<     >  

5 - سوره مائده ()

(1) ای کسانی که ایمان آورده‌اید، به پیمان‏ها[یتان] وفا کنید. [خوردن گوشت‌] چهارپایان بر شما حلال است، مگر آنچه [حکمش] بر شما خوانده شود و [به شرط آنکه‌] در حال احرام [حج یا عمره] شکار را حلال نشمارید. همانا الله هر چه بخواهد حکم می‌کند.

(2) ای کسانی که ایمان آورده‌اید، [حرمت] شعایر الهی و ماه حرام [را نگه دارید] و [همچنین حرمتِ] قربانى بى‌نشان و قربانی‏های قلاده‌دار و راهیان بیت ‌الحرام كه فضل و رضایتِ پروردگارشان را مى‌طلبند؛ و چون از احرام خارج شدید، [می‌توانید آزادانه] به شکار بپردازید؛ و [مبادا] دشمنی گروهی که شما را از مسجد الحرام بازداشتند، شما را به تعدّی و تجاوز وادار کند؛ و در نیكوكارى و پرهیزگاری به یكدیگر یاری رسانید و در گناه و تجاوز دستیار هم نشوید و از الله پروا كنید [چرا كه] بی‌تردید، الله سخت‌كیفر است.

(3) [اینها همه] بر شما حرام شده است: [گوشت] مُردار و خون و گوشت خوک و آنچه [هنگام ذبح] نام غیر الله بر آن برده شود و [حیوان حلال‌گوشتِ‌] خفه‌شده و به ضرب [چوب و سنگ‌] مُرده و از بلندی افتاده و شاخ‌خورده و نیم‌خوردۀ [حیواناتِ] درنده ـ مگر آنچه [پیش از مردن] ذبح [شرعی] کرده باشید ـ و [همچنین] آنچه در برابر نشانه‌های معبودان باطل ذبح می‌شود و آنچه با چوب‏های قرعه [برای فالگیری] تقسیم می‌کنید؛ و [به یقین بدانید که روی آوردن به تمام] اینها نافرمانی است. امروز کافران از دین شما [و بازگشتتان به کفر] ناامید شده‌اند؛ پس از آنان نترسید و از من بترسید. امروز دینتان را کامل کردم و نعمتم را بر شما تمام نمودم و اسلام را [به عنوان بهترین] دین برایتان برگزیدم. اما هر کس [برای حفظ جان خود و] بدون آنكه به گناه متمایل باشد، [به خوردن گوشت‌های ممنوعه] ناچار شود [گناهی بر او نیست]. به راستی که الله آمرزندۀ مهربان است.

(4) [ای پیامبر، اصحابت] از تو می‌پرسند چه چیز برایشان حلال شده است. بگو: «چیزهاى پاكیزه برایتان حلال گشته است و [همچنین] آنچه به کمک حیوانات شکاری [به دست می‌آورید؛ چرا] که آنها را با آنچه الله به شما آموخته است دست‌آموز می‌کنید. پس، از آنچه [خود نخورده‌اند و] برای شما گرفته‌اند بخورید و [به هنگام ذبح یا فرستادن حیوانات شکاری] نام الله را بر آن ببرید و از الله پروا کنید. بی‌گمان الله، حسابرسی سریع است».

(5) [ای مسلمانان،] امروز خوراکی‏های پاکیزه‌ برایتان حلال شده است و [ذبایح و] غذای اهل کتاب برای شما حلال است و غذای شما [نیز] برای آنان حلال است؛ و [همچنین ازدواج با] زنان پاکدامن مسلمان و زنان پاکدامن از [اهل کتاب، یعنی] کسانی‌ که پیش از شما به آنان کتاب [آسمانی] داده شده است [حلال است]؛ به شرط آنکه مهریه‌های‌ آنان را بپردازید، در حالی ‌که خود پاکدامن باشید، نه زناكار باشید و نه [زنان را] پنهانى به دوستی بگیرید؛ و هر‌ کس به [ارکان] ایمان کفر بورزد، قطعاً عملش تباه شده است و در آخرت از زیانکاران خواهد بود.

(6) ای کسانی‌ که ایمان آورده‌اید، چون به [قصدِ] نماز برخاستید، صورت و دست‏هایتان را تا آرنج بشویید و سرتان را مسح کنید و پاهایتان را تا دو قوزک [بشویید] و اگر جُنُب بودید، خود را [با غسل کردن] پاک سازید؛ و اگر بیمار یا مسافرید یا هر یک از شما از محل قضای حاجت آمده است یا با زنان آمیزش کرده‌اید و آب نمی‌یابید، با خاکی پاک تیمم کنید و از آن بر صورت و دست‏هایتان بکشید. الله نمی‌خواهد شما را به سختی بیندازد؛ بلکه می‌خواهد شما را پاک سازد و نعمت خویش را بر شما تمام کند؛ باشد که شکر به جای آورید.

(7) و به یاد آورید نعمت الله را بر خویش و [نیز] پیمانى كه شما را به [انجام‌] آن متعهد گردانده است آنگاه كه [دربارۀ دعوت به فرمانبرداری از پیامبر] گفتید: «شنیدیم و اطاعت کردیم»؛ و از الله پروا کنید [که] بی‌تردید، الله به آنچه درون سینه‌هاست داناست.

(8) اى كسانى كه ایمان آورده‌اید، براى الله به عدل برخیزید [و] به عدالت گواهی دهید؛ و البته نباید دشمنى یک گروه، شما را بر آن دارد كه عدالت نكنید. عدالت كنید كه این [کار] به پرهیزگاری نزدیک‌تر است؛ و از الله پروا دارید [كه] بی‌تردید، الله به آنچه انجام مى‌دهید، آگاه است.

(9) الله به کسانی که ایمان آورده‌اند و کارهای شایسته انجام داده‌اند، وعدۀ آمرزش و پاداش بزرگی داده است.

(10) و کسانی ‌که کفر ورزیدند و آیات ما را تکذیب کردند، آنان اهل دوزخند.

(11) ای کسانی ‌که ایمان آورده‌اید، نعمتِ الله را بر خود به یاد آورید، آنگاه که گروهی [از دشمنان] قصد کردند به سویتان دست‏درازی کنند، اما [الله] دستشان را از شما بازداشت؛ و از الله پروا کنید؛ و مؤمنان باید تنها بر الله توکل کنند.

(12) و بی‌تردید، الله از بنی‌اسرائیل پیمان گرفت و از میان آنان [به تعداد قبایلشان] دوازده سالار برگماشتیم و الله فرمود: «من با شما هستم. اگر نماز برپا دارید و زکات بپردازید و به پیامبران من ایمان آورید و آنان را گرامی دارید و در راه الله قرضی نیکو دهید، گناهانتان را می‌زدایم و شما را به باغ‏هایی [از بهشت] وارد می‌کنم که جویبارها از زیر [درختان] آن جاری است. اما هر‌ یک از شما که بعد از این کافر شود، مسلماً راه راست را گم کرده است».

(13) پس به [سزای] پیمان‌شکنی‌شان، آنان را از رحمت خویش دور ساختیم و دل‏هایشان‏ را سخت گرداندیم؛ [زیرا با تغییرِ لفظ و تأویلِ معنا] سخنان [الله] را از جایگاهش تحریف می‌کنند و بخشى از آنچه را به آن پند داده شدند فراموش کردند؛ و [ای پیامبر،] تو پیوسته دربارۀ خیانتى از سوی آنان آگاه مى‌شوى، مگر [شمارى‌] اندک از ایشان [كه خیانتكار نیستند]؛ پس از آنان درگذر و چشم‌پوشى كن [كه] بی‌تردید، الله نیكوكاران را دوست ‌دارد.

(14) و [همچنین] از کسانی ‌که گفتند: «ما نصرانی هستیم» پیمان گرفتیم، [که پیرو قرآن و رسول الله باشند] و[لى دینشان را تحریف نمودند و‌] بخشى از آنچه را که به آن پند داده شدند فراموش كردند و ما [نیز‌] تا روز قیامت میانشان دشمنى و كینه افكندیم؛ و [در آن روز] الله آنان را [از نتیجۀ‌] آنچه کرده‌اند آگاه خواهد ساخت.

(15) ای اهل کتاب، همانا پیامبر ما به سوى شما آمده است كه بسیارى از [مطالب و آموزه‌های] كتاب [آسمانى خود] را كه پنهان می‌کردید، برایتان به روشنی بیان ‌كند و از بسیارى [از مطالب و احکام آن] در‌گذرد. قطعاً از جانب الله برایتان نور و كتابى روشنگر آمده است.

(16) الله به وسیلۀ این [کتاب،] کسانی را که به دنبال رضایتش باشند به راه‏های سلامت هدایت می‌کند و به فرمان خویش آنان را از تاریکی‏ها به سوی روشنایی می‌بَرد و به راهی راست هدایتشان می‌کند.

(17) کسانی که گفتند: «الله همان مسیح‏ ـ پسر مریم ـ است» یقیناً کافر شدند. [ای پیامبر، به آنان] بگو: «اگر الله بخواهد که مسیح ـ پسر مریم ـ و مادرش و همۀ کسانی را که روی زمین هستند نابود کند، چه كسى در برابر الله اختیارى دارد [كه مانع شود]؟ فرمانرواییِ آسمان‏ها و زمین و آنچه میان آن دو قرار دارد از آنِ الله است؛ هر چه بخواهد می‌آفریند؛ و الله بر همه چیز تواناست».

(18) یهود و نصاری گفتند: «ما فرزندان الله و دوستان او هستیم». [ای پیامبر، در پاسخ به آنان] بگو: «پس چرا او شما را به کیفر گناهانتان عذاب می‌کند؟ بلکه شما [نیز] بشری هستید از جمله افرادی که آفریده است؛ هر ‌کس را بخواهد می‌آمرزد و هر ‌کس را بخواهد عذاب می‌کند؛ و فرمانروایی آسمان‌ها و زمین و آنچه میان آن دو قرار دارد، از آنِ الله است و بازگشت [همه] به سوی اوست».

(19) ای اهل کتاب، پیامبر ما به سوی شما آمد تا در دورۀ فَترتِ پیامبران [= فاصلۀ بین بعثت عیسی و محمد علیهما السلام] [احکام و آموزه‌های الهی را] به روشنی برایتان بیان کند که مبادا [روز قیامت] بگویید: «نه بشارت‌دهنده‌ای به سراغمان آمد، نه بیم‌دهنده‌ای». یقیناً [اینک] پیامبر بشارت‌دهنده و بیم‌دهنده به سویتان آمده است؛ و الله بر همه چیز تواناست.

(20) و [ای پیامبر، یاد کن از] هنگامی که موسی به قومش گفت: «ای قوم من، نعمت الله را بر خود به یاد آورید، آنگاه که پیامبرانی میان شما برانگیخت و [پس از بردگیِ فرعون، افرادی از] شما را فرمانروایان [خودتان] ساخت و چیزهایی به شما بخشید که به هیچ یک از جهانیان [معاصرتان] نداده بود.

(21) ای قوم من، به سرزمین مقدسی که الله برایتان مقرر نموده است وارد شوید و به عقب بازنگردید [و از دینتان دست نکشید] که زیانکار خواهید شد».

(22) [آنان] گفتند: «ای موسی، بی‌گمان آنجا قومی زورمند هستند [و] تا آنان از آنجا بیرون نروند، ما هرگز در آن وارد نمى‌شویم؛ اگر از آنجا بیرون بروند، ما وارد خواهیم شد».

(23) دو تن از مردانی که [از نافرمانی و عذاب الهی] می‌ترسیدند و الله به آنان نعمت [اطاعت و بندگی] داده بود گفتند: «از آن دروازه بر آنان [هجوم برید و] وارد شوید كه اگر از آن درآمدید، قطعاً پیروز خواهید شد؛ و اگر مؤمنید، بر الله توكل كنید».

(24) [بنی‌اسرائیل] گفتند: «ای موسی، تا زمانی که آنان در آنجا هستند ما هرگز وارد نمی‌شویم. تو و پروردگارت بروید و بجنگید. ما همینجا نشسته‌ایم».

(25) [موسی] گفت: «پروردگارا، من جز اختیار خودم و برادرم [اختیار شخص دیگری] را ندارم؛ پس میان ما و این گروهِ نافرمان جدایی بیفکن».

(26) [الله] فرمود: «در این صورت، [ورود به] آن [سرزمین مقدس] تا چهل سال بر آنان حرام شده است؛ [و پیوسته] در زمین سرگردان خواهند بود؛ پس به خاطر [رفتارِ] این گروهِ نافرمان افسوس مخور».

(27) و [ای پیامبر،] داستان دو پسر آدم [= هابیل و قابیل] را به‏حق برایشان بخوان: هنگامی ‌که [هر کدام] برای نزدیکی‏جستن [به درگاه الله] یک قربانی تقدیم کردند؛ اما از یکی پذیرفته شد و از دیگری پذیرفته نشد. [قابیل به هابیل] گفت: «قطعاً تو را خواهم کشت». [هابیل] گفت: «الله [قربانی را] فقط از پرهیزگاران می‌پذیرد.

(28) اگر تو دستت را برای کشتن من دراز کنی، من هرگز دستم را برای کشتن به سویت دراز نخواهم کرد؛ [زیرا] بی‌تردید، من از الله ـ پروردگار جهانیان‌ـ می‌ترسم.

(29) [آنگاه برای آنکه او را بترساند گفت:] من می‌خواهم که تو با گناه [قتلِ] من و گناه [اعمال] خودت [به سوی الله] بازگردی و از اهل دوزخ باشی؛ و این است سزای ستمکاران».

(30) پس نفسِ [سرکشِ] او کشتن برادرش را برایش‏ آراست [و موجّه و آسان جلوه داد]؛ پس او را کشت و از زیانکاران شد.

(31) آنگاه الله کلاغی را فرستاد که در زمین جست‌وجو [و کاوش] می‌کرد تا [کلاغ مرده‌ای را دفن کند و این گونه] به وی نشان دهد که چگونه جسد برادرش را بپوشاند. [قابیل] گفت: «وای بر من! آیا ناتوان بودم از اینکه همچون این کلاغ باشم و جسد برادرم را بپوشانم؟» آنگاه [به سختی از کارِ زشت خویش] پشیمان شد.

(32) به همین سبب، بر بنی‌اسرائیل مقرر داشتیم که هر کس انسانی را جز برای [قصاص] کسی یا فسادی [که] در زمین [مرتکب شده است] به قتل برسانَد، چنان است که گویی همۀ مردم را کشته است و هر ‌کس [با خودداری از قتل‏های خودسرانه و بیهوده،] انسانی را زنده بدارد، چنان است که همۀ مردم را زنده کرده است؛ و بی‌گمان، پیامبران ما با دلایل روشن برای آنان [= بنی‌اسرائیل] آمدند، [ولی] باز هم بسیاری از آنان پس از آن [با ارتکاب گناه] در زمین [پا از حدود الهی فراتر گذاشتند و] زیاده‌روی کردند.

(33) سزای کسانی ‌که با الله و پیامبرش می‌جنگند و [با قتل و دزدی و فحشا] در زمین به فساد می‌کوشند، جز این نیست که کشته شوند یا به دار آویخته شوند یا دست [راست] و پای [چپ] آنها در خلاف [جهت یکدیگر] قطع شود یا از سرزمین [خود] تبعید گردند. این [مجازات، مایۀ] رسوایی آنها در دنیاست و در آخرت [نیز] عذابی بزرگ [در پیش] دارند.

(34) مگر کسانی‌ که [شما حاکمان] پیش از آنکه بر آنان دست یابید توبه کنند؛ پس [اگر چنین کردند، از آنان درگذرید و] بدانید که الله آمرزندۀ مهربان است.

(35) ای کسانی که ایمان آورده‌اید، از الله پروا کنید و [با انجام کارهای نیک، برای تقرب] به سوی او وسیله‌ بجویید و در راهش جهاد کنید؛ باشد که رستگار شوید.

(36) در حقیقت، كسانى كه كفر ورزیدند، اگر تمام آنچه در زمین است براى آنان باشد و همانندش [نیز] با آن [در اختیار شان باشد و بخواهند] به وسیله آن خود را از عذاب روز قیامت بازخرند، از آنان پذیرفته نمى‌شود و عذابى دردناک [در پیش] دارند.

(37) می‌خواهند از آتش [دوزخ] بیرون روند؛ و[لی] از آن [عذاب] خارج‌شدنی نیستند و برایشان عذابی پایدار [مهیا] است.

(38) دست مرد و زن دزد را به سزای عملی که مرتکب شده‌اند، به عنوان مجازاتی از جانب الله قطع کنید و [بدانید که] الله شکست‌ناپذیرِ حکیم است.

(39) اما هر کس بعد از [گناه و] ستم‌کردنش توبه کند و [اعمال خود را جبران و] اصلاح نماید، بی‌تردید الله توبه‌اش را می‌پذیرد. به راستی که الله آمرزندۀ مهربان است.

(40) آیا نمی‌دانی که فرمانروایی آسمان‏ها و زمین از آنِ الله است [و] هر کس را بخواهد عذاب می‌کند و هر کس را بخواهد می‌بخشد؟ و الله بر هر چیزی تواناست.

(41) ای پیامبر، کسانی که در [راه] کفر شتاب می‌کنند؛ تو را غمگین نسازند ـ [خواه] از کسانی که به زبانشان می‌گویند: «ایمان آوردیم» و قلبشان ایمان نیاورده است و [خواه‌] از یهودیانی باشند که به سخنان دروغ گوش مى‌سپارند و برای گروهی که خودشان نزدت نیامده‌اند گوش فراداده [و جاسوسی می‌کنند]. آنان سخنان [الله] را [بر اساس میل و منفعتِ خود] از جایگاهشان تحریف می‌کنند و [به یکدیگر] می‌گویند: «اگر این [حکم از سوی محمد] به شما داده شد، [از او] بپذیرید و اگر آن [چیزی دل‏خواهتان است] به شما داده نشد، [از او] دوری کنید». و [ای پیامبر،] هر کس که الله گمراهی‌اش را خواسته باشد، تو هرگز در برابر الله برایش اختیار نداری [و نمی‌توانی از او دفاع کنی]. آنان [= یهود و منافقان] کسانی هستند که الله نخواسته است دل‏هایشان را [از پلیدیِ کفر] پاک کند. آنان در دنیا رسوایی [و خواری در انتظار] دارند و در آخرت برایشان عذاب بزرگی [در پیش] است.

(42) آنان [= یهود] بسیار به دروغ گوش می‌سپارند [و] مال حرام فراوان می‌خورند؛ پس [ای پیامبر،] اگر [برای دادخواهی] نزدت آمدند، میانشان داوری کن یا از آنان روی بگردان؛ و [یقین بدان که] اگر از آنان روی بگردانی، به تو هیچ زیانی نمی‌رسانند؛ و[لی] اگر داوری کردی، با عدالت میانشان داوری کن. بی‌تردید، الله دادگران را دوست دارد.

(43) و آنان چگونه تو را به داوری می‌طلبند در حالی که تورات نزدشان است [و] حکم الله در آن وجود دارد؟ سپس بعد از آن [دادخواهی، اگر سخنی خلاف میلشان بگویی، از دستور تورات و حکمِ تو] روی می‌گردانند؛ و اینان مؤمن نیستند.

(44) به راستی ما تورات را نازل کردیم که در آن هدایت و نور است. پیامبرانی که [در برابر فرمان الله] تسلیم بودند، بر اساس [آموزه‌های] آن برای یهود داوری می‌کردند و [نیز] دانشمندان و فقیهان [یهودی] که پاسداری از كتاب الله [و جلوگیری از تحریف تورات] به آنان سپرده شده بود و بر [حقانیتِ] آن گواه بودند [و بنا به دستورهایش حکم می‌کردند]؛ پس [ای یهود، در اجرای احکام الهی] از مردم نترسید و از من بترسید و آیاتم را به بهایی ناچیز نفروشید؛ و هر کس به [وسیله قوانین و] احکامی که الله نازل کرده است داوری [و حکم] نکند، کافر است.

(45) و در آن [= تورات] بر آنان [= بنی‌اسرائیل] مقرر داشتیم که: «جان در برابر جان و چشم در برابر چشم و بینی در برابر بینی و گوش در برابر گوش و دندان در برابر دندان است؛ و [حتی] زخم‏ها قصاص دارند». اما هر کس از آن گذشت نماید، آن [بخشش،] کفارۀ [گناهان] اوست؛ و هر کس به [وسیله قوانین و] احکامی که الله نازل کرده است داوری [و حکم] نکند، ستمکار است.

(46) و به دنبال آنان [= پیامبران بنی‌اسرائیل] عیسی پسر مریم را فرستادیم که تصدیق‌کنندۀ تورات بود که پیش از او فرستاده بودیم؛ و انجیل را که در آن هدایت و نور بود به او دادیم که تصدیق‌کنندۀ توراتِ پیش از وی بود و هدایت و اندرزی برای پرهیزگاران بود.

(47) و پیروان انجیل باید به آنچه الله در آن [کتاب] نازل کرده است حکم کنند؛ و هر کس به [وسیله قوانین و] احکامی که الله نازل کرده است داوری [و حکم] نکند، فاسق است.

(48) و [ای پیامبر، ما این] کتاب را به‏حق بر تو نازل کردیم [که] تصدیق‌کنندۀ کتاب‏های پیشین است و مورد اعتماد [کتاب‏های آسمانی به عنوان معیاری برای حق و باطل] است. پس بین آنان بر اساس آنچه الله نازل کرده است حکم کن و به جای حقیقتی که [از جانب قرآن] به تو رسیده است، از هوس‏های آنان پیروی نکن. [ای مردم،] ما برای هر یک از شما آیین و راهی روشن قرار دادیم؛ و اگر الله می‌خواست، همۀ شما را امتی واحد قرار می‌داد؛ ولی [الله می‌خواهد] شما را در [مورد] آنچه به شما بخشیده است بیازماید؛ پس در نیکی‏ها بر یکدیگر پیشی گیرید. بازگشت همگی شما به سوی الله است؛ آنگاه او تعالی شما را از آنچه در آن اختلاف می‌کردید، آگاه می‌سازد.

(49) و [ای پیامبر،] میان آنان [= یهود] بر اساس آنچه الله [در قرآن] نازل کرده است حکم کن و از هوس‌هایشان پیروی مکن و بر حذر باش از اینکه تو را از برخی از آنچه الله بر تو نازل کرده است منحرف کنند؛ پس اگر [از پذیرشِ داوریِ تو] روی گردانند، بدان که الله می‌خواهد آنان را به [خاطر] برخی از گناهانشان مجازات کند؛ و به راستی که بسیاری از مردم نافرمانند.

(50) آیا آنان حکم [و داوری بر اساس موازین] جاهلیت را می‌خواهند؟ و براى اهل یقین، حکم [و داورىِ] چه كسى بهتر از الله است؟

(51) ای کسانی‌ که ایمان آورده‌اید، یهود و نصاری را به دوستی نگیرید. آنان دوستان یکدیگرند؛ و هر یک‌ از شما که با آنان دوستی [و همکاری] کنند، حتماً از آنهاست. بی‌تردید، الله گروه ستمکاران را [به خاطر دوستی‌ با کافران] هدایت نمی‌کند.

(52) پس [ای پیامبر،] کسانی را که در دل‏هایشان بیماری [نفاق] است می‌بینی که در [دوستی با] آنان می‌شتابند [و] می‌گویند: «می‌ترسیم که [اگر پیروز شوند، از جانب آنان] آسیبی به ما برسد». امید است که الله [برای مسلمانان] از جانب خود پیروزی [و گشایشی] پیش آورَد، آنگاه [این منافقان] از آنچه در دل خود پنهان می‌داشتند پشیمان شوند.

(53) و کسانی که ایمان آورده‌اند می‌گویند: «آیا اینها [= منافقان] همان کسانی هستند که به الله سوگندهاى سخت مى‌خوردند كه با شما هستند؟» اعمالشان تباه گشت و زیانکار شدند.

(54) ای کسانی ‌که ایمان آورده‌اید، هر یک از شما که از دین خود برگردد [به الله زیانی نمی‌رساند]، الله به زودی گروهی را می‌آورد که آنان را دوست دارد و آنها [نیز] او تعالی را دوست دارند، [آنان] نسبت به مؤمنان فروتن و در برابر کافران سرسخت هستند، در راه الله جهاد می‌کنند و از سرزنش هیچ ملامتگری نمی‌هراسند. این فضل الله است که به هر کس بخواهد می‌دهد؛ و الله گشایشگرِ داناست.

(55) [ای مؤمنان،] بی‌تردید، [یاور و] دوست شما فقط الله و پیامبرش و [همچنین] افرادی هستند که ایمان آورده‌اند؛ [همان] کسانی که نماز برپا می‌دارند و با فروتنی [و رضایت کامل] زکات می‌پردازند.

(56) و هر کس الله و پیامبرش و مؤمنان را به دوستی بگیرد، [از گروه الله است و] یقیناً گروه الله پیروزند.

(57) ای کسانی که ایمان آورده‌اید، کسانی را که دینتان را به تمسخر و بازی گرفته‌اند دوستان [خود] مگیرید؛ [خواه] از كسانى [باشند] كه پیش از شما به آنان كتاب داده شده است و [خواه از] كافران؛ و اگر ایمان دارید، از الله پروا کنید.

(58) و [این افراد کسانی هستند که] وقتی [توسط اذان، مردم را] به نماز مى‌خوانید، آن را به مسخره و بازى مى‌گیرند؛ زیرا آنان گروهی هستند كه نمى‌اندیشند.

(59) [ای پیامبر،] بگو: «ای اهل کتاب، آیا [علت اینكه‌] بر ما خرده مى‌گیرید جز این است که ما به الله و آنچه بر ما نازل شده و [به] آنچه پیش از ما نازل گردیده است ایمان آورده‌ایم و [همچنین بر این باوریم] که اغلب شما نافرمانید؟»

(60) بگو: «آیا [می‌خواهید] شما را از [حال] کسانی آگاه کنم که نزد الله جزایی از این بدتر دارند؟ [آنان‌] کسانی [هستند] که الله لعنتشان کرد و بر آنان خشم گرفت و برخى از آنان را [مسخ نمود و به شکل] بوزینه و خوک درآورد و [نیز] كسانى كه [به جاى الله،] طاغوت‌ [و حاکمان خودكامه] را عبادت [و بندگی] كردند. اینان [از همه] بدمقام‌تر و از راه راست گمگشته‌ترند.

(61) و [ای پیامبر،] وقتی [یهودیان منافق] نزدتان می‌آیند، می‌گویند: «ایمان آورده‌ایم»؛ حال آنکه با کفر وارد شدند و با همان [کفر] بیرون رفته‌اند؛ و الله به آنچه پنهان می‌کردند داناتر است.

(62) و بسیاری از آنان را می‌بینی که در گناه و تجاوز [به حقوق دیگران] و حرام‏خواری شتاب می‌کنند. چه بد است آنچه می‌کنند.

(63) چرا دانشمندان و فقیهان [یهود] آنان را از گفتارِ گناه‌[آلود] و حرام‏خوارگی‏شان بازنمى‌دارند؟ راستى چه بد است آنچه انجام مى‌دهند!

(64) و یهود [هنگام سختی و تنگدستی] گفتند: «دست الله [از خیر و بخشش] بسته است». دست‏هایشان بسته باد و به سزاى آنچه گفتند لعنت بر آنان باد! [هرگز چنین نیست؛] بلکه هر دو دستِ او گشاده است [و] هر گونه که بخواهد، می‌بخشد. [ای پیامبر،] این آیات که از طرف پروردگارت بر تو نازل شده است، بر سرکشی و کفرِ بسیاری از آنان می‌افزاید. ما در میان آنان تا روز قیامت دشمنی و کینه افکندیم. هر زمان آتش جنگ برافروختند، الله آن را خاموش کرد. آنان [پیوسته] در زمین به تبهکاری [و فساد] می‌کوشند؛ و الله تبهکاران را دوست ندارد.

(65) و اگر اهل کتاب ایمان می‌آوردند و پرهیزگاری می‌کردند، یقیناً گناهانشان را می‌زدودیم و آنان را به باغ‏های پرنعمت [بهشت] وارد می‌کردیم.

(66) و اگر آنان به تورات و انجیل و آنچه از سوی پروردگارشان بر آنها نازل شده است [= قرآن] عمل می‌کردند، قطعاً از [برکات آسمانِ] بالای سرشان و از [نعمت‏های زمینِ] زیر پایشان برخوردار می‌شدند. برخی از آنان میانه‌رو هستند و[لی] بسیاری از آنان [به سبب بی‌ایمانی] کارهای بدی انجام می‌دهند.

(67) ای پیامبر، آنچه را از طرف پروردگارت بر تو نازل شده است ابلاغ کن؛ و اگر [چنین] نکنی، رسالت او را [به انجام] نرسانده‌ای؛ و الله تو را از [گزندِ] مردم حفظ می‌کند. بی‌تردید، الله گروه کافران را هدایت نمی‌کند.

(68) بگو: «ای اهل کتاب، شما بر هیچ [آیین درستی] نیستید؛ مگر اینکه تورات و انجیل و آنچه را که از طرف پروردگارتان بر شما نازل شده است برپا دارید». و [ای پیامبر،] بی‌تردید آنچه از سوی پروردگارت بر تو نازل شده است، بر سرکشی و کفرِ بسیاری از آنان می‌افزاید؛ پس بر [این] گروه کافران، افسوس مخور.

(69) در حقیقت، کسانی که [به رسالت محمد ‏صلى الله علیه و سلم] ایمان آورده‌اند‌ و نیز کسانی [از امت‌های پیشین، قبل از بعثت محمد ‏صلى الله علیه و سلم از] یهود و صابئان [= پیروان برخی پیامبران]، و نصاری؛ هر کس [از آنان] به الله و روز قیامت ایمان آورند و کارهای شایسته انجام دهند، پاداش آنان نزد پروردگارشان است؛ نه ترسی خواهند داشت و نه اندوهگین می‌شوند.

(70) یقیناً ما از بنی‌اسرائیل [در مورد اطاعت از فرمان حق] پیمان گرفتیم و پیامبرانی به سویشان فرستادیم؛ هر گاه پیامبری چیزی آورد که هوای نفسشان نمی‌پسندید، گروهی را دروغگو خواندند و گروهی را ‏کشتند.

(71) [آری، یهود پیمان شکستند] و پنداشتند که مجازاتی در کار نیست؛ پس کور گشتند [و حق را ندیدند] و کر شدند [و حق را نشنیدند]؛ آنگاه [توبه کردند و] الله توبه‏شان را پذیرفت. سپس بسیاری از آنان [باز هم در برابرِ هدایت] کور و کر شدند؛ و الله به آنچه انجام می‌دهند بیناست.

(72) کسانی که گفتند: «الله همان مسیح پسر مریم است» یقیناً کافر شدند؛ در حالی ‌که [خودِ] مسیح گفت: «ای بنی‌اسرائیل، الله را عبادت کنید که پروردگار من و پروردگار شماست. بی‌تردید، هر ‌کس به الله شرک آورَد، الله بهشت را بر او حرام کرده است و جایگاهش دوزخ است؛ و ستمکاران هیچ یاوری ندارند».

(73) كسانى كه [معبود حقیقی را مجموعۀ پدر، پسر و روح القُدُس دانستند و] گفتند: «الله سومین [نفر از] سه [معبود] است» قطعاً کافر شدند. معبودی [به‏حق] جز معبود یگانه نیست؛ و اگر از آنچه می‌گویند بازنایستند، قطعاً به افرادی از آنان که کفر ورزیدند عذاب دردناکی خواهد رسید.

(74) آیا به سوی الله بازنمی‌گردند و از او طلب آمرزش نمی‌کنند؟ و الله آمرزندۀ مهربان است.

(75) مسیح پسر مریم، جز پیامبری نیست که پیش از او [نیز] پیامبران دیگری بودند و مادرش زنی راستگو بود؛ هر دو [مانند انسان‏های دیگر] غذا می‌خوردند. [ای پیامبر] بنگر که چگونه آیات [خود] را برایشان روشن می‌سازیم و باز بنگر که چگونه رویگردان می‌شوند.

(76) [ای پیامبر،] بگو: «آیا چیزی را به جای الله عبادت می‌کنید که سود و زیانی برایتان ندارد؟ و [حال آنكه] الله شنوای داناست».

(77) بگو: «ای اهل کتاب، در دین خود به ناحق غلو [و زیاده‌روی] نکنید و از هوس‏های گروهی پیروی نکنید که پیشتر گمراه شدند و بسیاری [از پیروانشان] را گمراه کردند و از راه راست منحرف گشتند».

(78) [افرادی] از بنی‌اسرائیل كه کفر ورزیدند، از زبان داوود [در زبور] و [از قول] عیسی پسر مریم [در انجیل] مورد لعن قرار گرفتند. این [نفرین،] به خاطر آن بود که نافرمانی ‌کردند و [از حدود الهی] تجاوز ‌می‌نمودند.

(79) آنان یکدیگر را از [گناهان و] کار[های] زشتی که انجام می‌دادند نهی نمی‌کردند. به راستى، چه بد بود آنچه انجام می‏دادند!

(80) [ای پیامبر،] بسیاری از آنان را می‌بینی که با کافران دوستی [و همکاری] می‌کنند. به راستى چه زشت است آنچه براى خود پیش فرستادند كه [در نتیجۀ آن نیز] الله بر آنان خشم گرفت و جاودانه در عذاب مى‌مانند.

(81) و اگر [یهود] به الله و پیامبر و آنچه بر او نازل شده است ایمان می‌آوردند، آنان [= کافران] را به دوستی نمی‌گرفتند؛ ولی بسیاری از آنان نافرمانند.

(82) [ای پیامبر،] یقیناً یهود و كسانى را كه شرک ورزیده‌اند، دشمن‌ترین مردم نسبت به مؤمنان خواهى یافت؛ و نزدیک‌ترین دوستان به مؤمنان را کسانی خواهى یافت که می‌گویند: «ما نَصرانی هستیم». این به سبب آن است که در میان آنان کشیشان و راهبانی [حق‌پرست‌] هستند و [نیز] از آن روست که تکبر نمی‌ورزند.

(83) و چون آیاتی را که بر پیامبر نازل شده است می‌شنوند، مى‌بینى بر اثر آنچه از حق شناخته‌اند، چشمانشان اشک می‌بارد و می‌گویند: «پروردگارا، ایمان آوردیم؛ پس ما را در زمرۀ [مسلمانان و] گواهان بنویس.

(84) چرا به الله و آنچه از حق به ما رسیده است ایمان نیاوریم؛ حال آنكه امید داریم پروردگارمان ما را با گروه شایستگان [به بهشت‌] درآورد؟»

(85) پس الله به پاس آنچه گفتند، به آنان باغ‏هایی [از بهشت] پاداش داد که از زیر [درختان] آن جویبارها جاری است و جاودانه در آن خواهند ماند؛ و این است جزای نیکوکاران.

(86) و کسانی که کفر ورزیدند و آیات ما را تکذیب کردند، آنان اهل دوزخند.

(87) ای کسانی که ایمان آورده‌اید، چیزهای پاکیزه‌ای را که الله برای [استفادۀ‌] شما حلال کرده است، [به بهانۀ زهد و دینداری بر خود] حرام نکنید و [از حد] تجاوز ننمایید. به راستی که الله متجاوزان [از حدود الهی] را دوست ندارد.

(88) و از چیزهای حلال [و] پاکیزه‌ای که الله به شما روزی داده است بخورید، و از الله که به او ایمان دارید پروا کنید.

(89) الله شما را به خاطر سوگندهای بیهوده [و بی‌اختیارتان] بازخواست نمی‌کند؛ ولی در سوگندهایی که [آگاهانه‌] می‌خورید [و می‌شکنید] مؤاخذه می‌کند. پس کفارۀ آن، خوراک‌ دادن به ده مستمند از غذاهای [معمولی و] متوسطِ مردم شهرتان است یا لباس ‌دادن به ده نفر [از مستمندان] یا آزاد کردن یک برده. اگر کسی [توانایی مالی ندارد یا هیچ یک از اینها را] نمی‌یابد، سه روز روزه [بگیرد]. این، کفارۀ سوگندهای شماست [برای] هر‌ زمان که سوگند یاد کردید [و آن را شکستید]؛ و سوگندهایتان را حفظ کنید [و نشکنید]. الله اینچنین آیات خود را برای شما بیان می‌کند؛ باشد که شکر به جای آورید.

(90) ای کسانی که ایمان آورده‌اید، بی‌تردید، شراب و قمار و نشانه‌های معبودان باطل و تیرهای قرعه‌کشی [برای فالگیری]، پلید [و] از کار[های] شیطان هستند؛ پس از آنها دوری کنید؛ باشد که رستگار شوید.

(91) در حقیقت، شیطان می‌خواهد با شراب و قمار، در میان شما دشمنی و کینه ایجاد کند و شما را از یاد الله و از نماز بازدارد؛ پس [ای مؤمنان، حال که حقیقت را دانستید،] آیا از آنها دست برمی‌دارید؟

(92) و از‏ الله اطاعت کنید و فرمانبرِ پیامبر باشید و [از گناه و نافرمانی] پرهیز کنید. پس اگر روی گرداندید، بدانید که وظیفۀ پیامبر ما [چیزی] جز ابلاغ آشکار نیست.

(93) بر کسانی‌ که ایمان آورده‌اند و کارهای شایسته انجام داده‌اند گناهی در آنچه [پیش از حکم تحریم شراب] خورده‌اند نیست؛ [البته] در صورتى كه [از محرّمات] پروا كنند و ایمان بیاورند و كارهاى شایسته انجام دهند؛ سپس پرهیزگاری كنند و ایمان بیاورند؛ آنگاه [بیش از پیش] پرهیزگاری كنند و نیکی نمایند؛ و الله نیکوکاران را دوست ‌دارد.

(94) ای کسانی که ایمان آورده‌اید، الله شما را [در حالی که مُحرِم هستید] به چیزى از شكار [صحرایی] كه در دسترس شما و نیزه‌هایتان باشد می‌آزماید تا معلوم دارد چه كسى در نهان از او مى‌ترسد. پس هر کس بعد از این [آزمون] از حد درگذرد [و‏ در حال حج یا عمره شکار کند]، عذابی دردناک [در پیش‌] دارد.

(95) ای کسانی که ایمان آورده‌اید، در حال احرام، شکار را نکشید؛ و هر ‌یک از شما که به عمد آن را بکشد، باید همانند آنچه که کشته است، کفاره‌ای از چهارپایان بدهد؛ [به شرطی] که دو نفر عادل از شما [برابریِ ارزشِ] آن را تأیید کنند و [آنگاه آن کفاره را به صورت] قربانی به [مستمندان پیرامون] کعبه برساند؛ یا [معادلِ بهای آن را] به مستمندان [حرم] غذا دهد یا [اگر توان مالى نداشت] معادل آن را [به ازای هر فقیر، یک روز] روزه بگیرد تا کیفر عمل خود را بچشد. الله آنچه را که [پیش از این تحریم] گذشته است عفو نمود؛ و[لی] هر کس [به این گناه] بازگردد، [بداند که] الله از او انتقام می‌گیرد؛ و الله شکست‌ناپذیرِ انتقام‏گیرنده است.

(96) [ای مسلمانان، در حال احرام] صید دریایی و خوراک آن برای شما حلال شده است تا شما [که در مکه مقیم هستید] و کاروانیان [که مسافرند، همگی‌] از آن برخوردار شوید؛ و[لی] تا زمانی که مُحرِم هستید، صید صحرایی بر شما حرام است؛ و از الله که [روز قیامت] نزد او جمع می‌شوید، پروا کنید.

(97) الله کعبۀ بیت ‌الحرام را وسیله‌ای برای استواری [و سامان بخشیدن به کار] مردم قرار داد و [همچنین حرمتِ جنگ و درگیری در] ماه حرام و [کشتنِ] قربانی [بی‌نشان] و قربانی قلاده‌دار [را برای آسایش مردم وضع کرد]. این [گونه احکام،] برای آن است که بدانید الله آنچه را که در آسمان‏ها و زمین است می‌داند و اینکه الله به همه چیز داناست.

(98) [ای مردم،] بدانید که الله سخت‌کیفر است و [در عین حال،] الله آمرزندۀ مهربان است.

(99) پیامبر وظیفه‌ای جز رساندن [وحی] ندارد؛ و الله آنچه را که آشکار می‌کنید و پنهان می‌دارید [همه را] می‌داند.

(100) [ای پیامبر،] بگو: «پلید و پاک یكسان نیستند؛ هر چند که فراوانیِ پلید[ی] تو را به شگفت آورَد. پس اى خردمندان، از الله پروا كنید؛ باشد كه رستگار شوید».

(101) ای کسانی که ایمان آورده‌اید، از چیزهایی نپرسید که اگر [پاسخِ حقیقی‌اش] برایتان آشکار گردد، شما را اندوهگین می‌کند و اگر زمانی که قرآن نازل می‌گردد پرس‌وجو کنید، [حکم و پاسخِ پرسش‏هایتان] بر شما آشکار می‌گردد. الله از آن [مسایل و بیان آنها] درگذشت؛ و الله آمرزندۀ بردبار است‌.

(102) در حقیقت، گروهی [که] پیش از شما [بودند نیز] از این [گونه] سؤال‏ها پرسیدند؛ سپس [وقتی که جوابی ناگوار برایشان آمد،] به آن [عمل نکردند و] کفر ورزیدند.

(103) الله هیچ گونه «بَحیره» و «سائِبه» و «وَصیله» و «حام» [= انواع شترهای مختلفی که مشرکان وقف معبود‌هایشان می‌کردند] را [برای خود] قرار نداده است؛ ولی کسانی ‌که کفر ورزیدند، [با ادعای حرمتِ این حیوانات] بر الله دروغ می‌بندند؛ و بیشتر آنان نمی‌اندیشند.

(104) و هنگامی ‌که به آنان گفته شود: «به سوی آنچه الله نازل کرده است و به سوی پیامبر بیایید» می‌گویند: «آنچه نیاکانمان را بر آن یافته‌ایم، برایمان کافی است». آیا اگر نیاکانشان چیزی نمی‌دانستند و هدایت نیافته بودند [باز هم از آنان پیروی می‌کردند]؟

(105) ای کسانی که ایمان آورده‌اید، مراقب [ایمان و طاعت] خود باشید. اگر هدایت یافته باشید، گمراهیِ کسانی‌ که گمراه شده‌اند [چنانچه به امر به معروف و نهی از منکر پایبند باشید] به شما زیانی نمی‌رساند. بازگشت همۀ شما به سوی الله است؛ آنگاه شما را از آنچه می‌کردید، آگاه می‌سازد.

(106) ای کسانی که ایمان آورده‌اید، هنگامی که [نشانه‌های] مرگ یکی از شما فرا رسید، در هنگام وصیت، باید از میان خودتان دو نفر عادل را گواه بگیرید یا اگر مسافرت کردید و پیشامدِ مرگ به شما رسید [و مسلمانی را نیافتید،] دو نفر از غیر خود [= غیرمسلمان] را به گواهی بطلبید؛ و اگر [در راستگویی آنها] تردید داشتید، آن دو را بعد از نماز نگاه دارید تا به الله سوگند بخورند که: «ما حاضر نیستیم آن [وصیت] را به چیزی بفروشیم، اگرچه [به سودِ] خویشانمان باشد؛ و گواهیِ الله را کتمان نمی‌کنیم که در این صورت قطعاً از گناهکاران خواهیم بود».

(107) پس اگر معلوم شد که آن دو مرتکب گناه [خیانت و دروغگویی] شده‌اند، دو تن از کسانی که مورد جفای گواهان قرار گرفته‏اند و از نزدیکان [متوفی‌] هستند، به جای آنان برخیزند و به الله سوگند بخورند که: «گواهیِ ما از گواهیِ آن دو درست‌تر است و ما [از حق] تجاوز نمی‌کنیم و در غیر این صورت، از ستمکاران خواهیم بود».

(108) این [روش،] نزدیک‌تر است به آنکه شهادت به صورت درست آن ادا شود یا شاهدان بترسند که پس از سوگند آنان [= ورثه‌] سوگندهایشان رد شود [و خیانتشان آشکار گردد]؛ و از الله پروا کنید و [این پندها را] بشنوید و [بدانید که‌] الله مردم [بدکار و] نافرمان را هدایت نمی‌کند.

(109) روزی [خواهد رسید] که الله پیامبران را گرد می‌آورد و می‌پرسد: «[امت‏هایتان] چه پاسخی به [دعوت] شما دادند؟» آنان گویند: «ما دانشی [به حقیقتِ امر] نداریم. بی‌تردید، تویی که دانای رازهای نهانی»‌.

(110) [ای پیامبر، یاد کن از] هنگامى كه الله فرمود: «اى عیسى پسر مریم، نعمت مرا بر خود و بر مادرت به یاد آور؛ آنگاه كه تو را با روح ‌القُدُس [= جبرئیل] تأیید [و یاری] كردم كه در گهواره [به اعجاز،] و در میانسالی [به وحى‌] با مردم سخن می‌گفتى؛ و آنگاه كه به تو كتاب و حكمت و تورات و انجیل ‌آموختم؛ و آنگاه كه به فرمان من، از گِل، [چیزی] به شكل پرنده مى‌ساختى و در آن مى‌دمیدى و به فرمان من پرنده‌اى مى‌شد؛ و كورِ مادرزاد و بیمار مبتلا به پیسی را به فرمان من شفا مى‌دادى؛ و آنگاه كه مردگان را به فرمان من [زنده از قبر] بیرون مى‌آوردى؛ و آنگاه كه [آزارِ‌] بنى‌اسرائیل را ـ وقتی معجزات آشکار برایشان آورده بودى ـ از تو بازداشتم. پس كسانى از آنان كه كفر ورزیده بودند گفتند: «این‌ [کارها چیزى‌] نیست مگر افسونى آشكار».

(111) و [ای عیسی، به یاد آور] زمانی که به حواریون وحی فرستادم که: «به من و به فرستاده‌ام ایمان بیاورید». آنان گفتند: «ایمان آوردیم و گواه باش که ما تسلیم [فرمانت] شده‌ایم».

(112) و [یاد کن از] آنگاه که حواریون گفتند: «ای عیسی پسر مریم، آیا پروردگارت می‌تواند سفره‌ای [پر از غذا] از آسمان بر ما نازل کند؟». [عیسی در پاسخ] گفت: «اگر مؤمن هستید، از الله پروا کنید».

(113) آنان گفتند: «می‌خواهیم از آن بخوریم و دل‏هایمان [به رسالت تو] اطمینان یابد و بدانیم که به ما راست گفته‌ای و خود از گواهانِ آن باشیم».

(114) عیسی ـ پسر مریم ـ [دعا کرد و] گفت: «بارالها، ای پروردگار ما، سفره‌ای [پرغذا] از آسمان بر ما بفرست تا عیدی باشد برای امروزیان و آیندگانمان و [همچنین] معجزه‌ای از [جانب تو] باشد؛ و به ما روزی ده که تو بهترین روزی‌دهنده‌ای».

(115) الله [دعای او را اجابت کرد و] فرمود: «من آن را بر شما نازل می‌کنم؛ اما هر یک از شما که پس از آن کفر بورزد، او را به چنان عذابی [سخت] دچار می‌کنم که هیچ یک از جهانیان را آنچنان، عذاب نکرده باشم».

(116) و [یاد کن از] هنگامی که [روز قیامت] الله می‌فرماید: «ای عیسی ـ پسر مریم، آیا تو به مردم گفتی که: «من و مادرم را [همچون] دو معبود به جای الله برگزینید؟» [عیسی] می‌گوید: «[بار الها،] تو منزّهی. شایسته نیست كه من [دربارۀ خویشتن‌] چیزى كه حقم نیست بگویم. اگر چنین [سخنی] گفته باشم، بی‌گمان، تو می‌دانی. تو آنچه را که در نفْس من است مى‌دانى و[لی] من آنچه را که در ذات [پاکِ] توست نمى‌دانم. بی‌تردید، تو خود داناى رازهاى نهانى.

(117) جز آنچه مرا به آن فرمان دادی چیزی به آنان نگفتم. [گفتم که:] «الله را عبادت کنید که پروردگار من و شماست»؛ و تا زمانی که در میان آنان به سر می‌بردم، بر [سخنان] آنان گواه بودم؛ و چون مرا [به سوی خویش] برگرفتی، تو خود مراقبشان بودی؛ و تو بر هر چیز گواهی.

(118) اگر آنان را [با عدالت خویش] عذاب کنی، بندگان تو هستند؛ و اگر آنان را [با رحمت خود] ببخشایی، تویی که شکست‌ناپذیرِ حکیمی».

(119) الله می‌فرماید: «امروز روزی است که راستیِ راستگویان به آنان سود می‌بخشد. آنان باغ‏هایی [در بهشت] دارند که جویبارها از زیر [درختان] آن جاری است و تا ابد جاودانه در آن می‌مانند. الله از [اعمال] آنان راضی است و آنان [نیز] از [پاداشِ] او راضی هستند. این همان رستگاری بزرگ است».

(120) فرمانرواییِ آسمان‏ها و زمین و آنچه در آنهاست از آنِ الله است و او بر هر چیزی تواناست.

<     >