<     >  

3 - سوره آل عمران ()

(1) الم [= الف لام میم].

(2) الله [معبودِ راستین است؛] هیچ معبودی [به‏حق] جز او نیست؛ زندۀ پاینده [و قائم به ذات] است.

(3) این کتاب [= قرآن] را که تأییدکنندۀ کتاب‏های [آسمانی] پیشین است، به درستی بر تو نازل کرد و تورات و انجیل را ...

(4) پیش از آن [تورات و انجیل را] برای هدایت مردم نازل کرد؛ و [نیز] فرقان را [که جداکنندۀ حق از باطل است] نازل نمود. کسانی‌ که به آیات الله کافر شدند، عذاب سختی [در پیش] دارند؛ و الله شکست‌ناپذیر [و] انتقام‌گیرنده است.

(5) بی‌تردید، هیچ چیز ـ [نه] در زمین و نه در آسمان ‌ـ از الله پوشیده نمی‌مانَد.

(6) اوست که شما را هر گونه که بخواهد در رحِم‏ها شکل می‌دهد. هیچ معبودی [به‏حق] جز آن ذاتِ شکست‌ناپذیرِ حکیم نیست.

(7) [ای پیامبر،] اوست که کتاب [= قرآن] را بر تو نازل کرد. بخشی از آن، آیات محکم [صریح و روشن] است که آنها اساسِ کتابند و [بخشی] دیگر متشابهات است [که تأویل‌پذیرند]؛ اما کسانی ‌که در دل‏هایشان انحراف است، برای فتنه‌جویی [و گمراه کردن مردم] و به خاطرِ تأویل آن [به دلخواه خود،] از متشابهِ آن پیروی می‌کنند؛ حال آنکه تأویلش را [کسی] جز الله نمی‌داند؛ و راسخان در علم [= علمای دین] می‌گویند: «ما به همۀ آن [آیات ـ چه محکم و چه متشابه‌ـ] ایمان آوردیم؛ همه از طرف پروردگارِ ماست»؛ و جز خردمندان کسی پند نمی‌گیرد.

(8) آنان می‌گویند: «پروردگارا، دل‌هایمان را ـ بعد از آنکه ما را هدایت فرمودی ـ [از راه حق] منحرف مگردان و از سوی خود، رحمتی به ما ارزانی دار [که] بی‌تردید، تو بسیار بخشنده‌ای.

(9) پروردگارا، بی‌شک، تو مردم را برای روزی ‌که در [آمدنِ] آن تردیدی نیست جمع خواهی کرد. قطعاً الله در وعدۀ [خود] خلاف نمی‌کند».

(10) در حقیقت، کسانی‌ که کفر ورزیدند، اموال و فرزندانشان چیزی از [عذاب] الله را از آنان دور نخواهد کرد و آنان خود هیزم آتش [دوزخ] هستند.

(11) [شیوۀ این کافران] همچون شیوۀ خاندان ‌فرعون و [روشِ] کسانی است که پیش از آنها بودند: آیات ما را تکذیب کردند؛ پس الله آنان را به [سزای] گناهانشان عذاب کرد؛ و الله [نسبت به کافران] سخت‌کیفر است.

(12) به کسانی که کفر ورزیدند بگو: «به زودی [از مؤمنان] شکست خواهید خورد و [آنگاه در قیامت] به سوی جهنم محشور می‌شوید؛ و چه بد جایگاهی است!».

(13) قطعاً در [رویاروییِ] دو گروهی که [در بدر] با هم روبرو شدند، نشانه و [عبرتی] برای شما بود؛ یک گروه در راه الله می‌جنگید و [گروهی] دیگر کافر بودند. آنان با چشم خود، [مؤمنان] را دوبرابر آنچه بودند می‌دیدند؛ و الله هر کس را بخواهد با یاری خود تأیید می‌کند. به راستی در این [ماجرا] برای اهل بینش، عبرتی است.

(14) دلبستگی به خواستنی‏های [مادی،] از [جمله] زنان و فرزندان و اموال هنگفت ـ از طلا و نقره و اسب‏های نشاندار و دام‏ها و کشتزار[ها]ـ برای مردم آراسته شده است. این [همه، لذت‏ها و] کالای [زودگذرِ] زندگی دنیاست و [حال آنکه] سرانجام نیک، نزد الله است.

(15) [ای پیامبر، به آنان] بگو: «آیا [می‌خواهید] شما را از چیزی آگاه کنم که از این [دارایی‏ها و لذت‏های مادی] بهتر باشد؟» کسانی که تقوا پیشه کرده‌اند، نزد پروردگارشان باغ‏هایی دارند که از زیر [درختان] آن جویبارها روان است؛ جاودانه در آن خواهند بود و همسرانی پاکیزه [و بی‌عیب دارند] و [همچنین] از خشنودی الله [برخوردارند]؛ و الله به [احوالِ] بندگان بیناست.

(16) [این بهشتیان] کسانی‌ [هستند] که می‌گویند: «پروردگارا، به راستی که ما ایمان [= تصدیق به قلب، اقرار به زبان و عمل با اعضا] آورده‌ایم؛ پس گناهانمان را بیامرز و ما را از عذاب آتش نگه دار».

(17) آنان [در برابر مشکلات و در راه اطاعت و ترک گناه] شکیبایی می‌ورزند و [در گفتار و رفتارشان] راستگو هستند و [در برابر اوامرِ الهی] فرمانبردارند و [برای خشنودی باری تعالی] انفاق می‌کنند و در سحرگاهان آمرزش می‌طلبند.

(18) الله، ‌که [در جهان هستی] برپادارندۀ عدل است، گواهی داده است که معبودی [به‏حق] جز او نیست و فرشتگان و علما [نیز بر یگانگی و عدالتِ الهی گواهی می‌دهند]. معبودی [به‏حق] جز او نیست [که] شکست‌ناپذیرِ حکیم است.

(19) در حقیقت، دین [پسندیده] نزد الله همان اسلام است؛ و كسانى كه كتاب [آسمانى‌] به آنان داده شده است، با یكدیگر به اختلاف نپرداختند مگر پس از آنكه علم برایشان [حاصل‌] آمد [و حجت بر آنان تمام شد]. آن [اختلاف و تفرقه] هم به خاطر سرکشی و حسدى [بود] كه میانشان وجود داشت؛ و هر‌ کس به آیات الله کفر بورزد، [بداند که] الله در حسابرسی سریع است.

(20) [ای پیامبر،] اگر [دربارۀ اسلام و توحید] با تو مجادله کردند، بگو: «من در برابر الله [و اوامر و احکامش] تسلیم شده‌ام و پیروانم [نیز چنین هستند]»؛ و به اهل کتاب [= یهود و نصاری] و مشرکان بگو: «آیا شما هم تسلیم شده‌اید؟» اگر تسلیم شوند، قطعاً هدایت یافته‌اند و اگر رویگردان شدند [و سرپیچی کردند، اندوه مدار؛ زیرا] تو وظیفه‌ای جز رساندن [وحی] نداری؛ و الله به [احوال] بندگان بیناست.

(21) به راستی، کسانی ‌که به آیات الله کفر می‌ورزند و پیامبران را به ناحق [و فقط از روی ستم و دشمنی] می‌کشند و [نیز] کسانی را که به عدالت امر می‌کنند، به قتل می‌رسانند، آنان را به عذابی دردناک بشارت ده!

(22) آنان کسانی هستند که اعمالشان در دنیا و آخرت تباه شده است و [در آخرت] هیچ یاوری ندارند.

(23) [ای پیامبر،] آیا داستان كسانى را كه بهره‌اى از كتاب [تورات‌] یافته‌اند ندانسته‌اى كه چون به [بازگشت به] سوى كتاب الله فراخوانده مى‌شوند تا میانشان حكم كند، گروهى از [علما و بزرگان] آنان [که حقیقت را خلاف میل و منفعت خود می‌بینند] به حال سرپیچی روى برمى‌تابند؟

(24) این [رویگردانی از حق،] به سبب آن است که گفتند: «آتش [دوزخ] جز چند روزی به ما نخواهد رسید»؛ و این [افتراها] و دروغ‏هایی که می‌بافتند آنان را در دینشان فریفته ساخت.

(25) پس [حال پشیمانی‌شان] چگونه خواهد بود؟ [آری، در بدترین حال خواهد بود] آنگاه که آنان را برای روزی ‌که [هیچ] تردیدی در [وقوع] آن نیست گرد آوریم و به هر ‌کس [پاداش] آنچه که فراهم کرده است به تمام و کمال داده شود و به آنان ستم نخواهد شد.

(26) [ای پیامبر،] بگو: «بارالها، ای فرمانروایِ هستی، هر ‌کس را بخواهی حکومت می‌بخشی و از هر ‌کس بخواهی حکومت را بازپس می‌گیری؛ و به هر ‌کس بخواهی عزت [و قدرت] می‌دهی و هر ‌کس را بخواهی خوار می‌داری. [پروردگارا،] خوبی به دست توست و بی‌گمان، تو بر هر چیزی توانایی.

(27) شب را به روز در مى‌آورى و روز را به شب در مى‌آورى [و از طولِ یکی می‌کاهی و بر دیگری می‌افزایی] و [موجودِ] زنده را از [مادۀ] بی‌جان بیرون مى‌آورى [= رویشِ گیاه از دانه] و [مادۀ] بی‌جان را از [موجود] زنده خارج مى‌سازى [= بیرون آمدنِ تخم از پرندگان] و به هر ‌کس بخواهی، بی‌شمار روزی می‌دهی».

(28) مؤمنان نباید کافران را به جای مؤمنان، دوست خود بگیرند؛ و هر کس چنین کند، هیچ پیوندی با الله ندارد و [الله از او بیزاری می‌جوید]؛ مگر آنکه [ناچار شوید با نرمی در گفتار و رفتار،] خویشتن را از [ آزارِ] آنان در امان دارید [و به خاطر حفظ جانتان احتیاط کنید]؛ و الله شما را از [نافرمانی] خویش برحذر می‌دارد؛ و بازگشت [همه] به سوی الله است.

(29) [ای پیامبر،] بگو: «اگر هر آنچه [از دوستی و محبتِ کافران که] در دل‏هایتان است، پنهان دارید یا آشکارش کنید، الله آن را می‌داند [و نیز] آنچه را که در آسمان‏ها و زمین است می‌داند؛ و الله بر هر چیزی تواناست».

(30) [روز قیامت،] روزی [است] که هر کس آنچه را از کار نیک [و بد] انجام داده است حاضر می‌بیند و آرزو می‌کند میان او و اعمال بدی که انجام داده است فاصلۀ زیادی باشد؛ و الله شما را از [نافرمانی و کیفر] خود بر حذر می‌دارد؛ و الله نسبت به بندگان [خود] دلسوز است.

(31) [ای پیامبر،] بگو: «اگر الله را دوست ‌دارید، از من پیروی کنید تا الله شما را دوست بدارد و گناهانتان را بیامرزد؛ و الله آمرزندۀ مهربان است»

(32) [ای پیامبر،] بگو: «الله و پیامبر را اطاعت کنید»؛ پس اگر پشت کردند [و سرپیچی نمودند]، قطعاً الله کافران را دوست ندارد.

(33) به راستی که الله آدم و نوح و خاندان ‌ابراهیم و خاندان ‌عمران را بر جهانیان برگزید.

(34) فرزندانی که برخی از آنان، از [نسلِ] برخی دیگرند؛ [توحید، اعمال صالحه، و مکارم اخلاق را از یکدیگر به میراث برده‏اند]؛ و الله شنوای داناست.

(35) [ای پیامبر، یاد کن از] هنگامی‌ که همسر عمران گفت: «پروردگارا، من آنچه را در شکم دارم برای تو نذر کردم که آزاد [از هر چیز، در خدمت بیت‌المقدس و عبادت‏کننده تو] باشد؛ پس از من بپذیر که تو خود شنوای دانایی».

(36) پس هنگامی‌ که او را بزاد، گفت: «پروردگارا، من او را دختر زاده‌ام ـ ولی الله به آنچه او به دنیا آورده بود، داناتر بود ـ‏ و پسر همانند دختر نیست، و من او را مریم نام نهادم و او و فرزندانش را از [شرِ] شیطانِ رانده‌شده، در پناه تو قرار مى‏دهم».

(37) آنگاه پروردگارش او [= مریم] را به نیکویی پذیرفت و [نهالِ وجودش را] به شیوۀ شایسته‌ای پرورش داد و سرپرستی‌اش را به زکریا سپرد. هر گاه زکریا وارد عبادتگاه [او] می‌شد، نزدش غذایی می‌یافت [پس با شگفتی] می‌گفت: «ای مریم، این [غذا] از کجا برایت آمده است؟» [مریم] می‌گفت: «این [غذا] از جانب الله است. بی‌گمان، الله به هر ‌کس بخواهد، بی‌شمار روزی می‌دهد».

(38) آنجا [بود که] زکریا پروردگارش را خواند [و] گفت: «پروردگارا، از جانب خویش فرزندى پاک و پسندیده به من عطا كن [که] بی‌تردید، تو شنوندۀ دعایی».

(39) پس در حالی ‌که او [= زکریا] ایستاده در عبادتگاه نماز می‌خواند، فرشتگان بر او ندا دادند که: «الله تو را به [ولادتِ] یحیی بشارت می‌دهد [که] تصدیق‌کنندۀ کلمۀ الله [= عیسی] است و [در علم و عبادت، بر قوم خویش] سرور است و پارساست [= به شهوات توجهی ندارد] و پیامبری از شایستگان است».

(40) [زکریا] گفت: «پروردگارا، چگونه مرا فرزندی خواهد بود، حال آنکه پیری به سراغم آمده و همسرم نازاست؟» [الله] فرمود: «[امر آفرینش] چنین است [که] الله هر چه بخواهد، انجام مى‌دهد».

(41) [زکریا] گفت: «پروردگارا، برایم نشانه‌ای قرار بده»؛ [الله] فرمود: «نشانه‌ات این است که سه [شبانه] روز، [بدون اینکه بیمار باشی] جز با اشاره، قادر به سخن گفتن با مردم نیستی [پس صبور باش] و پروردگارت را بسیار یاد کن و شامگاهان و صبحگاهان [او را] تسبیح گوی».

(42) و [ای پیامبر، یاد کن از] هنگامی که فرشتگان گفتند: «ای مریم، الله تو را برگزیده و پاک ساخته و تو را [در عصرِ خودت،] بر زنان جهان برتری داده است.

(43) ای مریم، [همواره] عبادتگرِ پروردگار خویش باش و [و برای او] سجده بگزار و همراه رکوع‌کنندگان رکوع کن».

(44) [ای پیامبر،] این [خبر،] از خبرهای غیبی است که به تو وحی می‌کنیم و تو هنگامی که [علمای مذهبی یهود] قلم‏هایشان را [برای قرعه‌کشی به آب] می‌افکندند تا [تعیین کنند] کدام‌یک سرپرستی مریم را به عهده گیرد، نزدشان نبودی؛ و [نیز] وقتی که [بر سر این موضوع] با یکدیگر کشمکش می‌کردند، کنارشان حضور نداشتی.

(45) و [ای پیامبر، یاد کن از] هنگامی که فرشتگان گفتند: «ای مریم، الله تو را به کلمه‌ای از جانب خویش بشارت می‌دهد که نامش مسیح ـ عیسی پسر مریم ـ است؛ در حالی ‌که [او] در دنیا و آخرت آبرومند و از نزدیکان [درگاه الهی] است.

(46) او در گهواره [به اعجاز،] و در کهنسالی [به وحی الهی‌] با مردم سخن می‌گوید و از شایستگان است».

(47) [مریم] گفت: «پروردگارا، چگونه فرزندی خواهم داشت در حالی که [هیچ] بشری به من دست نزده است؟» [فرشته] گفت: «الله بدین‏سان هر چه را بخواهد می‌آفریند [و] هر گاه چیزی را اراده کند، فقط به آن می‌گوید: "باش" پس آن [بی‌درنگ] موجود می‌شود».

(48) و [نیز بشارت داد كه الله] به او کتاب و حکمت و تورات و انجیل می‌آموزد.

(49) و پیامبری به سوی بنی‌اسرائیل است که [به آنان می‌گوید:] «من از سوی پروردگارتان برای شما نشانه‌ای آورده‌ام: من از گِل برایتان [چیزی] به شکل پرنده می‌سازم؛ آنگاه در آن می‌دَمم و به فرمان الله [آن گِلِ بی‌جان، تبدیل به] پرنده‌ای می‌شود؛ و [همچنین] به فرمان الله، کورِ مادرزاد و مبتلایان به پیسی را بهبودی می‌بخشم و مردگان را زنده می‌کنم و از آنچه می‌خورید و در خانه‌هایتان ذخیره می‌کنید به شما خبر می‌دهم. مسلماً اگر ایمان داشته باشید، در اینها نشانه‌ای برای شماست [که نبوّتم را باور کنید].

(50) و [مى‌گوید: «آمده‌ام تا] تصدیق‌كنندۀ تورات باشم كه پیش از من [نازل شده‌] است؛ و [فرستاده شده‌ام] تا برخی از چیزهایی را که بر شما حرام شده بود، حلال کنم؛ و نشانه‌ای از طرف پروردگارتان برای شما آورده‌ام؛ پس از الله پروا نمایید و مرا اطاعت کنید.

(51) به راستی که الله، پروردگار من و پروردگار شماست؛ پس او را عبادت کنید [که] راه راست این است».

(52) سپس چون عیسی به کفر آنان پی برد گفت: «چه کسانی یاوران من [در راه دعوت] به سوی الله هستند؟» حواریون گفتند: «ما یاوران [دینِ] الله هستیم؛ به الله ایمان آورده‌ایم و [تو نیز ای عیسی،] گواه باش که ما تسلیم [او] هستیم.

(53) پروردگارا، به آنچه نازل کرده‌ای ایمان آوردیم و از فرستادۀ [تو] پیروی نمودیم؛ پس ما را در زمرۀ گواهان [به حق و مؤمنان به پیامبرت] بنویس».

(54) [پس از مدتی کافران بنی‌اسرائیل برای کشتن عیسی] مکر ورزیدند و الله [نیز در پاسخشان] مکر نمود و الله بهترینِ مکرکنندگان است.

(55) [یاد کن از] هنگامی که الله [به عیسی] فرمود: «ای عیسی، من تو را برمی‌گیرم و به سوی خویش بالا می‌برم و تو را از [آلایش و تهمتِ] کسانی ‌که کفر ورزیدند، پاک می‌گردانم و تا روز رستاخیز، کسانی را که از تو پیروی کردند [و به محمد ایمان آوردند]، برتر از کسانی قرار می‌دهم که کفر ورزیدند. سپس بازگشتتان به سوی من است؛ آنگاه در [مورد] آنچه در آن اختلاف می‌کردید، میانتان داوری می‌کنم.

(56) اما کسانی را ‌که کفر ورزیدند، در دنیا و آخرت به عذابی سخت مجازات می‌کنم و یاورانی نخواهند داشت.

(57) و اما کسانی‌ که ایمان آوردند و کارهای شایسته انجام دادند، [الله] پاداششان را به طور کامل به آنان خواهد داد؛ و الله ستمکاران را دوست ندارد.

(58) [ای پیامبر،] اینها که [از ماجرای عیسی] بر تو می‌خوانیم، از نشانه‌ها[ی روشن] است [دال بر راستگوییِ تو] و [درستیِ این] اندرز حکمت‌آمیز [= قرآن].

(59) در حقیقت، مَثَل عیسی نزد الله، همچون مَثل [خلقتِ] آدم است [که] او را از خاک آفرید و سپس به او فرمود: «باش»؛ پس [بی‌درنگ] موجود شد.

(60) [آنچه دربارۀ عیسی بیان کردیم،] حقیقتی از جانب پروردگار توست؛ پس هرگز از تردید‌کنندگان مباش.

(61) پس [ای پیامبر،] هر کس [از نصرانی‏های نَجْران] پس از آن دانشى كه دربارۀ او [= عیسی] برایت [حاصل‌] آمده است با تو بحث و جدل ‌كند، [به آنها] بگو: «بیایید [همگی را] فرابخوانیم: پسران ما و پسران شما و زنان ما و زنان شما و خود ما و شما [نیز حاضر شویم]؛ سپس به [درگاه الهی تضرّع و] دعا كنیم و لعنتِ الله را بر دروغگویان قرار دهیم».

(62) این همان داستان حقیقی [مسیح] است، و هیچ معبودی [به‏حق] جز الله نیست و بی‌گمان، الله ذات شکست‌ناپذیر [و] حکیم است.

(63) پس اگر [از سخن حق] روی گردانند، [بدان که] الله از [حال] مفسدان آگاه است.

(64) [ای پیامبر،] بگو: «ای اهل کتاب، به سوی سخنی بیایید که میان ما و شما عادلانه است [و انحرافی از حق در آن نیست:] که جز الله را عبادت نکنیم و چیزی را [در قدرت و تدبیر] با او شریک نسازیم و برخی از ما برخی دیگر را به جای الله، معبود نگیرند». اگر آنان [از این دعوت] روی گرداندند، پس [ای مؤمنان، به آنان] بگویید: «گواه باشید كه ما تسلیم [اوامر الهی] هستیم».

(65) ای اهل کتاب، چرا دربارۀ ابراهیم مجادله می‌کنید؛ در حالی که تورات و انجیل بعد از او نازل شده است؟ آیا نمی‌اندیشید؟

(66) هان! شما [اهل کتاب] کسانی هستید که دربارۀ آنچه نسبت به آن آگاهی و علم داشتید، بحث و ستیز می‌کردید؛ پس چرا [اینک] در مورد چیزی که به آن علم ندارید [و در کتاب‏هایتان نیامده است] بحث و ستیز می‌کنید؟ در حالی که الله [حقایق امور را] می‌داند و شما نمی‌دانید.

(67) ابراهیم نه یهودی بود و نه نصرانی؛ بلکه حق‏گرایی مسلمان بود و هرگز در زمرۀ مشرکان نبود.

(68) به راستی، سزاوارترین مردم به ابراهیم همان کسانی هستند که از او پیروی کرده‌اند؛ و [از جمله] این پیامبر [شما محمد] و کسانی‌ که [مسلمانند و به او] ایمان آورده‌اند؛ و الله [یار و] کارسازِ مؤمنان است.

(69) [ای مؤمنان،] گروهی از اهل کتاب آرزو می‌کردند کاش شما را گمراه می‌کردند؛ در حالی‌ که جز خودشان [کسی] را گمراه نمی‌کنند و[لی] نمی‌فهمند.

(70) ای اهل کتاب، چرا به آیات الله کافر می‌شوید، در حالی که خود [به درستیِ آن] گواهی می‌دهید؟

(71) ای اهل کتاب، چرا حق را به باطل می‌آمیزید و حقیقت [= پیامبریِ محمد] را پنهان می‌کنید در حالی که خود می‌دانید؟

(72) گروهی از [علمای] اهل کتاب [به یکدیگر] گفتند: «در آغاز روز به آنچه بر مؤمنان نازل شده است ایمان بیاورید و در پایان [روز] کافر شوید؛ شاید آنان [نیز تردید کنند و از اسلام] برگردند.

(73) و [اینکه] ایمان نیاورید مگر به کسی‌ که از دین شما پیروی می‌کند». [ای پیامبر، به آنان] بگو: «در حقیقت، هدایت، هدایتِ الله است. [باز گفتند: «هرگز چیزی به مسلمانان نیاموزید و اجازه ندهید] به کسی نظیر آنچه به شما داده شده است، داده شود یا [دلیلی در اختیارشان نگذارید که بتوانند] در پیشگاه پروردگارتان با شما بحث کنند». [ای پیامبر،] بگو: «بی‌تردید، فضل [و برتری] به دست الله است؛ آن را به هر ‌کس بخواهد می‌بخشد؛ و الله گشایشگرِ داناست.

(74) رحمت خویش را به هر ‌کس بخواهد اختصاص می‌دهد؛ و الله دارای بخشش بزرگ [و بی‌اندازه] است».

(75) از اهل کتاب کسی هست که اگر مال فراوانی به او امانت دهی، آن را به تو بازمی‌گرداند؛ و از [میان] آنان کسی هست که اگر او را بر دیناری امین بشماری، آن را به تو بازنمی‌گردانَد؛ مگر آنکه پیوسته بر [دریافتِ] آن ایستادگى كنى. این به سبب آن است که آنان می‌گویند: «در مورد [خوردن اموالِ] قوم عرب، گناهی بر ما نیست»؛ و [بدین گونه، آنان] در حالی ‌که [حقیقت را] می‌دانند، بر الله دروغ می‌بندند.

(76) آری، [این کار، گناه است؛ اما] هر ‌کس به پیمان خود وفا کند و پرهیزگاری نماید، [بداند که] بی‌تردید، الله پرهیزگاران را دوست دارد.

(77) کسانی که پیمان الله [دربارۀ اجرای احکام] و سوگند‌های خود [دربارۀ پیروی از محمد] را به بهای ناچیزی می‌فروشند، یقیناً بهره‌ای در آخرت نخواهند داشت و الله روز قیامت با آنان سخن نمی‌گوید و به آنان نمی‌نگرد و آنها را [از گناه] پاک نمی‌سازد و عذاب دردناکی [در پیش] دارند.

(78) و گروهی از آنان [= یهود] هستند که زبان خود را به [هنگام تلاوت] کتاب [تورات] چنان می‌گردانند که گمان کنید [آنچه می‌خوانند واقعاً] از [مطالبِ آن] کتاب است، در حالی که از آن کتاب نیست؛ و [باز به دروغ] می‌گویند: «آن [جملات] از جانب الله است»؛ در صورتی که از جانب الله نیست و بر الله دروغ می‌بندند، در حالی که خود [نیز حقیقت را] می‌دانند.

(79) برای هیچ بشری سزاوار نیست که الله به او کتاب و حُکم [= دانش و فهم] و پیامبری دهد، سپس او به مردم بگوید: «به جای الله، بندگان من باشید». بلکه [سزاوار است که پیامبران به مردم بگویند:] «به خاطر آنکه کتاب [تورات] را آموزش می‌دادید و از آنجا که [عقاید و احکام آن را به دیگران] درس می‌دادید، [فقیهان و دانشمندان] الهی باشید».

(80) و نه اینکه به شما فرمان دهد که فرشتگان و پیامبران را [به جای الله،] صاحب‌اختیار [معبود] بگیرید. آیا [این شخص] شما را پس از آنکه مسلمان شدید، به کفر فرمان می‌دهد؟

(81) و [ای پیامبر، یاد کن از] هنگامى كه الله از پیامبران پیمان گرفت [و فرمود:] «هر گاه به شما كتاب و حكمتى دادم و آنگاه فرستاده‌اى [= محمد] به سویتان آمد كه آنچه را با شماست تصدیق كرد، باید به او ایمان آورید و یاری‌اش کنید». [آنگاه] فرمود: «آیا اقرار کردید و پیمان محکم مرا در این باره پذیرفتید؟» [آنان] گفتند: «اقرار کردیم». [الله] فرمود: «پس [بر خود و امت‏هایتان] گواه باشید و من [نیز] با شما از گواهانم».

(82) پس هر ‌کس بعد از این [پیمان، از عهد خویش] روی بگردانَد، آنانند که فاسقند».

(83) آیا [کافران، آیینی] جز دین الله را می‌جویند؟ حال آنکه هر ‌کس [و هر چه] در آسمان‏ها و زمین است ـ خواه ناخواه ـ سر به فرمان او نهاده است و [همگی] به سوی او بازگردانده می‌شوند.

(84) [ای پیامبر،] بگو: «به الله و آنچه بر ما نازل شده است ایمان آوردیم و [همچنین به] آنچه بر ابراهیم و اسماعیل و اسحاق و یعقوب و [پیامبرانی که از] نوادگان [یعقوب بودند] نازل گردیده است و آنچه به موسی و عیسی و [دیگر] پیامبران از جانب پروردگارشان داده شده است؛ میان هیچ‌یک از آنان فرقی نمی‌گذاریم و تسلیمِ او هستیم».

(85) هر ‌کس دینی غیر از اسلام برگزیند، هرگز از او پذیرفته نخواهد شد و در آخرت از زیانکاران است.

(86) چگونه الله قومی را هدایت می‌کند که بعد از ایمانشان و [پس از آنکه] گواهی دادند به اینکه پیامبر [اسلام] بر حق است و برایشان دلایل روشن آمد، کافر شدند؟ و قطعاً الله قوم ستمکار را هدایت نمی‌کند.

(87) جَزایشان این است که لعنتِ الله و فرشتگان و مردم، همگی بر آنهاست.

(88) در آن [لعنت،] جاودانه می‌مانند؛ نه عذاب از اینان کاسته می‌شود و نه مهلت [عذر و توبه] می‌یابند.

(89) مگر کسانی‌ که پس از آن توبه کردند و [با درستکاری، رفتارشان را] اصلاح نمودند؛ که بی‌گمان، الله آمرزندۀ مهربان است.

(90) به راستی، کسانی که پس از ایمان خود کافر شدند و بر کفر [خویش] افزودند، هرگز توبۀ آنان پذیرفته نخواهند شد و آنان قطعاً گمراهند.

(91) کسانی که کفر ورزیدند و در حال کفر از دنیا رفتند، اگر چه روی زمین پر از طلا باشد و آن را به عنوان فدیه [و کفّارۀ اعمال بدِ خویش] بپردازند، هرگز از هیچ‏یک از آنها پذیرفته نخواهد شد و مجازاتی دردناک [در پیش] دارند و یاورانی نخواهند داشت.

(92) [ای مؤمنان،] هرگز به [منزلت و ثواب] نیکوکاری دست نمی‌یابید مگر آنکه از آنچه دوست دارید انفاق کنید؛ و بی‌تردید، الله به آنچه انفاق می‌کنید داناست.

(93) همۀ غذاها برای بنی‌اسرائیل حلال بود، مگر آنچه یعقوب پیش از نزول تورات بر خود حرام کرده بود. [ای پیامبر، به یهود] بگو: «اگر راست می‌گویید [و سخنم را باور ندارید]، تورات را بیاورید و آن را بخوانید».

(94) پس هر ‌کس بعد از این، بر الله دروغ بندد، آنانند که ستمکارند.

(95) [ای پیامبر،] بگو: «الله [در مورد یعقوب و هر چه نازل فرموده است] راست گفت؛ پس از آیین ابراهیم پیروی کنید که حق‏گرا بود و هرگز در زمرۀ مشرکان نبود».

(96) در حقیقت، نخستین خانه‌ای که برای [عبادت] مردم قرار داده شد، همانی است که در مکه قرار دارد که پربرکت و [مایۀ] هدایت جهانیان است.

(97) در آن [خانه،] نشانه‌های روشن، [از جمله] مقام ابراهیم است و [دیگر اینکه] هر ‌کس وارد آن [حرم] شود، در امان خواهد بود؛ و بر مردم [واجب] است كه براى [عبادتِ] الله قصد آن خانه كنند [البته برای] کسی که توانایی [مالی و جسمی] رفتن به سوی آن را دارد؛ و هر ‌کس [به فریضۀ حج] کفر ورزد، بی‌تردید، الله از جهانیان بی‌نیاز است.

(98) [ای پیامبر،] بگو: «ای اهل کتاب، چرا به الله کفر می‌ورزید؟ حال آنکه الله بر آنچه می‌کنید، گواه است».

(99) بگو: «ای اهل کتاب، چرا کسی را که ایمان آورده ‌است از راهِ الله باز می‌دارید و آن را منحرف می‌خواهید؟ در حالی که شما [خود به درستیِ آن] گواهید؛ و الله از آنچه می‌کنید غافل نیست».

(100) ای کسانی‌ که ایمان آورده‌اید، اگر از گروهی از اهل کتاب اطاعت کنید، شما را پس از ایمانتان‏ به کفر بازمی‌گردانند.

(101) و چگونه شما کافر مى‌شوید در حالی که آیات الله بر شما خوانده می‌شود و پیامبرش میان شماست؟ و هر ‌کس به [کتاب] الله [و سنت پیامبرش] تمسّک جوید، قطعاً به راه راست هدایت شده ‌است.

(102) ای کسانی‌ که ایمان آورده‌اید، از الله ـ‌آن گونه که شایستۀ پروا کردن از اوست‌ـ پروا کنید و جز در حال مسلمانی نمیرید.

(103) و همگی به ریسمان الله [= دین الله] چنگ زنید و پراکنده نشوید؛ و نعمت [بزرگِ] الله را بر خود به یاد آورید که چگونه دشمن یکدیگر بودید و او میان دل‏هایتان الفت ایجاد کرد و به [لطف و برکتِ] نعمتش برادر شدید؛ و [پیش از آن، به خاطر کفرتان،] بر آستانۀ پرتگاه آتش قرار داشتید [که] الله شما را از آن نجات داد. الله اینچنین آیات خود را برایتان آشکار می‌سازد؛ باشد که هدایت یابید.

(104) و [ای مؤمنان،] باید گروهی از شما باشند که [مردم را] به نیکی دعوت کنند و به [کارهای] شایسته فرمان دهند و از [امور] ناپسند بازدارند؛ و آنانند که رستگارند.

(105) و مانند کسانی نباشید که پس از آنکه دلایل روشن برایشان آمد، پراکنده شدند و اختلاف کردند. اینان عذابی سهمگین [در پیش] دارند.

(106) روزی‌ که چهره‌هایی سپید و چهره‌هایی سیاه می‌گردد؛ اما [به] کسانی که چهره‌هایشان سیاه شده است [گفته می‌شود:] «آیا بعد از ایمانتان کافر شدید؟ پس به سبب آنچه کفر می‌ورزیدید، عذاب را بچشید».

(107) و اما کسانی که چهره‌هایشان سپید گشته است، در رحمتِ الله [در بهشتِ برین] جای می‌گیرند و در آن جاودانند.

(108) [ای پیامبر،] اینها آیات الله است که آن را به‌حق بر تو می‌خوانیم؛ و الله [هیچ گاه] ستمی برای جهانیان نمی‌خواهد.

(109) و هر چه در آسمان‏ها و زمین است از آنِ الله است و [همۀ] کارها به سوی الله بازگردانده می‌شود.

(110) [ای امت محمد،] شما بهترین امتی هستید که برای مردم پدیدار شده‌اید: به کار نیک فرمان می‌دهید و از کارِ ناپسند بازمی‌دارید و به الله ایمان دارید؛ و اگر اهل کتاب [نیز] ایمان می‌آوردند، قطعاً برایشان بهتر بود؛ برخی از آنان مؤمنند و[لی] بیشتر آنان [فاسق و] نافرمانند.

(111) [فاسقان اهل کتاب] جز آزاری اندک [همچون طعنه و تمسخر] هرگز زیانی به شما نخواهند رساند و اگر با شما بجنگند، [شکست می‌خورند و] به شما پشت می‌کنند؛ آنگاه [نیز از سوی هیچ کس] یاری نمی‌شوند.

(112) [یهود] هر کجا یافت شوند، [داغِ ننگ و] خواری بر آنان زده شده است؛ مگر آنکه در پناه امانِ الله و امانِ مردم باشند؛ و آنان به خشمی از الله گرفتار شده‌اند و [داغِ] درماندگی بر آنان زده شده است. این به سبب آن بود که به آیات الله کفر می‌ورزیدند و پیامبران را به ناحق می‌کشتند؛ [و نیز] این [سزا] به خاطر آن بود که نافرمانی کردند و از حدود [الهی] تجاوز می‏نمودند.

(113) [ولی همۀ آنان] یکسان نیستند. گروهی از اهل کتاب هستند که درستکارند [و] در دل شب، در حالی که به نماز ایستاده‌اند، آیات الله را می‌خوانند،

(114) [برخی از] آنان به الله و روز قیامت ایمان دارند و [مردم را] به نیکی امر می‌کنند و از بدی باز می‌دارند و در [انجام] کارهای نیک می‌شتابند و آنان از زمرۀ شایستگانند.

(115) و هر کار نیکی که انجام دهند، هرگز دربارۀ آن ناسپاسی نخواهند دید؛ و الله به [حال] پرهیزگاران داناست.

(116) بی‌گمان، کسانی که کفر ورزیدند، هرگز اموال و فرزندانشان چیزی از [عذاب] الله را از آنان دفع نخواهد کرد و آنان اهل آتشند [و]‏ جاودانه در آن می‌مانند.

(117) مَثَل آنچه [کافران] در این زندگی دنیا انفاق می‌کنند، همانند بادی است که سرمای سختی با خود دارد و به کشتزار قومی که بر خود ستم کرده‌اند می‌رسد و نابودش می‌سازد. الله به آنان ستم نکرده است، بلکه آنان خود بر خویشتن ستم کرده‌اند.

(118) ای کسانی‌ که ایمان آورده‌اید، از غیر خودتان [دوست و] همراز نگیرید. آنان از هیچ نابکاری [و شرّی] در حق شما کوتاهی نمی‌کنند [و] دوست دارند که شما در رنج و زحمت باشید. در حقیقت، [نشانه‌های] دشمنی، از گفتارشان آشکار ‌است و آنچه در دل‏هایشان پنهان می‌دارند بزرگ‌تر است. اگر بیندیشید، قطعاً [خواهید دانست که] ما نشانه‌ها[ی پندآموز و راه سعادت دنیا و آخرت] را برایتان به روشنی بیان کرده‌ایم.

(119) هان! شما [ای مؤمنان،] کسانی هستید که آنان را دوست ‌دارید در حالی‌ که آنها شما را دوست ندارند و شما به همۀ کتاب[های آسمانی] ایمان دارید [ولی آنان به قرآن ایمان ندارند]؛ و چون با شما ملاقات می‌کنند می‌گویند: «ایمان آورده‌ایم» و چون تنها می‌شوند، از شدت خشم بر شما، سرانگشتان [خود] را به دندان می‌گزند. [ای پیامبر، به آنان] بگو: «به خشمِ خود بمیرید». بی‌گمان، الله از [راز] درون سینه‌ها آگاه است.

(120) [ای مؤمنان،] اگر به شما نیکی [و خوشی] رسد، آنان را اندوهگین می‌سازد و اگر به شما بدی [و گزندی] رسد، به آن شادمان می‌شوند؛ و اگر [بر تقدیر الهی] صبر و پرهیزگاری نمایید، مکر و نیرنگشان هیچ زیانی به شما نمی‌رساند [چرا که] بی‌تردید، الله به آنچه می‌کنند احاطه دارد.

(121) و [ای پیامبر، به یاد آور] زمانی که [در جنگ احد،] بامدادان از خانه و کاشانه‌ات بیرون آمدی [و] مؤمنان را برای جنگیدن در سنگرهای نظامی مستقر می‌کردی؛ و الله شنوای داناست.

(122) و [به یاد آور] هنگامی که دو گروه از شما [= بنی‏سَلَمه و بنی‌حارثه] خواستند سستی ورزند [و همراه منافقان به مدینه بازگردند]؛ ولی الله یاور [و نگهدار] آنان بود؛ و مؤمنان باید تنها بر الله توکل کنند.

(123) و [ای مؤمنان،] بی‌گمان، الله شما را در [جنگ] بدر در حالی یاری کرد که [به سبب کمبود افراد و اسلحه] ناتوان بودید؛ پس از الله پروا کنید؛ باشد که شکر [نعمت‌هایش را] به جای آورید.

(124) [ای پیامبر، به یاد آور] آنگاه که به مؤمنان می‌گفتی: «آیا برایتان کافی نیست که پروردگارتان شما را با سه هزار فرشته که [از آسمان] فرود می‌آیند یاری کند؟»

(125) آرى، اگر شكیبایى و پارسایى كنید و دشمنان در این [هیجان و] شتاب خویش بر شما بتازند، پروردگارتان شما را با پنج هزار فرشتۀ نشاندار یارى خواهد كرد.

(126) و الله آن [یاری] را جز بشارتی برای [پیروزی] شما قرار نداد تا [به وسیله آن] دل‏هایتان به آن آرامش گیرد؛ و [گرنه] پیروزی جز از جانب الله شکست‌ناپذیرِ حکیم نیست.

(127) [این پیروزی، برای آن بود] تا [الله] گروهی از کسانی ‌را که کفر ورزیدند، هلاک سازد یا خوار و مغلوبشان نماید تا مأیوس [ و خوار به مکه] بازگردند.

(128) [ای پیامبر،] هیچ چیزی از کار [بندگان] در دست تو نیست؛ یا [الله] توبۀ آنان [= مشرکان] را می‌پذیرد [و از گناهشان درمی‌گذرد] یا عذابشان می‌کند؛ زیرا آنان ستمکارند.

(129) آنچه در آسمان‏ها و زمین است، از آنِ الله است. او تعالی هر کس را که بخواهد [به رحمت] می‌آمرزد و هر کس را بخواهد [به عدالت] عذاب می‌کند؛ و الله آمرزندۀ مهربان است.

(130) ای کسانی که ایمان آورده‌اید، ربا را [با سودِ] چندبرابر نخورید و از الله پروا کنید؛ باشد که رستگار شوید.

(131) و از آتشی که برای کافران آماده شده است بپرهیزید.

(132) و از الله و پیامبر اطاعت کنید؛ باشد که مورد رحمت [الله] قرار گیرید.

(133) و به سوی آمرزش پروردگارتان و بهشتی بشتابید که گسترۀ آن [به اندازۀ] آسمان‏ها و زمین است [و] برای پرهیزگاران مهیا شده‌ است.

(134) آن کسانی ‌که در [هنگام] توانگری و تنگدستی انفاق می‌کنند و خشم خود را فرومی‌برند و از مردم درمی‌گذرند؛ و الله نیکوکاران را دوست دارد.

(135) و [همان] کسانی که چون مرتکب کار زشتی شدند یا بر خود ستم کردند، الله را یاد می‌کنند و برای گناهانشان آمرزش می‌خواهند ـ و جز الله چه کسی گناهان را می‌آمرزد؟ـ و بر آنچه کرده‌اند پافشاری نمی‌کنند در حالی ‌که می‌دانند [گناهکارند و الله بخشاینده و توبه‌پذیر است].

(136) پاداش اینان، آمرزشی از [جانب] پروردگارشان است و باغ‏هایی که از زیر [درختان] آن جویبار‌ها جاری است؛ جاودانه در آن می‌مانند؛ و پاداش [نیکوکاران و] اهل عمل چه نیکوست!

(137) [ای آسیب‌دیدگانِ اُحُد،] بی‌تردید، پیش از شما [نیز مؤمنانی بوده‌اند که رنج کشیدند و] سنت‏هایی گذشته است؛ پس در زمین بگردید و بنگرید که سرانجامِ تکذیب‌کنندگان [آیات الهی] چگونه بوده است.

(138) این [قرآن،] بیانی آشکار برای مردم و هدایت و اندرزی برای پرهیزگاران است.

(139) و [ای مؤمنان، از جهاد در راه الله] سست نشوید و اندوهگین نگردید؛ و [بدانید که] اگر ایمان داشته باشید، شما برترید.

(140) اگر [در اُحد] به شما گزندی رسید، به دشمنان شما نیز [در جنگ بدر به همان شکل] آسیب رسید [پس مقاومت کنید]. ما این روزها[ى شكست و پیروزى‌] را میان مردم مى‌گردانیم تا الله، مؤمنان [واقعى‌] را معلوم کند و از شما مؤمنان، شهیدانی برگیرد؛ و الله ستمکاران را دوست ندارد.

(141) و [ماجرای اُحُد وسیلۀ امتحان بود] تا الله کسانی را که ایمان آورده‌اند [از گناهانشان پاک کند] و خالص گرداند و کافران را نابود سازد.

(142) [ای اصحاب محمد،] آیا پنداشته‌اید که [تنها با ادعای ایمان،] به بهشت می‌روید، حال آنکه الله هنوز جهادگران و شکیبایان شما را معلوم نکرده است؟

(143) و [ای مؤمنان،] به راستی که پیش از روبه‌روشدن با مرگ [در غزوۀ اُحُد]، آرزوی شهادت داشتید. سرانجام آن [معرکۀ جنگ‌] را دیدید و [اکنون پیش روی شماست و] به آن می‌نگرید.

(144) و محمد جز فرستاده‌ای نیست که پیش از او [نیز] رسولانی [بودند و] گذشتند. آیا اگر او بمیرد یا کشته شود، به عقب بازمی‌گردید [و دین خود را رها می‌کنید]؟ و هر ‌کس [از عقیدۀ راستین خود] بازگردد، [بداند که‌] هرگز به الله زیانی نمی‌رساند و [به زودی] الله سپاسگزاران را پاداش خواهد داد.

(145) و هیچ کسی جز به فرمان الله نمی‌میرد [چرا که مرگ،] سرنوشتی است زماندار [و معین]؛ و هر ‌کس پاداش این دنیا را بخواهد، نصیبش می‌کنیم و هر ‌کس پاداش آخرت را بخواهد [نیز] نصیبش خواهیم کرد و [به زودی] سپاسگزاران را پاداش خواهیم داد.

(146) و چه بسیار پیامبرانی که توده‌های انبوهی همراهشان نبرد کردند؛ آنان هیچ‎گاه در برابر [سختی‏ها و] آنچه که در راه الله به ایشان رسید سستی نورزیدند و [در مقابل دشمن] درمانده نشدند؛ و الله شکیبایان را دوست دارد.

(147) و سخنشان تنها این بود که: «پروردگارا، گناهانمان را بیامرز و از زیاده‌رویِ ما در کارمان [درگذر] و گام‏هایمان را استوار بدار و ما را بر گروه کافران پیروز گردان».

(148) پس الله، پاداش این دنیا و پاداش نیک آخرت را به آنان عطا کرد؛ و الله نیکوکاران را دوست دارد.

(149) ای کسانی‌ که ایمان آورده‌اید، اگر از کسانی ‌که کفر ورزیدند اطاعت کنید، شما را [به کفر] بازمی‌گردانند، آنگاه [در دنیا و آخرت] زیانکار می‌گردید.

(150) [بر کافران تکیه نکنید] بلکه، الله [یار و] کارسازِ شماست و او بهترینِ یاریگران است.

(151) به زودی در دل‏های‏ کسانی که کفر ورزیدند بیم و هراس خواهیم افکند؛ به خاطر اینکه چیزی را شریک الله قرار داده‌اند که هیچ دلیلی بر [حقانیتِ] آن نازل نکرده ‌است؛ و جایگاهشان آتش است و جایگاه ستمکاران چه بد است!

(152) و آنگاه که در [آغاز جنگ احد،] به فرمان او، آنان [= کافران] را می‌کشتید، به راستی الله وعدۀ خود با شما را تحقق بخشید تا [اینکه در حفظ موقعیتِ خود] سست شدید و در کار [جنگ و جمع‌آوری غنیمت] با یکدیگر به نزاع پرداختید؛ و پس از آنکه [الله] آنچه را دوست می‌داشتید [= پیروزی] به شما نشان داد، [از دستور پیامبر] سرپیچی کردید؛ برخی از شما خواهان دنیا بودند و برخی خواهان آخرت. سپس [الله] برای آنکه شما را بیازماید، از [تعقیب] آنان منصرفتان کرد [و پیروزیتان به شکست انجامید] و [چون از گناه و کوتاهی خود در نافرمانی از رسول پشیمان شدید] از شما درگذشت؛ و الله نسبت به مؤمنان بخشش [بسیار] دارد.

(153) و [ای مؤمنان، به یاد آورید] هنگامی که [در حال گریز، از کوه] بالا می‌رفتید و [چنان ترسیده بودید که] به هیچ کس توجه نمی‌کردید و پیامبر [که در میدان جنگ مقاومت می‌کرد] از پشت سرتان شما را صدا می‌زد [که: «ای بندگان الله، به سوی من بشتابید»؛ ولی شما توجه نمی‌کردید]؛ پس [الله نیز] با اندوهی در پی اندوهی [دیگر] شما را مجازات کرد. این به سبب آن بود که بر آنچه از دست داده‌اید [= پیروزی و غنیمت] و آنچه بر سرتان آمده است [= شکست و ترس] اندوهگین نشوید و [بدانید که] الله به آنچه می‌کنید آگاه است.

(154) سپس [الله] بعد از آن اندوه، آرامشی بر شما فروفرستاد [به گونه‏اى] كه گروهى از شما را [به سبب اطمینان و آرامشی که در دل‏هایشان بود] خوابى سبک فراگرفت و گروهی دیگر [= منافقان] تنها در فکر جان خود بودند و دربارۀ الله گمان‏های ناروا [و باطلی] همچون گمان‏های [دوران] جاهلیت داشتند. آنان می‌گفتند: «آیا ما در این کار اختیاری داریم؟» [ای پیامبر، به آنان] بگو: «همۀ کارها [و شکست و پیروزی] به دست الله است». آنها چیزی را در دل‏هایشان پنهان می‌دارند که برای تو آشکار نمی‌سازند [و] می‌گویند: «اگر در این کار اختیار داشتیم، در اینجا کشته نمی‌شدیم». بگو: «اگر شما در خانه‌های خود نیز بودید، کسانی ‌که کشته‏شدن بر آنان مقرر شده بود، قطعاً [با پاى خود] به سوى قتلگاه‏های خویش مى‌رفتند». و [این رویدادها] برای آن است که الله آنچه را در سینه‌هایتان [پنهان] ‌دارید [در عمل] بیازماید و آنچه را در دل‏هایتان است پاک گردانَد؛ و الله از [راز] درون سینه‌ها آگاه است.

(155) [ای اصحاب پیامبر،] ]افرادی از شما که در روزِ برخورد دو گروه [مسلمانان و کافران در جنگ احد] فرار کردند، در حقیقت، شیطان آنان را به سبب بعضی از کردار [و گناهانی] که مرتکب شده بودند دچار لغزش نمود و قطعاً الله از آنان درگذشت. بی‌گمان، الله آمرزندۀ بردبار است.

(156) ای کسانی‌ که ایمان آورده‌اید، مانند افرادی نباشید که کفر ورزیدند و دربارۀ برادرانشان ـ هنگامی که [در پیِ کسبِ روزی] به سفر رفتند [و مُردند] یا در جنگ شرکت کردند [و کشته شدند]ـ گفتند: «اگر آنان نزد ما بودند، نمی‌مردند و کشته نمی‌شدند». [این اعتقاد، در وجودشان نهاده شد] تا [این گونه،] الله [اندوه و] حسرتی در دل‏هایشان قرار دهد؛ و الله [است که] زنده می‌کند و می‌میراند؛ و الله به آنچه می‌کنید، بیناست.‌

(157) و اگر در راه الله کشته شوید یا بمیرید، قطعاً آمرزش و رحمت الله بهتر است از آنچه آنان [= دنیادوستان] جمع‏آوری می‌کنند.

(158) و اگر بمیرید یا [در عرصۀ جهاد] کشته شوید، یقیناً به سوی الله محشور می‌شوید.

(159) [ای پیامبر،]‏ به [سببِ] رحمت الهی است که تو با آنان [= اصحاب،] نرم‏خو [و مهربان] شدی؛ و اگر تندخو و سنگدل بودی، قطعاً از اطرافت پراکنده می‌شدند؛ پس از آنان درگذر و برایشان آمرزش بخواه و در کارها با آنان مشورت کن و آنگاه که تصمیم [بر انجام کاری] گرفتی، بر الله توکل کن؛ [چرا که] بی‌تردید، الله توکل‌کنندگان را دوست ‌دارد.

(160) اگر الله شما را یاری کند، هیچ کس بر شما پیروز نخواهد شد و[لی] اگر شما را به خود واگذارد، کیست که پس از او یاری‌تان کند؟ و مؤمنان باید تنها بر الله توکل کنند.

(161) و سزاوار نیست هیچ پیامبری [با گرفتن سهمی اضافی از غنایم، به اصحابش] خیانت کند؛ و هر کس خیانت کند، روز قیامت، با آنچه [در آن] خیانت کرده است می‌آید؛ سپس به هر ‌کس [نتیجه] آنچه [از نیک و بد] کرده است به طور کامل داده می‌شود و به آنان ستم نخواهد شد.

(162) آیا کسی‌ که در پیِ رضایتِ الله است، همانند کسی است که دچار خشمی از جانب الله گشته و جایگاهش دوزخ است؟ و [دوزخ] چه بد جایگاهی است!

(163) [هر یک از] اینان، درجاتی [متفاوت] نزد الله دارند و الله به آنچه می‌کنند بیناست.

(164) به راستی، الله بر مؤمنان منت نهاد ‌که میان آنان پیامبری از خودشان برانگیخت تا آیات او [= قرآن] را برایشان بخوانَد و [از گناه] پاکشان گردانَد و به آنان کتاب [= قرآن] و حکمت [= سنت] بیا‌موزد؛ در حالی که در گذشته، در گمراهی آشکاری بودند.

(165) [ای مؤمنان،] آیا چون به شما [در جنگ اُحُد] مصیبتى رسید ـ [با آنكه در جنگ بدر] دو برابرش را [به دشمنان خود] رساندید ـ گفتید: «این [مصیبت‌] از كجا [به ما] رسید؟» [ای پیامبر،] بگو: «آن [شکست] از جانب خودتان [و نتیجۀ نافرمانی از دستور پیامبر] است».‏ بی‌گمان، الله بر هر کاری تواناست.

(166) و روزی‌ که [در جنگ احد] دو گروه [مؤمنان و کافران] با هم برخورد کردند، آنچه به شما رسید، به فرمانِ الله بود [تا شما را بیازماید] و مؤمنان را معلوم نمايد.

(167) و کسانی‌ را که نفاق ورزیدند [نیز] معلوم نمايد که [چون] به ایشان گفته شد: «بیایید در راه الله بجنگید یا [از خانواده و قبیله‌تان] دفاع کنید». گفتند: «اگر می‌دانستیم جنگی روی خواهد داد، حتماً از شما پیروی می‌کردیم». آنان در آن هنگام به کفر نزدیک‌تر بودند تا ایمان؛ به زبان خویش چیزی می‌گویند که در دل‏هایشان نیست و الله به آنچه [در دل] پنهان می‌کنند، آگاه‌تر است.

(168) کسانی‌ که [خود در خانه] نشستند [از جهاد سر باز زدند] و دربارۀ برادران خود گفتند: «اگر آنها از ما پیروی می‌کردند، کشته نمی‌شدند». [ای پیامبر، به این منافقان] بگو: «اگر راست می‌گویید، پس مرگ را از خود دور سازید».

(169) هرگز کسانی را که در راه الله کشته شده‌اند مُرده مپندار؛ بلکه زنده‌اند [و] نزد پروردگارشان روزی داده می‌شوند.

(170) آنان به آنچه الله از فضل خود برایشان داده ‌است شادمانند و براى [سرانجامِ نیک] كسانى كه [راه] آنان را پى گرفته‏اند و [هنوز] به آنان نپیوسته‏اند شادى مى‌كنند؛ چرا كه [هیچ یک از] اینان ترس و ‏اندوهى نخواهند داشت.

(171) [همچنین] به نعمت و فضل الله شادمانند و اینکه [می‌بینند] الله پاداش مؤمنان را تباه نمی‌کند.

(172) کسانی ‌که دعوت الله و پیامبر را ـ پس از آنکه [در غزوۀ احد] به آنان جراحت [و سختی بسیار] رسید ـ اجابت کردند [و برای تعقیب مشرکان به سوی «حَمراء الاسد» رفتند]، برای [آن عده از] اینان که نیکی و پرهیزگاری کردند، پاداش بزرگی [در پیش] است.

(173) همان کسانی‌ که برخی [از مشرکان] به آنان گفتند: «مردم [مکه] برای [جنگ با] شما گِرد آمده‌اند؛ پس از آنها بترسید» و[لی این سخن] بر ایمانشان افزود و گفتند: «الله برای [محافظت از] ما بس است و [او] بهترین [مراقب و] کارساز است».

(174) پس به نعمت و فضل الله [از حمراء الاسد به مدینه] بازگشتند در حالی که هیچ آسیبی به آنان نرسیده بود و همچنان در پیِ [کسبِ] رضایتِ الله بودند؛ و الله فضل و بخشش بزرگی دارد.

(175) در حقیقت، این شیطان است که [شما را از هیبت پوشالیِ] دوستانش می‌ترساند؛ پس اگر ایمان دارید، از آنان [= مشرکان] نترسید و از من بترسید.

(176) و [ای پیامبر،] کسانی‌ که در [یاری کردنِ] کفر می‌شتابند، تو را اندوهگین نسازند. یقیناً آنان هرگز زیانی به الله نمی‌رسانند. الله می‌خواهد که بهره‌ای برایشان در آخرت قرار ندهد و عذابی بزرگ [در پیش] دارند.

(177) به راستی، کسانی ‌که کفر را به [بهای] ایمان خریدند، هرگز به الله زیانی نمی‌رسانند و عذابی دردناک [در پیش] دارند.

(178) و کسانی ‌که کافر شدند، مپندارند که چون به آنان مهلت می‌دهیم به سودشان است. جز این نیست که به آنان مهلت می‌دهیم تا بر گناه [خود] بیفزایند و عذابی خفت‌بار [در پیش‌] دارند.

(179) [ای مؤمنان،] چنین نبود [و از حکمت الهی نیست] که الله، مؤمنان را بر این حال كه شما هستید [واگذارد و مؤمن و منافق را در کنار یکدیگر] رها سازد [بلكه شما را با تکالیف و آزمایش‏های گوناگون می‌آزماید] تا پلید را از پاک متمایز كند؛ و چنین نبود که الله [برای مشخص‏نمودن مؤمنان از منافقان،] شما را از [اسرارِ] غیب آگاه کند؛ ولی الله از میان رسولانش هر کس را بخواهد برمی‌گزیند [و او را بر بخشی از غیب آگاه می‌کند]؛ پس به الله و رسولانش ایمان بیاورید؛ و اگر ایمان بیاورید و تقوا پیشه کنید، پاداش بزرگی برایتان [در پیش] است.

(180) و کسانی‌ که به آنچه الله از فضل خویش به آنان داده است بخل می‌ورزند، گمان نکنند که آن [بخل] برایشان خیر است؛ بلکه برایشان شر است. در روز قیامت، آنچه به آن بخل می‌ورزیدند، طوق گردنشان خواهد شد [و با آن عذاب می‌شوند]؛ و میراث آسمان‏ها و زمین از آنِ الله است و الله به آنچه می‌کنید آگاه است.

(181) بی‌تردید، الله سخن کسانی را شنید که گفتند: «الله فقیر است و [از ما قرض می‌خواهد و] ما بی‌نیازیم». [ما این] گفتارشان و [نیز] قتل ناحق پیامبران را خواهیم نوشت و [روز قیامت به [آنان] می‌گوییم: «عذاب سوزان [دوزخ] را بچشید».

(182) [ای یهودیان،] این [مجازات،] به خاطر کردار پیشین شماست؛ و [گرنه] الله هرگز به بندگان [خود] ستمکار نیست.

(183) [این یهودیان، همان] کسانی‌ هستند که گفتند: «الله با ما عهد و پیمان بسته است که به هیچ پیامبری ایمان نیاوریم تا [پیامبری همراه خود] برایمان قربانی‌ای بیاورد که آتش [ناشی از صاعقه،] آن را [به نشانۀ پذیرش بسوزانَد و] ببلعد». [ای پیامبر، به آنان] بگو: «قطعاً پیش از من پیامبرانى بودند كه دلایل آشكار را همراه آنچه گفتید برایتان آوردند. اگر راست مى‌گویید، پس چرا آنان را كشتید؟»

(184) پس اگر [یهود و کافران] تو را تکذیب کردند، [غمگین مباش و بدان] پیامبرانی که پیش از تو بودند و معجزات و نوشته‌ها و کتاب‏های روشنگر آورده بودند [نیز] تکذیب شدند.

(185) هر کسی چشندۀ [طعم‌] مرگ است و یقیناً روز قیامت پاداش‏هایتان را به صورت کامل دریافت خواهید کرد؛ پس هر كه را از آتش دور دارند و در بهشت درآورند، قطعاً رستگار شده ‌است؛ و زندگی دنیا چیزی جز مایۀ فریب نیست.

(186) [ای مؤمنان،] بی‌تردید شما در [مورد بذلِ] اموال و جان‏هایتان آزمایش می‌شوید و [همچنین] از کسانی که پیش از شما به آنان کتاب [آسمانی] داده شده است [= یهود و نصاری] و [نیز] از کسانی‌ که شرک ورزیدند سخنان آزاردهندۀ بسیاری خواهید شنید؛ و[لی] اگر صبر کنید و تقوا پیشه سازید، [شایسته‌تر است؛ زیرا] این [ایستادگى‌] حاكى از عزم استوار [شما] در كارهاست.

(187) و [ای پیامبر، یاد کن] هنگامی که الله از کسانی‌ که کتاب [آسمانی] به آنان داده شده بود پیمان گرفت که: «حتماً [آموزه‌های هدایت‌بخش] آن را برای مردم بیان نمایید و [آنچه را که از نبوت محمد ‏صلى الله علیه و سلم خبر می‌دهد] کتمانش نکنید»؛ و[لی] آن [عهد] را پشت سر خویش انداختند [به آن توجهی نکردند] و به بهای اندکی [همچون مال و مقام] فروختند. چه بد است آنچه می‌خرند!

(188) کسانی که از اعمال [زشت] خود خشنود می‌گردند و دوست دارند در ازای کار [نیکی] که انجام نداده‌اند مورد ستایش قرار گیرند، گمان مبر که از عذاب [الهی] برکنارند؛ [بلکه] برای آنان عذاب دردناکی [در پیش] است.

(189) فرمانرواییِ آسمان‏ها و زمین از آنِ الله است و الله بر هر چیزی تواناست.

(190) به راستی در آفرینش آسمان‏ها و زمین و آمد و شدِ شب و روز، نشانه‌های [آشکاری] برای خردمندان است.

(191) [همان] کسانی‌ که الله را [در همۀ احوال‌] ایستاده و نشسته و بر پهلو آرمیده یاد می‌کنند و در آفرینش آسمان‏ها و زمین می‌اندیشند [و می‌گویند:] «پروردگارا، اینها را بیهوده نیافریده‌ای؛ منزّهی تو؛ پس ما را از عذاب آتش [دوزخ] نگاه دار.

(192) پروردگارا، کسی را که تو به آتش [دوزخ] درآوری، یقیناً خوار و رسوایش کرده‌ای و ستمکاران [هیچ] یاوری ندارند.

(193) پروردگارا، ما شنیدیم که دعوتگری به ایمان فرامی‌خوانَد که: "به پروردگار خود ایمان آورید"؛ پس ما ایمان آوردیم. پروردگارا، پس گناهانمان را ببخش و بدی‏هایمان را بپوشان و ما را در زمرۀ نیکان بمیران.

(194) پروردگارا، آنچه را که به وسیلۀ رسولانت به ما وعده داده‌ای به ما عطا کن و در روز قیامت رسوایمان مگردان. بی‌تردید، تو خلاف وعده نمی‌کنی».

(195) پس پروردگارشان دعاى آنان را اجابت كرد [و فرمود:] «من [پاداش] عمل هیچ صاحبْ‌عملى از شما را ـ چه مرد و چه زن ـ كه همنوعِ یكدیگرید تباه نمى‌كنم؛ پس كسانى كه [از وطن خود] هجرت كرده‌اند و [یا] از خانه‌هاى خود رانده شده‌اند و در راه من آزار دیده‌اند و جنگیده‌اند و كشته شده‌اند، قطعاً بدی‏هایشان را از آنان مى‌زدایم و [به عنوان] پاداشى از جانب الله، آنان را در باغ‏هایی درمى‌آورم كه از زیرِ [درختان‌] آن جویبارها جاری است؛ و الله است که پاداش نیكو نزد اوست.

(196) [ای پیامبر،] رفت و آمدِ کافران [برای تجارت] در شهرها [و مال و مقام آنان] تو را نفریبد.

(197) [این] بهره‌مندی ناچیزی است؛ سپس جایگاهشان دوزخ است و چه بد جایگاهی است!

(198) اما کسانی ‌که از پروردگارشان پروا کرده‌اند، [در بهشت] باغ‏هایی دارند که از زیر [درختان] آن جویبارها جاری است [و] جاودانه در آن می‌مانند. [این] پذیرایی از جانب الله [مهیّا شده] است و آنچه نزد الله است، برای نیکوکاران بهتر است.

(199) و کسانی از اهل کتاب هستند که به الله و آنچه بر شما نازل شده و آنچه بر خودشان نازل شده است ایمان دارند؛ در برابر الله فروتن هستند و آیات الله را به بهای ناچیزی نمی‌فروشند. اینانند که پاداششان نزد پروردگارشان [محفوظ] است. به راستی که الله در حسابرسی سریع است.

(200) ای کسانی که ایمان آورده‌اید، [بر تکالیف دینی و رنج‏های دنیوی] شکیبایی ورزید و [در برابر دشمنان] پایدار باشید و پرهیزگاری پیشه کنید؛ باشد که رستگار شوید.

<     >