم تا در [گمراهی و] سرکشی‌شان سرگردان بمانند.

(12) و چون به انسان گزندی می‌رسد، [در هر حال که باشد] به پهلو خوابیده یا نشسته یا ایستاده ما را می‌خواند. اما همین ‌که آن گزند را از وی برطرف کردیم، چنان می‌رود که گویی هرگز ما را برای دفع گزندی که به او رسیده بود نخوانده است. به همین صورت، برای اسرافکاران [نیز] آنچه می‌کردند [در نظرشان] آراسته شده است.

(13) و [ای مشرکان،] بی‌تردید، ما امت‏های پیش از شما را هنگامی‌ که ستم کردند هلاک کردیم، در حالی ‌که پیامبرانشان با دلایل روشن به سویشان آمدند و[لى] آنان بر آن نبودند كه ایمان بیاورند. ما گروه مجرمان را این گونه کیفر می‌دهیم.

(14) سپس بعد از آنان، شما [مردم] را جانشینان آنها [در] زمین قرار دادیم تا بنگریم که چگونه رفتار می‌کنید.

(15) و هنگامی که آیات روشن ما بر آنان خوانده می‌شود، کسانی که به دیدارِ ما [در قیامت] امید ندارند می‌گویند: «[ای محمد،] قرآنی غیر از این بیاور [که مطابق میل ما باشد] یا آن را تغییر بده». [تو ای پیامبر، به آنان] بگو: «من حق ندارم که آن را از پیش خود تغییر دهم و پیروی نمی‌کنم مگر از چیزی که بر من وحی می‌شود و اگر از پروردگارم نافرمانی کنم، از عذاب روز بزرگ می‌ترسم».

(16) بگو: «اگر الله می‌خواست، نه من آن را بر شما می‌خواندم و نه او [= الله] شما را از آن آگاه می‌کرد. به راستی که پیش از این [دعوت،] عمری را در میان شما گذرانده‌ام. آیا نمی‌اندیشید؟»

(17) پس کیست ستمکارتر از آن کس که بر الله دروغ ‌بندد یا آیاتش را تکذیب کند؟ بی‌گمان، مجرمان رستگار نخواهند شد.

(18) و [مشرکان] به جای الله چیزهایی را عبادت می‏کنند که نه به آنان زیانی می‏رساند و نه سودی به آنان می‌بخشد و می‌گویند: «اینها، [واسطه‌ها و] شفاعتگرانِ ما نزد الله هستند». [ای پیامبر،] بگو: «آیا [به گمان خود،] الله را از چیزی [= شریکی] آگاه می‌سازید که در آسمان‏ها و زمین [برایش قائلید و خود] نمی‌داند؟» او تعالی منزّه است و از چیزهایی که با وی شریک می‌سازند، برتر است.

(19) [در آغاز،] مردم جز امتی واحد [که الله را به یگانگی عبادت می‏کردند] نبودند، سپس اختلاف کردند؛ و اگر پیشتر [در مورد مهلت به گناهکاران و حسابرسی در قیامت] سخنی از جانب پروردگارت بیان نشده بود، یقیناً [در همین دنیا] دربارۀ آنچه با هم اختلاف مى‌كنند، میانشان داورى مى‌شد.

(20) و [مشرکان] می‌گویند «چرا [معجزه و] نشانه‌ای از [جانب] پروردگارش بر او نازل نشده است؟». [ای پیامبر،] بگو: «[آگاهی از] غیب، تنها از آنِ الله است؛ پس انتظار بکشید که من [نیز] با شما از منتظرانم».

(21) و هنگامی که به مردم ـ پس از [زیان و] رنجی که به آنان رسیده است، [نعمت و] رحمتی بچشانیم ـ به‏ناگاه در آیات ما [تمسخر و] نیرنگ می‌کنند. بگو: «الله در نیرنگ‏زدن سریع‌تر است». بی‌تردید، فرستادگان [= فرشتگان] ما هر چه را نیرنگ می‌کنید، می‌نویسند.

(22) [ای مردم،] او همان ذاتی است که شما را در خشکی و دریا به حرکت درمی‌آورَد تا آنگاه که در [دریا بر] کشتی قرار می‌گیرید و [کشتی‏ها] با بادی دلپذیر آنان را [به سوی مقصد] حرکت می‌دهند و [سرنشینان] به آن شادمان می‌شوند. [ناگهان] طوفان شدیدی می‌وزد و موج از هر طرف [به سویشان] می‌آید و گمان می‌کنند که راهِ گریزی ندارند [و هلاک خواهند شد؛ آنگاه] الله را از روی اخلاص می‌خوانند که: «اگر ما را از این [گرفتاری] نجات دهی، قطعاً از سپاسگزاران خواهیم شد».

(23) اما وقتی [الله] آنان را نجات می‌دهد، به ناحق در زمین سرکشی [و ستم] می‌کنند. ای مردم، سرکشی [و ستمِ] شما تنها به زیان خودتان است؛ [چرا که فقط] بهره[ی ناچیزی از] زندگى دنیا [مى‌برید و] سپس بازگشتتان به سوى ما خواهد بود؛ آنگاه شما را از آنچه می‌کردید باخبر می‌سازیم.

(24) جز این نیست که مثال زندگى دنیا همچون آبى است كه از آسمان فروریختیم؛ پس گیاهان [گوناگونِ] زمین ـ از آنچه مردم و دام‏ها مى‌خورند ـ با آن درآمیخت [و رویید] تا آنگاه كه زمین پیرایۀ خود را [با گل‏ها و گیاهان] برگرفت و آراسته شد و ساکنانش پنداشتند كه آنان بر آن توانایی دارند [که از محصولاتش بهره‌مند گردند؛ ولی ناگهان] شبى یا روزى، فرمان [ویرانىِ‌] ما آمد و آن [کِشت و میوه] را چنان درو كردیم كه گویى دیروز هیچ نبوده است. ما نشانه‌ها[ى خود] را براى مردمى كه می‌اندیشند، اینچنین به روشنى بیان مى‌كنیم.

(25) و الله [شما را] به سراى سلامت [= بهشت] فرامى‌خوانَد و هر کس را بخواهد به راه راست هدایت مى‌كند.

(26) برای کسانی که نیکی کرده‌اند، پاداش نیک [= بهشت] است و افزون بر آن، [رؤیت باری تعالی است؛] و تیرگی و خواری، چهره‌هایشان را نخواهد پوشاند. اینان اهل بهشتند و جاودانه در آن خواهند ماند.

(27) و کسانی‌ که مرتکب بدی‏ها شدند، [بدانند] سزای [هر] بدی، همانند آن است؛ و خواری [چهره‌های] آنان را می‌پوشانَد و در برابر [عذاب] الله هیچ [مانع و] محافظی ندارند. [چنان می‌شوند که] گویی چهره‌هایشان با پاره‌ای از شبِ تاریک پوشانده شده است. اینان اهل آتشند و جاودانه در آن خواهند ماند.

(28) [و ای پیامبر، یاد کن از] روزى كه همۀ آنان را گرد مى‌آوریم؛ آنگاه به كسانى كه شرک ورزیده‌اند مى‌گوییم: «شما و شریكانتان [= معبودانتان] بر جاى خود بمانید»؛ سپس میان آنها جدایى مى‌افكنیم و شریكانشان مى‌گویند: «در حقیقت، شما ما را عبادت نمی‏کردید،

(29) و کافی است که الله میان ما و شما گواهى دهد [که ما به شرک‌ورزیِ شما راضی نبودیم و] از عبادت شما کاملاً بى‌خبر بودیم».

(30) آنجاست كه هر كسى آنچه را از پیش فرستاده است [بررسی کرده و] مى‌آزماید و همگی به سوی الله ـ کارسازِ حقیقی‌شان‌ـ بازگردانده می‌شوند و دروغ‏هایی که [دربارۀ شفاعت معبود‌ها] می‌بافتند همه محو و نابود می‌گردد.

(31) [ای پیامبر، به مشرکان] بگو: «كیست كه از آسمان و زمین به شما روزى مى‌بخشد؟ یا كیست كه بر گوش‏ها و دیدگان حاكم است؟ و كیست كه [موجودِ] زنده را از [مادۀ] بی‌جان بیرون مى‌آورد و [مادۀ] بی‌جان مرده را از [موجودِ] زنده خارج مى‌سازد؟ و كیست كه كار [جهان و جهانیان‌] را تدبیر مى‌كند؟» خواهند گفت: «الله». پس بگو: «آیا پروا نمى‌كنید؟»

(32) و پس از حقیقت، جز گمراهى چیست؟ پس چگونه [از حق‌] بازگردانده مى‌شوید؟

(33) این گونه سخن پروردگارت دربارۀ كسانى كه [از فرمان او] نافرمانى كردند به حقیقت پیوست كه «آنان ایمان نمى‌آورند».

(34) [ای پیامبر، به مشرکان] بگو: «آیا از شریکان[=معبودانِ]تان كسى هست كه آفرینش را آغاز كند و سپس آن را [پس از مرگ] بازگردانَد؟» بگو: «الله است كه آفرینش را آغاز مى‌كند و سپس آن را بازمى‌گردانَد؛ پس به كجا منحرف مى‌شوید؟»

(35) بگو: «آیا از معبودانتان كسى هست كه به سوى حق رهبرى كند؟» بگو: «[تنها] الله است كه به سوى حق رهبرى مى‌كند؛ پس آیا كسى كه به سوى حق رهبرى مى‌كند سزاوارتر است که پیروى شود یا كسى كه خود راه نمى‌یابد مگر آنكه هدایتش كنند؟ پس شما را چه شده است؟ چگونه داوری مى‌كنید؟»

(36) و بیشتر آنان جز از گمان پیروى نمى‌كنند؛ [در حالى كه‌] گمان هرگز [انسان را] از [شناخت] حق بی‌نیاز نمی‌کند. بی‌تردید، الله به آنچه مى‌كنند داناست.

(37) و نشاید كه این قرآن از جانب غیرِ الله [و] به دروغ ساخته شده باشد؛ بلكه تصدیق‏کننده کتاب‏هایی است كه پیش از آن آمده است و شرح [احکام] آنهاست و تردیدى در آن نیست [و] از [جانبِ] پروردگار جهانیان [نازل شده] است.

(38) یا می‌گویند: «[محمد] آن [سخنان] را به دروغ [به الله] نسبت داده است؟» بگو: «اگر راست می‌گویید، یک سوره همانند آن بیاورید و به جز الله، هر‌ کس را می‌توانید [به یاری] بخوانید».

(39) [چنین نیست] بلكه چیزى را تکذیب کردند كه به شناختش احاطه نداشتند و هنوز واقعیتِ آن [و حقیقت اخبارش] برایشان روشن نشده است. كسانى كه پیش از آنان بودند نیز [آیات الله را] همین گونه تکذیب کردند. پس [ای پیامبر،] بنگر که عاقبت ستمکاران چگونه بود.

(40) و از میان آنان [= مشرکان] کسی هست که به آن [= قرآن] ایمان می‌آورد و از آنان کسی هست که [هرگز] به آن ایمان نمی‌آورد؛ و پروردگارت به [حال] مفسدان آگاه‌تر است.

(41) و اگر [کافران] تو را دروغگو انگاشتند، پس بگو: «[نتیجۀ] عمل من برای خودم و [سزای] عمل شما برای خودتان است. شما از آنچه من می‌کنم بیزارید و من [نیز] از آنچه [شما] می‌کنید بیزارم».

(42) و برخى از آنها [در ظاهر] به تو گوش فرامى‌دهند؛ اما مگر تو مى‌توانى ناشنوایان را [که از شنیدنِ کلام حق عاجزند] شنوا كنى، هر چند خردورزی نکنند؟

(43) و از میان آنان کسانی هستند که [با چشم ظاهری] تو را می‌نگرند؛ اما آیا تو می‌توانی نابینایان را هدایت کنی، هر چند كه اهل‌بصیرت نباشند؟

(44) یقیناً الله هیچ ستمی به مردم نمی‌کند؛ ولی مردم [هستند که با شرک و نافرمانی] به خویشتن ستم می‌کنند.

(45) و روزی ‌که [الله] آنان را [در پیشگاه خویش] گرد می‌آورد، [چنان احساس می‌کنند که] گویی جز ساعتی از روز [در دنیا] درنگ نکرده‌اند [و در آنجا] یکدیگر را می‌شناسند. بی‌تردید، کسانی که دیدارِ الله را دروغ می‌انگاشتند، زیان دیدند و هدایت نیافتند.

(46) و [ای پیامبر،] اگر بخشی از آنچه [از عذاب] را که به آنان وعده داده‌ایم به تو نشان دهیم یا جان تو را [پیش از عذابِ آنان‌] بگیریم، [در هر حال،] بازگشتشان به سوی ماست؛ آنگاه الله بر آنچه می‌کنند گواه است.‌

(47) هر امتی پیامبری دارد؛ هنگامی که پیامبرشان آمد [برخى مؤمن و برخى كافر شدند؛ و روز قیامت] میان آنان به عدالت داوری می‌شود و [هرگز] به آنان ستم نخواهد شد.

(48) [مشرکان به پیامبر] می‌گویند: «اگر [تو و پیروانت] راست می‌گویید، این وعدۀ [عذاب] چه زمانی خواهد بود؟»

(49) بگو: «من مالک هیچ زیان و سودی برای خویش نیستم، مگر آنچه الله بخواهد. هر امتى، اَجَلی دارد و آنگاه كه اجلشان به سر آید، نه ساعتى [از آن‌] تأخیر می‌كنند و نه پیشى می‌گیرند».

(50) [ای پیامبر، به کافران] بگو: «به من بگویید اگر عذاب او تعالی شبانه یا در [وقتِ] روز بر شما نازل گردد، [چه می‌کنید و] گناهکاران چه چیزی را از آن [عذاب] به شتاب می‌خواهند؟»

(51) آیا پس از آنکه [عذاب] واقع شد آن را باور می‌کنید؟ آیا اکنون [ايمان می‏آورید]؟ و حال آنکه [پیشتر] آن [=عذاب] را به شتاب می‌خواستید.

(52) سپس به کسانی ‌که ستم کردند گفته می‌شود: «عذاب جاودان را بچشید. آیا جز در برابر آنچه می‌کردید مجازات می‌شوید؟»

(53) و [ای پیامبر، مشرکان] از تو خبر مى‌گیرند [که]: «آیا آن [عذاب] حقیقت دارد؟» بگو: «آرى، سوگند به پروردگارم كه قطعاً حقیقت دارد و شما نمى‌توانید [الله را از وقوع معاد و عذاب] درمانده كنید».

(54) و هر کس [با ارتکاب شرک و گناه] ستم كرده است، اگر آنچه در زمین است [در اختیار] داشته باشد، قطعاً آن را براى بازخرید [خود از عذاب] خود مى‌دهد و [مشرکان] وقتی عذاب را ببینند، پشیمانى خود را پنهان می‌کنند و به عدالت در میانشان داورى می‌شود و بر آنان ستم نمی‌رود.

(55) آگاه باشید! در حقیقت، آنچه در آسمان‏ها و زمین است [همه] از آنِ‏ الله است. آگاه باشید! بی‌تردید، وعدۀ الله [در مورد کیفرِ کافران] راست است؛ ولى بیشتر آنان نمى‌دانند.

(56) اوست که زنده می‌کند و می‌میرانَد و [همگی] به سوی او بازگردانده می‌شوید.

(57) اى مردم، به راستى براى شما از جانب پروردگارتان موعظه‌اى آمده است و شفایى براى آنچه در دل‏هاست و هدایت و رحمتى براى مؤمنان.

(58) بگو: «[مؤمنان] باید به بخشش و رحمت الله شادمان شوند كه این [نعمت] از آنچه مى‌اندوزند بهتر است».

(59) بگو: «به من خبر دهید که آنچه از [نعمت و] روزى كه الله برایتان فرستاده است [چرا] بخشى از آن را حرام و [بخشی دیگر را] حلال تلقی کرده‌اید؟» بگو: «آیا الله به شما چنین دستوری داده است یا بر الله دروغ مى‌بندید؟»

(60) و کسانی‌ که بر الله دروغ می‌بندند، [دربارۀ] روز قیامت چه می‌پندارند؟ بی‌گمان، الله بر [همۀ] مردم فضل [و بخشش] دارد؛ ولی بیشتر آنان سپاس نمی‌گزارند.

(61) و [ای پیامبر،] تو مشغول هیچ كارى نیستی و هیچ [آیه‌اى از‌] آن را نمی‌خوانى؛ و [شما نیز ای مردم،] هیچ كارى نمی‌كنید، مگر اینكه آنگاه كه به آن می‌پردازید، ما بر [کارهای] شما گواهیم؛ و هم‌وزنِ ذرّه‌اى ـ‌ [نه] در زمین و نه در آسمان‌ـ از پروردگارت پنهان نیست؛ و [حتی] كوچک‌تر یا بزرگ‌تر از آن [نیز] چیزى نیست، مگر اینكه در كتابى روشن [ثبت شده‌] است.

(62) آگاه باشید! دوستان الله نه ترسی خواهند داشت و نه اندوهگین می‌شوند.

(63) [همان] کسانی‌ که ایمان آوردند و پرهیزگاری می‌کردند.

(64) برای آنان در زندگی دنیا و در آخرت بشارت است. سخنان الله [دربارۀ پیروزی و پاداشِ دو جهان،] تغییرناپذیر است. این همان [رستگاری و] کامیابیِ بزرگ است.

(65) [ای پیامبر،] سخن آنان تو را غمگین نکند. بی‌تردید، تمام عزت [و پیروزمندی] از آنِ الله است [و] او شنوای داناست.

(66) آگاه باشید! هر کس [و هر چه‌] در آسمان‏ها و زمین است، از آنِ الله است؛ پس كسانى كه به جای الله شریكانى را مى‌خوانند، از چه پیروى مى‌كنند؟ اینان جز از [تردید و] گمان پیروى نمى‌كنند و جز دروغ نمی‌گویند.

(67) او ذاتی است كه شب را برایتان پدید آورد تا در آن بیارامید و روز را روشن ساخت [تا در پرتوی نورش به کار بپردازید]. بی‌تردید، در اینها براى گروهی كه [سخنِ حق را] مى‌شنوند نشانه‌هاست.

(68) [مشرکان] گفتند: «الله فرزندى براى خود اختیار كرده است». منزّه است او تعالی [و] بى‌نیاز است. آنچه در آسمان‏ها و زمین است، از آنِ اوست. [ای مشرکان،] شما بر این [ادعا] دلیلی ندارید. آیا چیزى را كه نمى‌دانید به دروغ به الله نسبت می‌دهید؟

(69) بگو: «کسانی‌ که به الله نسبت دروغ می‌دهند، هرگز رستگار نمی‌شوند».

(70) آنان بهره‌اى [اندک‌] در دنیا [دارند]؛ سپس بازگشتشان به سوى ماست. آنگاه به [سزاى‌] آنكه كفر مى‌ورزیدند، عذابی سخت به آنان مى‌چشانیم.

(71) [ای پیامبر،] داستان نوح را بر آنان بازگو؛ آنگاه كه به قومش گفت: «اى قوم من، اگر ماندنِ من [در میان شما] و اندرز دادن من به آیات الله، بر شما گران آمده است، [بدانید كه من‌] بر الله توكل كرده‌ام؛ پس [در توطئه و] كارتان با شریكان خود، [علیه من] همدست شوید و در کارتان پرده‌پوشی نکنید؛ آنگاه [هر چه در دل دارید و می‌توانید] علیه من به كار بندید و به من مهلت ندهید.

(72) اگر [از دعوتِ حق] رویگردان شدید، [بدانید که] من پاداشی از شما نخواسته‌ام؛ [چرا که] پاداشم تنها بر الله است و من دستور یافته‌ام که از تسلیم‌شدگان [اوامر الهی] باشم».

(73) اما [قومش] او را دروغگو انگاشتند و ما او و کسانی را كه در كشتى همراهش بودند نجات دادیم و آنان را جانشین [پیشینیان‌] ساختیم و كسانى را كه آیات ما را دروغ می‌انگاشتند غرق کردیم. پس بنگر که سرانجامِ هشداریافتگان چگونه بود.

(74) سپس، بعد از او[= نوح] پیامبرانی به سوی قومشان فرستادیم و معجزات روشن [برایشان] آوردند؛ ولی آنها برآن نبودند که به چیزی ایمان بیاورند که از پیش، آن را دروغ شمرده بودند. بدین‌سان، بر دل‏های تجاوزکاران [از حدود الهی] مُهر می‌نهیم.‌

(75) سپس بعد از آنان، موسی و هارون را با معجزات خویش به سوی فرعون و بزرگان قومش فرستادیم؛ ولی آنان گردنكشى کردند و قومی گناهکار بودند.

(76) اما هنگامی که حق از نزد ما به سویشان آمد، گفتند: «این قطعاً جادویی آشکار است».

(77) موسى گفت: «آیا وقتى حق به سویتان آمد، مى‌گویید [جادوست]؟ آیا این جادوست؟ و حال آنكه جادوگران رستگار نمى‌شوند».

(78) [فرعونیان] گفتند: «آیا به سوى ما آمده‌اى تا ما را از شیوه‌اى كه پدرانمان را بر آن یافته‌ایم بازگردانى و [عزت و] بزرگى در این سرزمین براى شما دو تن باشد؟ ما هرگز به شما دو تن ایمان نمی‌آوریم».

(79) و فرعون گفت: «تمام جادوگرانِ [ماهر و] دانا را نزد من بیاورید».

(80) وقتی جادوگران آمدند، موسی به آنان گفت: «آنچه [از وسایل جادو] می‌خواهید بیفکنید، [اکنون] بیفکنید».

(81) هنگامی که افکندند، موسی گفت: «آنچه آورده‌اید، جادوست. یقیناً الله آن را باطل خواهد کرد. بی‌تردید، الله کارِ مفسدان را اصلاح نمی‌کند.

(82) و الله با سخنان خویش حق را [ثابت و] پایدار می‌کند؛ هر چند که مجرمان نپسندند».

(83) پس هیچ کس به موسی ایمان نیاورد، مگر گروهی از قوم او [آن هم] با ترس فرعون و اطرافیانش که [مبادا] آنان را بیازارد؛ و بی‌شک، فرعون در زمین سرکش [و جاه‌طلب] بود و به راستی که او از اسرافکاران [در کفر و جنایت] بود.

(84) و موسی گفت: «ای قوم من، اگر به الله ایمان آورده‌اید و اگر اهل تسلیم هستید، پس بر او توکل کنید».

(85) آنان گفتند: «بر الله توکل کرده‌ایم. پروردگارا، ما را دستخوشِ فتنه [و شکنجه و آزارِ] گروه ستمکاران قرار نده؛

(86) و به [فضل و] رحمت خویش ما را از [شر] گروه کافران رهایی بخش».

(87) و به موسی و برادرش [هارون] وحی کردیم که: «برای قوم خود، خانه‌هایی در [سرزمین] مصر برگیرید و خانه‌هایتان را عبادتگاه قرار دهید و نماز برپا دارید؛ و [ای موسی،] مؤمنان را [به پیروزی و بهشت] بشارت بده».

(88) موسی گفت: «پروردگارا، بی‌گمان، تو به فرعون و اطرافیانش زینت و اموالی [فراوان] در زندگی دنیا داده‌ای؛ پروردگارا، تا [به وسیله آن، مردم را] از راهت گمراه کنند. پروردگارا، اموالشان را نابود کن و دل‏هایشان را سخت بگردان که ایمان نیاورند تا [وقتی که] عذاب دردناک را ببینند».

(89) [الله] فرمود: «قطعاً دعای شما دو نفر پذیرفته شد؛ پس استقامت کنید و از راه کسانی ‌که نمی‌دانند پیروی نکنید».

(90) و [سرانجام] بنی‌اسرائیل را از دریا گذراندیم؛ آنگاه فرعون و سپاهیانش از روی ستم و تجاوز، در پی آنان رفتند تا هنگامی که غرقاب، او [= فرعون] را فراگرفت [با ناامیدی] گفت: «ایمان آوردم که هیچ معبودی [به‏حق] نیست مگر کسی‌ که بنی‌اسرائیل به او ایمان آورده‌اند و من از تسلیم‌شدگانم».

(91) [به او گفته شد:] «اینک [ایمان می‌آوری‌]؟ و حال آنکه پیشتر سرپیچی می‌کردی و از مفسدان بودی؟

(92) [بدان که] امروز پیکر [بی‌جانِ] تو را بر بلندی [ساحل] می‌اندازیم‌ تا برای آیندگانت مایۀ عبرت باشد؛ و به راستی، بسیاری از مردم از نشانه‌های [توان و تدبیرِ] ما غافلند.

(93) و بی‌تردید، ما بنى‌اسرائیل را در جایگاهى شایسته [در سرزمین شام] جاى دادیم و از نعمت‏های پاكیزه روزی‌شان كردیم. پس آنها اختلاف نكردند، مگر پس از آنكه علم [به حقانیت قرآن] به سویشان آمد. [ای پیامبر،] پروردگارت روز قیامت دربارۀ آنچه اختلاف مى‌كردند، قطعاً در میانشان داوری می‌کند.

(94) پس اگر در آنچه بر تو نازل کرده‌ایم تردیدی داری، از کسانی‌ که پیش از تو کتاب [تورات و انجیل] را می‌خواندند سئوال کن. یقیناً حق از طرف پروردگارت به سوی تو آمده است؛ پس هرگز از تردیدکنندگان نباش.

(95) و [همچنین] از کسانی نباش که آیات الله را تکذیب کردند که از زیانکاران خواهی بود.

(96) بی‌تردید، كسانى كه سخن پروردگارت دربارۀ [کفر در دنیا بر] آنان تحقق یافته است، ایمان نمى‌آورند؛

(97) هر چند تمام نشانه‏ها [و پندها] برایشان بیاید؛ [مگر] وقتى كه عذاب دردناک را ببینند.

(98) هیچ شهرى نبود كه [اهلش] ایمان بیاورد و ایمانش به حال آن سود بخشد، مگر قوم یونس كه چون [به موقع] ایمان آوردند، عذابِ خواری [و رسوایی] در زندگىِ دنیا را از آنان برطرف نمودیم و آنان را تا مدتی [که زنده بودند از نعمت‏های دنیوی] برخوردار ساختیم.

(99) و [ای پیامبر،] اگر پروردگارت می‌خواست، قطعاً تمام کسانی که در زمین هستند، ایمان می‌آوردند. پس آیا تو مردم را وادار می‌کنی که مؤمن شوند؟

(100) و هیچ کس نمی‌تواند [به ارادۀ خویش] ایمان بیاورد مگر به فرمان الله؛ و [الله] پلیدى [عذاب و خواری] را بر كسانى قرار مى‌دهد كه نمى‌اندیشند.

(101) [ای پیامبر، به مشرکان] بگو: «بنگرید كه [نشانه‌های روشنِ الله] در آسمان‏ها و زمین چیست؟» و[لى همۀ‌] نشانه‌ها و هشدارها، برای گروهى كه ایمان نمى‌آورند، سودی نمى‌بخشد.

(102) آیا آنها [چیزی] جز همانند روزگار پیشینیان [و عذاب‏ها و مجازات‏هایشان] را انتظار می‌کشند؟ بگو: «منتظر باشید كه من [نیز] با شما از منتظرانم».

(103) سپس [هنگام نزول عذاب‌،] پیامبرانمان و كسانى را كه [به الله] ایمان آورده‌اند نجات مى‌دهیم؛ زیرا حقی بر عهدۀ ماست كه مؤمنان را نجات دهیم.

(104) بگو: «ای مردم، اگر در دینِ من تردید دارید، پس [آگاه باشید كه من‌] كسانى را كه شما به جاى الله عبادت می‏کنید، عبادت نمی‏کنم؛ بلكه آن الله را عبادت می‏کنم كه جانتان را می‌گیرد و فرمان یافته‌ام كه از مؤمنان باشم».

(105) و [به من امر شده است‌] كه: «حقگرایانه به این دین روى آور و هرگز در زمرۀ مشركان نباش.

(106) و به جای الله، چیزى را كه سود و زیانى به تو نمى‌رساند [به عبادت و نیازخواهی] نخوان كه اگر چنین كنى، قطعاً از ستمكاران [مشرک] خواهی بود.

(107) و اگر الله زیانی به تو برساند، هیچ بازدارنده‌ای جز او تعالی برایش نیست؛ و اگر برایت ارادۀ خیری نماید، برای فضل [و بخششِ] او هیچ مانعی نیست. [او بخشش خویش را] به هر یک از بندگانش که بخواهد، می‌رساند و او آمرزندۀ مهربان است».

(108) بگو: «اى مردم، از جانب پروردگارتان حق برای شما آمده است؛ پس هر کس هدایت یابد، به سود خویش هدایت مى‌یابد و هر کس گمراه گردد، به زیان خویش گمراه مى‌گردد؛ و من [مراقب و] کارگزارِ شما نیستم».

(109) و [ای پیامبر،] از آنچه بر تو وحى مى‌شود پیروى كن و شكیبا باش تا الله [بین تو و کافران‌] داورى كند؛ و او تعالی بهترین داور است.

<     >