<     >  

6 - سوره انعام ()

(1) ستایش الله را كه آسمان‏ها و زمین را آفرید و تاریکی‏ها و روشنایى [= شب و روز] را پدید آورد. با این همه، كسانى كه كفر ورزیده‌اند، [دیگران را در توان و تدبیر] با پروردگار خود برابر مى‌دانند.

(2) اوست كه شما را از گِل آفرید، آنگاه مدتى را [براى حیات شما] مقرر داشت؛ و اَجلِ حتمى نزد اوست. با این همه، شما [در قدرت او برای برپایی قیامت] تردید مى‌كنید.

(3) و اوست الله [معبود یگانه] در آسمان‏ها و زمین؛ نهان و آشكارتان را مى‌داند و آنچه را به دست مى‌آورید [و انجام می‌دهید نیز] مى‌داند.

(4) و هیچ یک از نشانه‌های پروردگارشان برای آنان [= کافران] نمی‌آید، مگر اینکه از آن رویگردان می‌شوند.

(5) همانا آنان حق را هنگامى كه به سویشان آمد دروغ شمردند؛ پس به زودى خبرهاى آنچه را كه مسخره‌اش می‌کردند، به آنان خواهد رسید.

(6) آیا [کافران] ندیدند که پیش از آنان چه [بسیار] گروه‏هایی از مردم را نابود کردیم؟ [امت‏هایی] که در زمین به آنان چنان اقتدار [و نیرویی] داده بودیم که [هرگز] به شما چنان امکاناتی نداده‌ایم؛ و باران آسمان را پیاپى بر آنان فرستادیم و نهرها پدید آوردیم كه زیر [خانه‌های] آنان جارى بود. اما [هنگامی که ناسپاسی کردند ما] آنان را به [سزاى‌] گناهانشان نابود كردیم و پس از آنان گروهی دیگر پدید آوردیم.

(7) و [ای پیامبر، حتی] اگر کتابی [نوشته] بر کاغذ بر تو نازل می‌کردیم و اینان آن [کتاب] را با دستان خویش لمس می‌کردند، قطعاً کسانی ‌که کفر ورزیدند می‌گفتند: «این [کتاب، چیزی] نیست مگر جادویی آشکار».

(8) و [کافران] گفتند: «چرا فرشته‌ای بر او نازل نشده است [تا گواه راستگویی‌اش باشد]؟» و اگر فرشته‌ای می‌فرستادیم [و ایمان نمی‌آوردند]، قطعاً کار به پایان می‌رسید و مهلتی [برای توبه] نمی‌یافتند [و هلاک می‌شدند].

(9) و اگر آن [فرستاده] را فرشته‌ای قرار می‌دادیم، حتماً وى را به شکل مردى درمی‌آوردیم [تا بتوانند او را ببینند و سخنانش را بفهمند] و یقیناً آنان را دچار همان اشتباهی می‌کردیم که قبلاً در آن بودند [زیرا او نیز صورت انسان داشت].

(10) [ای پیامبر،] قطعاً پیامبرانِ پیش از تو [نیز از سوی کافران] مورد تمسخر واقع شدند؛ پس آنچه که مسخره‌اش می‌کردند دامانشان را ‌گرفت [و گرفتار عذاب شدند].

(11) [ای پیامبر، به کافران] بگو: «در زمین بگردید و بنگرید که سرانجامِ تکذیب‌کنندگان [آیات الهی] چگونه بوده است».

(12) بگو: «آنچه در آسمان‏ها و زمین است از آنِ کیست؟» بگو: «از آنِ الله است که رحمت را بر خویش واجب گردانیده است [و] قطعاً شما را در روز قیامت ـ که در [وقوع] آن شکی نیست ـ [نزد خود] جمع خواهد کرد؛ و کسانی که به خویش زیان رسانده‌اند، ایمان نمی‌آورند.

(13) و هر چه در شب و روز، آرام [و قرار] دارد از آنِ اوست؛ و او شنواى داناست».

(14) بگو: «آیا غیر الله را [برای خود دوست و] کارساز گیرم؟ [پروردگاری] که پدیدآورندۀ آسمان‏ها و زمین است و اوست که روزی می‌دهد و خود روزی داده نمی‌شود». بگو: «من فرمان یافته‌ام که نخستین کسی [از این امت] باشم که تسلیم [اوامر الهی] شده است و [الله به من فرمان داد که:] "هرگز از مشرکان نباش"».

(15) بگو: «اگر من از [حُکمِ] پروردگارم نافرمانی کنم، بی‌تردید از عذاب روز بزرگ می‌ترسم».

(16) هر کس که در آن روز به او عذاب نرسد، قطعاً [الله] به وی رحم کرده است و این همان پیروزی آشکار است.

(17) [ای انسان،] اگر الله [بخواهد] زیانی به تو رسانَد، هیچ کس جز او برطرف‌کنندۀ آن نیست؛ و اگر [اراده کند که] خیری به تو رسانَد، [کسی بازدارندۀ آن نیست] پس او بر همه چیز تواناست.

(18) و او بر بندگانش چیره و فوق [آنان] است؛ و او حکیمِ آگاه است.

(19) [ای پیامبر، به مشرکان]‏ بگو: «گواهى چه كسى از همه برتر است؟» بگو: «الله [که] میان من و شما گواه است؛ و این قرآن [از جانب او] بر من وحی شده است تا به وسیلۀ آن به شما و هر کس [این پیام به او] می‌رسد هشدار دهم. آیا شما به راستی گواهی می‌دهید که با الله معبودان دیگری هست؟» بگو: «من [هرگز به چنین چیزی] گواهی نمی‌دهم». بگو: «یقیناً او تنها معبود یگانه است و من از آنچه [با او] شریک قرار می‌دهید بیزارم».

(20) كسانى كه به آنان كتاب [آسمانى‌] داده‌ایم، همان گونه كه پسران خود را می‏شناسند، او [= پیامبر] را مى‌شناسد. کسانی ‌که [با پیروی از هوای نفس] به خویش زیان رسانده‌اند، ایمان نمی‌آورند.

(21) و کیست ستمکارتر از آن کس که بر الله دروغ می‌بندد [و برایش شریک می‌پندارد] یا آیاتش را دروغ می‌انگارد؟ یقیناً ستمکاران [مشرک] رستگار نمی‌شوند.

(22) و [یاد کن از قیامت:] روزی ‌که همۀ آنان را جمع می‌کنیم و به کسانی‌ که شرک ورزیده‌اند می‌گوییم: «معبودانتان که [شریک الله] می‌پنداشتید کجا هستند؟»

(23) آنگاه [پاسخ و] عذرشان جز این نیست که می‌گویند: «به الله ـ پروردگارمان ـ سوگند که ما مشرک نبودیم».

(24) [ای پیامبر،] بنگر چگونه بر خود دروغ ‌بستند و آنچه [در مورد شفاعت معبودانشان] به دروغ می‌گفتند، [همه] محو و نابود شد.

(25) و افرادی از آنان [= مشرکان] هستند که [هنگام تلاوت قرآن] به تو گوش می‌سپارند و[لی] ما بر دل‏هایشان پرده‌ای افکنده‌ایم تا آن را نفهمند و در گوش‏هایشان سنگینی [قرار داده‌ایم]؛ و اگر تمام معجزات [و دلایل توحید] را ببینند، [باز هم] به آن ایمان نمی‌آورند تا نزدت بیایند و با تو مجادله کنند. کسانی‌ که کفر ورزیدند می‌گویند: «این [قرآن، چیزی] نیست مگر افسانه‌های پیشینیان».

(26) و آنان [مردم] را از پیروی او [= پیامبر] بازمی‌دارند و خود [نیز] از او دور می‌شوند و [کسی] جز خویشتن را هلاک نمی‌کنند و[لی] نمی‌دانند.

(27) و اگر [آنان را] هنگامی‌ که در برابر آتش [دوزخ] نگه داشته‌ شده‏اند ببینی، [از حالشان شگفت‌زده می‌شوی که] می‌گویند: «ای کاش [به دنیا] بازگردانده می‌شدیم و آیات پروردگارمان را تکذیب نمی‌کردیم و از مؤمنان ‌بودیم!»

(28) [چنین نیست که می‌گویند؛] بلکه آنچه پیش از این پنهان می‌کردند برایشان آشکار شده است و اگر [هم به دنیا] بازگردانده ‌شوند، بی‌تردید، به آنچه از آن نهی شده بودند بازمی‌گردند و اینان دروغگو هستند.

(29) و [مشرکان] گفتند: «جز زندگى ما در دنیا هیچ [زندگى دیگرى‌] نیست و هرگز برانگیخته نخواهیم شد».

(30) و اگر آنان را هنگامی که در پیشگاه پروردگارشان نگه داشته شده‌اند ببینی، [شگفت‌زده می‌شوی. الله به آنان] می‌فرماید: «آیا این [زندگی پس از مرگ] حق نیست؟» آنان می‌گویند: «بله، قسم به پروردگارمان [که حق است]. [الله] می‌فرماید: «پس به سزای آنکه کفر می‌ورزیدید، این عذاب را بچشید».

(31) کسانی که دیدار پروردگار را تکذیب کردند، قطعاً زیان دیدند؛ [پس] هنگامی ‌که ناگهان قیامت بر آنان فرا رسد، در حالى كه بار [سنگین] گناهان خویش را بر پشتشان حمل مى‏كنند می‌گویند: «اى دریغ بر ما از آنچه دربارۀ آن [در دنیا] كوتاهى كردیم!». هان! چه بد است باری که [بر دوش] می‌کِشند!

(32) زندگی دنیا [چیزی] جز بازیچه و سرگرمی نیست؛ و قطعاً سرای آخرت برای کسانی ‌که پروا پیشه می‌کنند بهتر است. آیا نمی‌اندیشید؟

(33) [ای پیامبر،] به یقین ما مى‌دانیم كه آنچه [مشرکان] مى‌گویند، تو را سخت غمگین مى‌كند. در واقع، آنان [در دل،] تو را تكذیب نمى‌كنند؛ بلکه ستمكاران [با آنکه حقیقت را می‌دانند] آیاتِ الله را انكار مى‌كنند.

(34) و پیش از تو نیز پیامبرانى تكذیب شدند؛ ولى بر آنچه تكذیب شدند و آزار دیدند، شكیبایى كردند تا [سرانجام] یارى ما بر آنان فرارسید؛ و سخنان الله [در مورد پیروزی پیامبرانش] را هیچ تغییردهنده‌ای نیست [که مانع گردد]؛ و مسلّماً اخبار پیامبران [پیشین و داستان شکست دشمنانشان] به تو رسیده است.

(35) و [ای پیامبر،] اگر رویگردانیِ آنان [از قرآن،‌] بر تو ناگوار [و دشوار] است، اگر مى‌توانى حفره‌ای در زمین یا نردبانى در آسمان بجویى تا معجزه‌اى [دیگر] برایشان بیاورى [پس چنان كن. ولی سودی ندارد‌]؛ و اگر الله مى‌خواست، قطعاً آنان را بر [مسیر] هدایت جمع می‌کرد؛ پس هرگز از نادانان مباش.

(36) به راستی، تنها كسانى [دعوت حق را] می‌پذیرند كه می‌شنوند [و درک می‌کنند]؛ و الله مردگان را [روز قیامت‌] برمی‏انگیزد سپس به سوى او بازگردانده مى‌شوند.

(37) و [مشرکان] گفتند: «چرا نشانه‌ای [دربارۀ حقّانیتِ محمد] از طرف پروردگارش بر او نازل نشده است؟» [ای پیامبر،] بگو: «بی‌گمان، الله تواناست که نشانه‌ای [مطابق خواست آنان] نازل کند»؛ ولی بیشتر آنان نمی‌دانند [که نزول وحی، بر اساس حکمت و تدبیر است].

(38) و هیچ جنبنده‌اى در زمین نیست و نه هیچ پرنده‌اى كه با دو بال‏ خود پرواز مى‌كند، مگر آنكه آنها [نیز در آفرینش و زندگی،] گروه‏هایی مانند شما هستند. ما هیچ چیزى را در كتاب [= لوح محفوظ] فروگذار نكرده‌ایم؛ سپس [همه، روز قیامت‌] نزد پروردگارشان گرد آورده می‏شوند.

(39) و کسانی ‌که آیات ما را تکذیب کردند، کر و گُنگ و در تاریکی‌ها[ى جهل سرگشته] هستند. الله هر کس را بخواهد گمراه می‌کند و هر ‌کس را بخواهد بر راه راست قرار می‌دهد.

(40) [ای پیامبر، به مشرکان] بگو: «اگر راست می‌گویید، به من خبر دهید که اگر عذابِ الله به سراغتان بیاید یا [ناگهان] قیامت برپا شود، آیا غیر از الله را [به یاری] می‌خوانید؟».

(41) آری، تنها او را [به دعا] می‌خوانید؛ و اگر او بخواهد، آنچه را که به خاطر آن او را فرامی‌خوانید از بین می‌برد و شما [نیز از ترس عذاب،] شریکی را که برایش قائل شده‌اید، از یاد می‌برید.

(42) [ای پیامبر،] بی‌تردید، پیش از تو [نیز پیامبرانی را] به سوی امت‏ها[ی پیشین‌] فرستادیم و آنان [= آن امت‏ها] را به تنگدستی و ناخوشی دچار ساختیم؛ باشد که [به درگاه الهی فروتنی و] تضرع کنند.

(43) پس چرا هنگامی‌ که عذاب ما به آنان رسید تضرع نکردند؟ ولى [در حقیقت‌،] دل‏هایشان سخت شده است و شیطان آنچه را انجام مى‌دادند برایشان آراسته است.

(44) وقتی [مشرکان] آنچه را كه به آن پند داده شده بودند فراموش كردند، درهاى هر چیزى [از نعمت‏های الهی] را بر آنان گشودیم تا وقتی که به آنچه داده شدند شاد گردیدند؛ ناگهان آنان را [به کیفر] گرفتیم؛ پس همان دَم [همگی از نجات و رحمت] مأیوس شدند.

(45) بنابر این، ریشۀ آن گروهى كه ستم كردند بركنده شد؛ و ستایش مخصوص الله ـ پروردگار جهانیان‌ـ است.

(46) [ای پیامبر، به مشرکان] بگو: «به من خبر دهید اگر الله گوش و چشم‏هایتان را بگیرد و بر دل‏هایتان مُهر بزند، کدام معبود جز الله [می‌تواند] آنها را به شما بازگرداند؟» ببین چگونه آیات را [به شیوه‏های] گوناگون [بیان] می‌کنیم آنگاه آنان روی می‌گردانند.

(47) بگو: «بیندیشید اگر عذاب الهی به ناگاه یا آشکارا به سراغ شما بیاید، آیا جز گروه ستمکاران [كسى‌] نابود می‌شود؟»

(48) و ما پیامبران را جز بشارت‌گر و بیم‌دهنده نمی‌فرستیم؛ پس هر‌ کس ایمان بیاورد و [خویشتن را] اصلاح کند، نه ترسی بر آنان است و نه اندوهگین می‌شوند.

(49) و كسانى كه آیات ما را دروغ شمردند، به [سزاى‌] آنكه نافرمانى مى‌كردند، عذاب [الهی] دامنگیرشان خواهد شد.

(50) [ای پیامبر، به مشرکان] بگو: «من نمی‌گویم گنجینه‌های الله نزد من است و غیب [نیز] نمی‌دانم و به شما نمی‌گویم که من فرشته‌ام. من از چیزی پیروی نمی‌کنم مگر از آنچه که به من وحی می‌گردد». بگو: «آیا نابینا و بینا [= کافر و مؤمن] یکسانند؟ آیا نمی‌اندیشید؟»

(51) و [ای پیامبر،] با این [قرآن،‌] به آنان كه می‌ترسند به سوى پروردگارشان [برانگیخته] و گرد آورده شوند هشدار ده؛ [چرا] كه جز او نه [دوست و] کارسازی برایشان هست و نه شفاعتگری؛ باشد كه پروا كنند.

(52) و کسانی را که [فقیرند و] سحرگاهان و شامگاهان پروردگارشان را می‌خوانند [و] خشنودی او را می‌طلبند [از مجالس خود] طرد نکن [که به بزرگان مشرکان توجه کنی]؛ نه چیزی از حساب آنها بر عهدۀ توست و نه چیزی از حساب تو بر عهدۀ آنهاست که [بخواهی] آنها را [از پیرامونت] طرد کنی و از ستمکاران شوی.

(53) و اینچنین برخى از آنان را با برخى دیگر آزمودیم تا [کافران ثروتمند دربارۀ مؤمنان مستمند] بگویند: «آیا از میان ما اینها هستند كه الله [با بخشش توفیق ایمان] بر آنان منت نهاده است؟» آیا الله به [حال‌] سپاسگزاران داناتر نیست؟

(54) و [ای پیامبر،] هر گاه كسانى كه به آیات ما ایمان دارند نزد تو ‌آیند، بگو: «سلام بر شما. پروردگارتان [در حق شما بخشایش و] رحمت را بر خود مقرر داشته است. هر یک از شما که از روی نادانى كار بدى انجام دهد سپس توبه کند و [گذشتۀ خویش را] اصلاح کند، [بداند که] یقیناً اوتعالی آمرزندۀ مهربان است».

(55) و اینچنین آیات [خود] را شرح می‌دهیم تا راه گناهكاران روشن شود [و شما از آن دوری کنید].

(56) [ای پیامبر، به مشرکان] بگو: «من نهی شده‌ام از اینکه کسانی‌ را عبادت کنم که شما به جای الله می‌خوانید». بگو: «من از هوس‏هایتان پیروی نمی‌کنم که [اگر چنین کنم،] قطعاً گمراه شده‌ام و از هدایت‌یافتگان نخواهم بود».

(57) بگو: «من دلیل روشنی از پروردگارم دارم و[لی] شما آن را دروغ پنداشتید؛ و آنچه به شتاب خواستارش هستید [= عذاب الهی] نزد من نیست. فرمان، تنها از آنِ الله است [که] حق را بیان می‌کند و او بهترین جداکننده[ی حق از باطل] است».

(58) [ای پیامبر، به مشرکان] بگو: «اگر آنچه که به شتاب خواستارش هستید نزد من بود، [بر سرتان فرود می‌آوردم و] کار میان من و شما به پایان می‌رسید؛ و[لی] الله به [حال] ستمکاران داناتر است [و به آنان مهلت می‌دهد]».

(59) و کلیدهای [گنجینه‌های‌] نهان نزد اوست [و] جز او [هیچ کس] آن را نمی‌داند و [اوست که] آنچه را در خشکی و دریاست می‌داند و هیچ برگی [از درخت‌] نمی‌افتد مگر اینکه آن را می‌داند؛ و هیچ دانه‌ای در تاریکی‏های زمین و هیچ تر و خشکی نیست مگر اینكه در كتابى روشن [= لوح محفوظ] قرار دارد.

(60) و اوست كه شبانگاه روحتان را [هنگام خواب‌] مى‌گیرد و آنچه را در روز به دست آورده‌اید مى‌داند؛ سپس شما را در آن [= روز] بیدار مى‌كند تا آنکه هنگامى معیّن سپری گردد؛ آنگاه [که وفات کردید، در قیامت] بازگشتتان به سوى اوست؛ سپس شما را از آنچه انجام مى‌دادید، آگاه می‌کند.

(61) و او بر بندگانش چیره [و فوق آنان] است و نگهبانانی [از فرشتگان] بر شما می‌فرستد تا زمانی که مرگ یکی از شما فرارسد فرستادگان ما [با همراهی فرشتۀ مرگ] جانش را می‌گیرند و آنان [در مأموریت خود] کوتاهی نمی‌کنند.

(62) آنگاه به سوی الله که [یار و] کارسازِ راستینشان است بازگردانده می‌شوند. آگاه باشید! حکم از آنِ اوست و او سریع‌ترین حسابرس است‌.

(63) [ای پیامبر، به مشرکان] بگو: «کیست که شما را از تاریکی‏ها [و سختی‏های] خشکی و دریا نجات می‌دهد؟ [در حالی که] او را به زاری و پنهانی می‌خوانید [و می‌گویید:] "اگر ما را از این [ورطۀ مرگ‌] نجات دهد، قطعاً از سپاسگزاران خواهیم بود"».

(64) بگو: «الله شما را از اینها و از تمام سختی‏ها نجات می‌دهد؛ سپس شما [باز هم] شرک می‌ورزید».

(65) بگو: «او تواناست كه بر شما عذابى [همچون صاعقه و طوفان] از بالاى سرتان یا [همچون خشکسالی و زلزله] از زیر پاهایتان بفرستد یا شما را به صورت گروه‏هایی پراکنده [و جدا از هم] درآورَد و عذاب برخی از شما را به برخی [دیگر] بچشاند». بنگر چگونه آیات [خود] را گوناگون بیان مى‌كنیم؛ باشد كه دریابند.

(66) [ای پیامبر،] قوم تو آن [= قرآن‌] را دروغ شمردند، در حالى كه آن [کتاب،] حق است. [به کافرانِ قومت] بگو: «من [مراقب و] کارگزارِ شما نیستم.

(67) هر خبرى سررسیدی [برای وقوع] دارد؛ و [به زودی] خواهید دانست [که سرانجامتان چگونه است]».

(68) و هر گاه کسانی را دیدی که در آیات ما [با دشمنی و تمسخر] گفتگو می‌کنند، از آنان روی بگردان تا به سخن دیگری بپردازند؛ و اگر شیطان تو را به فراموشی انداخت، پس از آنکه به یاد آوردی، با قوم ستمکار [مشرک‌] منشین‌.

(69) و [هر چند] چیزی از حساب [و گناه] آنان بر [عهدۀ] پرهیزگاران نیست، ولی یادآورى [و ارشاد، لازم‌] است؛ باشد که پروا کنند.

(70) و كسانى را كه دینشان را به بازى و سرگرمى گرفته‌اند و زندگى دنیا آنان را فریفته است رها كن؛ و [مردم را] با این [قرآن‌] اندرز ده تا مبادا كسى به [كیفر] آنچه به دست آورده است به هلاكت بیفتد در حالى كه در برابر الله برای [رهایی از عذابِ] آن نه [دوست و] کارسازی دارد و نه شفاعتگرى؛ و [حتی] اگر [بخواهد براى نجات خویش] هر فدیه‌اى دهد، از او پذیرفته نمی‌شود. اینان هستند كه به [کیفر‌] آنچه به دست آورده‌اند، هلاک گشته‌اند و به [سزای] آنكه كفر مى‌ورزیدند، شرابى از آبِ جوشان و عذابى پردرد [در پیش] دارند.

(71) [ای پیامبر،] بگو: «آیا به جای الله چیزی را بخوانیم که نه به ما سود می‌دهد و نه زیان می‌رساند؟ و آیا پس از آنکه الله ما را هدایت کرده است [به سوی گمراهی] به عقب بازگردیم؟ همچون کسی ‌که شیاطین او را [فریب داده و از راه راست] به در بُرده‏اند و او در زمین حیران و سرگشته مانده است، در حالی‌ که او یارانی [دلسوز] دارد که به هدایت دعوتش می‌کنند [و می‌گویند:] "به سوی ما بیا"». بگو: «بی‌تردید، هدایت [راستین]، هدایت الله است و ما فرمان یافته‌ایم که تسلیم پروردگار جهانیان باشیم؛

(72) و اینكه نماز برپا دارید و از او پروا کنید؛ و اوست كه به پیشگاهش محشور خواهید شد».

(73) و اوست که آسمان‏ها و زمین را به‏حق آفرید و روزی که [الله به هر چیزی] بگوید: «موجود شو»، بی‌درنگ موجود می‌شود. سخن او حق است؛ و روزی که در صور دمیده می‌شود، فرمانروایی از آنِ اوست. او دانای پنهان و پیداست و اوست که حکیمِ آگاه است.‌

(74) و [یاد کن از] هنگامی که ابراهیم به پدرش ـ آزرـ گفت: «آیا بُت‏ها را معبود [خویش] می‌گیری؟ به راستی که من تو و قومت را در گمراهیِ آشکاری می‌بینم».

(75) و این گونه فرماندهیِ [شکوهمندِ] آسمان‌ها و زمین را به ابراهیم نشان دادیم تا [یگانگی الله و گمراهیِ آزر و قومش را دریابد و] از اهل یقین باشد.

(76) پس هنگامی‌ که [تاریکی] شب او را در بر گرفت، ستاره‌ای دید [و] گفت: «این پروردگارِ من است» و چون غروب کرد گفت: «غروب‌کنندگان را دوست ندارم».

(77) پس هنگامی‌ که ماه را تابنده دید گفت: «این پروردگارِ من است» و چون غروب کرد گفت: «اگر پروردگارم مرا هدایت نكرده بود، قطعاً از گمراهان بودم».

(78) پس هنگامی ‌که خورشید را درخشنده دید گفت: «این پروردگارِ من است. این بزرگ‌تر است»؛ اما وقتی که غروب کرد گفت: «ای قوم، من از آنچه [برای الله] شریک قرار می‌دهید بیزارم».

(79) به راستی که من حقگرایانه دین [و عبادتِ] خویش را برای کسی خالص کرده‌ام که آسمان‏ها و زمین را پدید آورده است و هرگز در زمرۀ مشرکان نیستم».

(80) و قوم او با وی به مجادله پرداختند [و او را از خشم معبودها ترساندند. ابراهیم] گفت: «آیا دربارۀ الله با من مجادله می‌کنید در حالی که او مرا [به راهِ راست] هدایت کرده است و از چیزهایی که با او شریک می‌پندارید هیچ نمی‌ترسم، مگر آنکه پروردگارم چیزی [از سود و زیان برایم] خواسته باشد. علمِ پروردگارم همه چیز را فرا گرفته است. آیا پند نمی‌گیرید؟

(81) و چگونه از چیزهایی که شریک [الله] می‌پندارید بترسم با آنكه شما خود نمى‌هراسید از اینكه چیزى را شریک الله ساخته‌اید كه او تعالی [هیچ] دلیلى دربارۀ [حقانیتِ] آن بر شما نازل نكرده است؟ پس اگر مى‌دانید، [بگویید] كدام یک از این دو گروه [موحد و مشرک] به امنیت [و دوری از عذاب] سزاوارتر است؟

(82) کسانی که ایمان آورده‌اند و ایمانشان را به [هیچ] شرکی نیالوده‌اند، آنانند که امن [و آرامش‌] دارند و رهیافتگانند».

(83) و این [استدلال،] حجت ما بود كه به ابراهیم در برابر قومش دادیم. [در دنیا و آخرت، مقام] هر کس را كه بخواهیم به درجاتی بالا مى‌بریم. [ای پیامبر،] بی‌تردید، پروردگارت حكیم داناست.

(84) و به او [= ابراهیم] اسحاق و یعقوب را بخشیدیم و همه را [به راه راست] هدایت کردیم؛ و پیشتر نوح را [نیز] هدایت کرده بودیم و از نسل او داود و سلیمان و ایوب و یوسف و موسى و هارون را [به راه حق رهنمون ساختیم‌] و نیكوكاران را این گونه پاداش مى‌دهیم.

(85) و [همچنین] زکریا و یحیی و عیسی و الیاس [را راه نمودیم که] همه از شایستگان بودند.

(86) و اسماعیل و یَسَع و یونس و لوط [را نیز هدایت کردیم] و جملگى را بر جهانیان برترى دادیم.

(87) و [نیز] از پدران‌ و فرزندان‌ و برادرانشان [برخی را برتری دادیم و] آنان را برگزیدیم و به راه راست هدایت کردیم.

(88) این هدایتِ الله است که هر یک از بندگانش را که بخواهد، با آن هدایت می‌کند؛ و اگر شرک می‌ورزیدند، آنچه [از اعمال نیک] انجام داده بودند تباه می‌شد.

(89) اینان کسانی هستند که به ایشان کتاب و حکمت و نبوت بخشیدیم. پس [ای پیامبر،] اگر اینان [= مشركان‌] به این [پیامبران و کتاب‏های الهی] كفر بورزند، قطعاً گروهى [= مهاجران و انصار و تابعین] را بر [حفظ و نگهبانیِ] آن [اصول و عقاید] می‌گماریم كه نسبت به آن كافر نباشند.

(90) آنان [= پیامبران] کسانی هستند که الله هدایتشان کرده است؛ پس [ای پیامبر،] از هدایت [و راه راستِ] ایشان پیروی کن [و به قومت] بگو: «من در برابر این [رسالت،] پاداشی از شما نمی‌خواهم. این [قرآن، چیزی] نیست مگر [یادآوری و] پندی برای جهانیان».

(91) و [مشرکان، بزرگی و مقام] الله را چنان که سزاوار اوست نشناختند؛ چرا که گفتند: «الله بر [هیچ] بشری چیزی نازل نکرده است». [ای پیامبر،] بگو: «آن کتابی را که موسی آورد چه کسی نازل کرده است؟ [همان كتابى كه‌] براى مردم روشنایى و رهنمودی بود [و شما یهودیان] آن را به صورت [پراکنده بر] طومارها درمى‌آورید [و هر چه را که می‌خواهید] از آن آشكار می‌سازید و بسیارى را پنهان مى‌كنید؛ و [اکنون ای قوم عرب،] چیزهایی [از آیات و اخبار قرآن] به شما آموخته شد كه نه خود مى‌دانستید و نه پدرانتان». [ای پیامبر،] بگو: «الله [آن را نازل کرده است]»؛ آنگاه [در جهل و گمراهی] رهایشان کن تا در ژرفاى [عقاید باطل‌] خود سرگرم بازى باشند.

(92) و این [قرآن] کتاب مبارکی است که آن را نازل کردیم [تا] تصدیق‌کنندۀ چیزی باشد که پیش از آن نازل شده است و [همچنین] به این منظور است كه به [ساکنانِ] اُمّ القُری [= مكه] و [مردم] پیرامونش هشدار دهى؛ و كسانى كه به آخرت ایمان مى‌آورند، به این [کتاب] نیز ایمان مى‌آورند و بر نماز خویش مواظبت می‌كنند.

(93) و کیست ستمکارتر از آن کس که‌ دروغی به الله ببندد یا بگوید: «به من [نیز] وحی شده است»؛ در حالی که هیچ وحیی به او نرسیده است و [یا] کسی ‌که بگوید: «من [هم] مانند آنچه را که الله نازل کرده است [برایتان] نازل می‌کنم»؟ و [ای پیامبر، صحنۀ هولناکی است] اگر هنگامی را ببینی ‌که [این] ستمکاران، در [ترس و] سختی‏های مرگ فرورفته‌اند و فرشتگان [قبضِ روح،‌] دست‏هایشان را [به سوی آنان] گشوده‌اند [و فریاد مى‌زنند:] «جان‏هایتان را [از بدن] بیرون دهید. امروز به [سزاى‌] آنچه به ناحق بر الله دروغ مى‌بستید و در برابر آیاتش تكبر مى‌كردید، به عذابی خفت‌بار مجازات می‌شوید».

(94) و [روز قیامت الله می‌فرماید:] «همان گونه كه شما را نخستین بار [بدون مال و مقام] آفریدیم، [اكنون نیز] قطعاً تنها به سوى ما آمده‌اید و آنچه را به شما ارزانی كرده بودیم، پشت سر خود [در دنیا] واگذاشتید و [معبودان و] شفاعتگرانی را كه در [امور] خودتان شریكان [الله] مى‌پنداشتید، همراه شما نمى‌بینیم. به راستی پیوند میان شما گسسته است و آنچه [شریک ما و شفیع خود] مى‌پنداشتید، گم گشته است».

(95) بی‌تردید، الله شکافندۀ دانه[ی گیاهان] و هسته[ی خرما در دل زمین] است؛ [موجود] زنده را از [مادۀ] بی‌جان بیرون مى‌آورد [= رویشِ گیاه از دانه] و [مادۀ به ظاهر] بی‌جان را از [موجود] زنده خارج مى‌سازد [= بیرون آمدنِ تخم یا نطفه از حیوانات]. این الله است [که چنین قدرت مطلقی دارد]؛ پس چگونه [از راه بندگى او] بازگردانده مى‏شوید؟

(96) [او] شکافندۀ سپیده‌دم است و شب را [مایۀ] آرامش قرار داد و خورشید و ماه را [نیز] با حساب [و نظمی دقیق پدید آورد]. تقدیرِ [پروردگار] شکست‌ناپذیرِ دانا چنین است‌.

(97) و [ای فرزندان آدم،] اوست که ستارگان را برایتان قرار داد تا در تاریکی‏های خشکی و دریا به [کمک] آنها راه یابید. به راستی که ما نشانه‌های [توان و تدبیر خویش] را برای مردمی که می‌دانند به تفصیل بیان كرده‌ایم.

(98) و اوست که شما را از یک تن آفرید؛ پس برای شما [در رحِمِ مادر] قرارگاهی است و [در پشتِ پدر] امانتگاهی. ما آیات [خود] را برای مردمی که [کلام الهی را] می‌فهمند به تفصیل بیان كرده‌ایم.

(99) و اوست که از آسمان، آبی فرو ریخت و از آن [باران] هر گونه روییدنی برآوردیم و از آن [نیز هر کِشت و گیاه] سبزی را رویاندیم [که] از آن [گیاهان نیز برای تغذیۀ شما] دانه‌هاى متراكمى [همچون گندم و جو] پدید می‌آوریم؛ و [همچنین] از شکوفۀ نخل، خوشه‌هایی نزدیک به یکدیگر [رویاندیم] و باغ‏هایی از انگور و زیتون و انار [آفریدیم؛ میوه‌هایی که] برخی همانند و برخی ناهمانند هستند. وقتی به بار نشست، به میوه‏هاى آن و [نحوۀ] رسیدنش بنگرید. در این [آفرینش] برای مردمی که ایمان دارند، نشانه‌هایی [روشن از قدرت الهی] است‌.

(100) و [مشرکان‌] شریکانی از جن برای الله قایل شده‌اند؛ حال آنکه [الله خود] آنها را آفریده است؛ و [همچنین] از روی نادانی برایش [فرزندان‌] پسر و دختر می‌سازند. او از آنچه توصیف مى‌كنند پاک و برتر است.

(101) [او] پدید آورندۀ آسمان‏ها و زمین است؛ چگونه ممکن است فرزندی داشته باشد در حالی که همسری ندارد؟ و همه چیز را آفریده و او به همه چیز داناست.

(102) این است الله، پروردگار شما؛ هیچ معبودی [به‏حق] جز او نیست؛ آفرینندۀ همه چیز است؛ پس او را عبادت کنید و [بدانید که] او [مراقب و] کارگزار همه چیز است.

(103) چشم‏ها او را درنمی‌یابند و[لی] او چشم‏ها را درمی‌یابد و اوست که باریک‌بین و آگاه است.

(104) [ای پیامبر، به مشرکان بگو:] «به راستى دلایل آشکاری از جانب پروردگارتان براى شما آمده است؛ پس هر کس [با بصیرت و منطق دربارۀ آن] بیندیشد به سود اوست و هر کس چشم [بر حقیقت] ببندد، به زیانِ اوست؛ و من نگهبان شما نیستم».

(105) و اینچنین نشانه‌ها [و دلایل قدرت الهی] را گوناگون بیان می‌کنیم تا مبادا [مشرکان] بگویند: «[آنها را از اهل کتاب] آموخته‌ای»؛ و ما آنها را برای گروهی که می‌دانند [و می‌فهمند] به روشنی بیان می‌کنیم.

(106) [ای پیامبر،] از آنچه که از جانب پروردگارت بر تو وحی شده است پیروی کن ـ هیچ معبودی [به‏حق] جز او نیست‌ـ و از مشرکان روی بگردان.

(107) و اگر الله می‌خواست، [آنان هرگز] شرک نمی‌ورزیدند؛ و ما تو را بر آنان نگهبان قرار نداده‌ایم و تو [هرگز مراقب و] کارگزارشان نیستی.

(108) و [ای مؤمنان، هرگز] به آنها [=معبودهای باطل] که [مشرکان] به جای الله [به نیایش] مى‌خوانند دشنام ندهید [چرا كه] آنان نیز از روى دشمنى [و] نادانى به الله دشنام می‌دهند. این گونه براى هر امتى كردارشان را آراستیم؛ سپس بازگشت آنان [در قیامت] به سوى پروردگارشان است و آنان را از آنچه انجام مى‌دادند آگاه می‌سازد.

(109) و [مشرکان] با سخت‌ترین سوگندهایشان به الله سوگند خوردند كه اگر معجزه‌اى [که خواسته‌اند] برایشان بیاید، حتماً ایمان می‌آورند. [ای پیامبر،] بگو: «معجزات فقط در اختیار الله است» و شما [ای مؤمنان،] چه مى‌دانید كه اگر [معجزه‌ای هم‌] بیاید، ایمان نمى‌آورند.

(110) و ما دل‏ها و دیدگانشان را [از درک حقایق] برمى‌گردانیم ـ چنان كه نخستین بار به آن ایمان نیاوردندـ و آنان را در [نافرمانی و] طغیانشان سرگشته رها می‌کنیم.

(111) و اگر ما فرشتگان را به سوى آنان مى‌فرستادیم و [حتی] اگر مردگان با آنان به سخن مى‌آمدند‏ و هر چیزى را دسته‌دسته در برابرشان گرد مى‌آوردیم [تا راستگویی‌ پیامبر را گواهی دهند]، باز هم ایمان نمى‌آوردند ـ مگر اینكه الله بخواهد ـ ولى بیشتر آنان نادانی می‌کنند.

(112) و [ای پیامبر محمد، تو را با دشمنیِ مشرکان آزمودیم و] همچنین برای هر پیامبری، دشمنی از شیاطین انس و جن قرار دادیم که برخی از آنان در نهان، به برخی دیگر سخنان فریبنده [و بی‌اساس] القا می‌کنند و اگر پروردگارت می‌خواست، [هرگز] چنین نمی‌کردند؛ پس آنان را با دروغ‏هایی که می‌بافند واگذار.

(113) و [چنین کردیم تا آنان را بیازماییم، خواستیم] تا دل‏های كسانى كه به آخرت ایمان نمى‌آورند، به آن [سخن فریبنده‌] بگراید و آن را بپسندد و هر گناهی که می‌خواهند مرتکب شوند.

(114) [ای پیامبر به مشرکان بگو:] «آیا [سزاست که برای قضاوت دربارۀ اختلاف من و شما] داورى جز الله بجویم؟ و حال آنکه اوست ذاتی كه این كتاب را به تفصیل به سوى شما نازل كرده است»؛ و کسانی كه كتاب [آسمانى‌] به ایشان داده‌ایم مى‌دانند كه آن [قرآن] از جانب پروردگارت به‏حق نازل شده است؛ پس هرگز از تردیدكنندگان نباش.

(115) و سخن پروردگارت [= قرآن] با راستى [در گفتار] و عدل [در احکام] به حد تمام و کمال رسید. هیچ تغییردهنده‌اى براى سخنانش نیست؛ و او شنواى داناست.

(116) و اگر از بیشتر مردم زمین اطاعت كنى، تو را از راه الله گمراه مى‌كنند. آنان جز گمان [بی‌اساسِ خود از چیزی] پیروى نمى‌كنند و جز دروغ نمی‌بافند.

(117) بی‌تردید، پروردگارت به [حال‌] كسى كه از راه او منحرف مى‌شود داناتر است؛ و او به [حال‌] راه‏یافتگان [نیز] داناتر است.

(118) پس [ای مردم،] اگر به آیاتش ایمان دارید، [فقط] از [گوشتِ] آنچه نام الله [هنگام ذبح‌] بر آن برده شده است بخورید.

(119) و [ای مسلمانان،] شما را چه می‌شود كه از آنچه نام الله بر آن برده شده است نمى‌خورید؟ حال آنکه [الله] آنچه را بر شما حرام کرده است به تفصیل برایتان بیان داشته است [پس از آنها دوری کنید؛] مگر چیزی که به [خوردن‌] آن ناچار شوید؛ و بی‌تردید، بسیارى [از مردم، دیگران را] از روى نادانى با هوس‏های خویش گمراه مى‌كنند. [ای پیامبر،] یقیناً پروردگارت به [حال‌] تجاوزكاران [از حدود الهی] داناتر است.

(120) و [ای مردم،] گناه آشكار و پنهان را رها كنید؛ [چرا که] بی‌تردید، كسانى كه مرتكب گناه مى‌شوند، به زودى در ازای آنچه می‌کردند مجازات خواهند شد.

(121) و [ای مؤمنان،] از آنچه [هنگام ذبح] نام الله بر آن برده نشده است نخورید؛ چرا كه آن [کار] قطعاً نافرمانى است؛ و در حقیقت، شیاطین به دوستان خود القا مى‌كنند که با شما [در این مورد] مجادله نمایند؛ و اگر از آنان اطاعت كنید، قطعاً شما [نیز در زمرۀ] مشرکان هستید.

(122) آیا كسى كه [دلش از جهل و شرک] مرده‌ بود و ما [با توحید و ایمان] زنده‌اش گرداندیم و نورى برایش پدید آوردیم تا در پرتوی [هدایتِ] آن، میان مردم گام بردارد، همچون كسى است كه گویى در تاریکی‏ها [گرفتار] است و از آن بیرون‌آمدنى نیست؟ آنچه كافران می‌کردند، این گونه برایشان آراسته شده است.

(123) و این گونه در هر شهرى بزرگان گناهکارش را مى‌گماریم تا در آن به نیرنگ بپردازند [و مردم را از راه الله بازدارند]؛ و[لى‌] آنان جز به خود نیرنگ نمى‌زنند و [این حقیقت را] درک نمى‌كنند.

(124) و [مشرکان] چون آیه‌ای [از قرآن] برایشان می‌آید می‌گویند: «هرگز به آن ایمان نمی‌آوریم، مگر آنکه همانند آنچه به پیامبران الهی داده شده است، به ما نیز داده شود». الله بهتر می‌داند که رسالت خویش را کجا [و بر عهدۀ چه کسی‌] قرار دهد. به زودی بر کسانی که مرتکب [نافرمانی و] گناه شدند، به سزای نیرنگی که ورزیده بودند، از جانب الله، خواری و عذابی سخت خواهد رسید.

(125) پس هر کس که الله بخواهد او را هدایت کند، دلش را برای [پذیرش] اسلام می‌گشاید؛ و هر کس را بخواهد در گمراهی واگذارد، دلش را تنگ [و بسته] می‌سازد [و پذیرش حق را چنان برایش محال می‌گردانَد که] گویی می‌خواهد از آسمان بالا رود [ولی نمی‌تواند]. الله اینچنین عذاب را بر کسانی که ایمان نمی‌آورند، می‌گمارد.

(126) و [ای پیامبر،] این [دین اسلام] راهِ راستِ پروردگار توست. به راستی که ما آیات [خود] را برای گروهی که پند می‌گیرند، به تفصیل بیان کردیم.

(127) برای آنان نزد پروردگارشان سرای سلامت و امنیت است و او به [پاداش‌] کارهایی که می‌کردند، [دوست و] کارسازشان است.‌

(128) و [یاد كن از قیامت؛‌] روزى كه [الله] همه آنان [= انس و جن] را گرد مى‌آورَد [و مى‌فرماید:] «اى گروه جنّیان، از آدمیان [بسیاری را گمراه کردید و پیروان‌] فراوان یافتید»؛ و دوستان [مشرکِ] آنان از [میان] انسان‏ها مى‌گویند: «پروردگارا، برخى از ما از برخى دیگر بهره‌بردارى كردند [و در کفر و گناه به یکدیگر یاری رساندند] و [اینک] ما به پایانى كه برایمان مقرر كرده بودى رسیده‌ایم». [الله] مى‌فرماید: «جایگاهتان آتش است [و] در آن جاودان خواهید بود؛ مگر آنچه را الله بخواهد [از آن بکاهد یا ببخشاید]. بی‌تردید، پروردگارت حكیم داناست».

(129) و اینچنین بعضی از ستمکاران را بر بعضی دیگر به [سزای] آنچه می‌کردند، مسلط می‌گردانیم.‌

(130) ای گروه جن و انس، آیا رسولانی از میان خود شما برایتان نیامدند كه آیات مرا بر شما بخوانند و از دیدار این روز به شما هشدار دهند؟ آنان می‌گویند: «[آری،] ما علیه خویش گواهى می‏دهیم [كه آمدند]»؛ و زندگى دنیا فریبشان داد و به زیان خود گواهى دادند كه كافر بوده‌اند.

(131) این [اتمام حجت‌] به خاطر آن است كه پروردگارت هیچ‌گاه شهرها را ـ در حالی که مردمش [از پیام الهی بی‌خبر و] غافلند ـ به ستم نابود نكرده است.

(132) و همگان در برابر آنچه انجام داده‌اند درجاتی دارند و پروردگارت از آنچه می‌کنند غافل نیست.

(133) و پروردگارت بى‌نیاز و دارای رحمت [بیکران] است. [ای بندگان گنهکار، الله] اگر بخواهد، شما را [با عذاب از میان] مى‌بَرد و پس از شما هر کس را بخواهد جانشین می‌سازد؛ همچنان كه شما را نیز از نسل گروهى دیگر آفرید.

(134) [ای کافران،] آنچه به شما وعده داده می‌شود، یقیناً خواهد آمد و شما نمی‌توانید [الله را] ناتوان سازید [و از کیفرش بگریزید].

(135) بگو: «ای قوم من، به شیوۀ خود عمل کنید [و بر کفر و گمراهی خود بمانید که] بی‌تردید، من [نیز به ایمان خویش] عمل می‌کنم؛ پس به زودی خواهید دانست که [پیروزی دنیا و] فرجامِ [نیکوی] آن سرا از آنِ کیست. بی‌گمان، ستمکاران [مشرک] رستگار نخواهند شد».

(136) و [مشركان] براى الله از آنچه آفریده است ‌ـ از كِشت و چهارپایان ـ سهمى تعیین کردند و به گمان خود گفتند: «این مخصوصِ الله است و این مخصوصِ شریکان ما [= معبودان]». آنچه برای شریکانشان بود به الله نمى‌رسد؛ و[لى‌] آنچه برای الله بود، به شریکان آنها مى‌رسد. چه بد داورى مى‌كنند!

(137) و این گونه بود که شریکان آنها [اعم از شیاطین و...،] در نظر بسیاری از مشرکان [که فقیر بودند] قتل فرزندانشان را آراستند [و زیبا جلوه دادند] تا هلاكشان كنند و آیینشان را بر آنان [آشفته و] مشتبه سازند؛ و اگر الله می‌خواست، چنین نمی‌کردند؛ پس [ای پیامبر، تو نیز] آنان را با [تهمت و] دروغ‏هایشان واگذار.

(138) و به پندار خویش گفتند: «[استفاده از] این چهارپایان و كشتزارها[یی که وقف معبود‌ها شده] ممنوع است و هیچ‌کس از آن نمی‌خورد مگر آن [گروه از خادمان معبود‌ها] كه ما بخواهیم؛ و چهارپایانی [نیز] هستند كه [سوارشدن بر] پشتشان حرام شده است»؛ و دام‏هایی [داشتند] كه [هنگام ذبح‌] نام الله را بر آنها نمى‌بردند. [اینها همه باورهایی بود که] به دروغ به الله نسبت می‌دادند [و الله] به زودی جزای آنچه را به دروغ می‌بافتند به آنان خواهد داد.

(139) و گفتند: «آنچه در شكمِ این چهارپایان است [اگر زنده متولد شود،] به مردان ما اختصاص دارد و بر همسرانمان حرام شده است؛ و[لی] اگر [جنین‌] مرده باشد، همۀ آنان [از زن و مرد] در آن شریكند. به زودى [الله] آنان را به سزای این توصیفشان کیفر خواهد داد. به راستی که او حكیم داناست.

(140) كسانى كه از روى [جهل و] بى‌خردى، فرزندان خود را [از ترس فقر] كشتند و با دروغ بستن به الله، آنچه را که الله روزی‌شان كرده بود [بر خود] حرام دانستند، سخت زیان كردند. بی‌تردید، آنان گمراه شدند و هدایت‌یافته نبودند.

(141) اوست که باغ‏هایی [با بوته‌های‌] داربست‌دار و [درختان] بی‌داربست پدید آورد و [نیز] درخت خرما و زراعتی که میوه‌هایش گوناگون است و درخت زیتون و انار که [برگ‏هایشان] همانند و [میوه‌هایشان] متفاوت است. [ای مردم،] از میوۀ آن - چون به بار نشست‌ـ بخورید و روزِ چیدنش، حقّ [زکاتِ بینوایان از] آن را بپردازید و[لی] اسراف نکنید [چرا که] بی‌تردید، او تعالی اسرافکاران را دوست ندارد.

(142) و [نیز] از چهارپایان، [حیوانات] باربر و [حیوانات] غیرباری [برای منافع دیگر، آفرید]. از آنچه الله به شما روزی داده است بخورید و از گام‏های شیطان پیروی نکنید. بی‌گمان، او دشمن آشکاری برای شماست.

(143) هشت [رأس] نر و ماده [برای استفادۀ ‌شما آفرید:] از گوسفند یک جفت و از بز یک جفت. [ای پیامبر، به مشرکان] بگو: «آیا [الله] آن دو نر را حرام کرده است یا ماده‌ها را؟ یا آنچه که رحِم‏های [این] دو ماده در بر دارد؟ اگر راست می‌گویید [و بر تحریم آنها دلیلی دارید]، از روی علم [و منطق] به من خبر دهید.

(144) و از شتر یک جفت و از گاو یک جفت [آفرید]. بگو: «آیا [الله] آن دو نر را حرام کرده است یا دو ماده را؟ یا آنچه که رحِم‏های [این] دو ماده در بر دارد؟ آیا وقتى الله شما را به این [تحریم‌] سفارش می‌كرد [آنجا] حاضر بودید؟ پس كیست ستمكارتر از آن کس كه بر الله دروغ می‌بندد تا بدون هیچ [استناد و] علمی مردم را گمراه كند؟ به راستی که الله گروه ستمكاران را هدایت نمى‌كند».

(145) بگو: «در آنچه [از احکام الهی که] به من وحى شده است، [غذای] حرامی را که خوردنش برای خورنده‌ای حرام باشد نمی‌یابم؛ مگر [گوشتِ] مردار یا خونِ ریخته یا گوشت خوک ـ که قطعاً پلید [و حرام] است ـ یا [قربانی‌اى كه‌ هنگام ذبح] از روى نافرمانى، نام غیرِ الله بر آن بُرده باشند». اما هر کس [برای حفظ جان خود، به خوردن آنها] ناچار شود ـ بدون آنکه سركش و زیاده‌خواه باشد، [بر او گناهی نیست]. به راستی که پروردگارت آمرزندۀ مهربان است.

(146) و هر [حیوان‌] چنگال‌دارى را بر یهود حرام كردیم و از گاو و گوسفند، چربی‌های آن دو را بر آنان حرام كردیم ـ مگر چربی‏هایی كه بر پشت آنها یا دورِ روده‌هاست یا چربی‏هایی که با استخوان درآمیخته است. این گونه آنان را به سزاى سرکشی‌شان مجازات کردیم و بی‌تردید، ما راستگوییم.

(147) پس [ای پیامبر،] اگر تو را تكذیب كردند، بگو: «پروردگارتان رحمتى گسترده دارد؛ و[لی] عذابش از گروه گناهکاران بازگردانده نخواهد شد».

(148) كسانى كه شرک ورزیدند خواهند گفت: «اگر الله مى‌خواست، نه ما شرک می‌آوردیم و نه پدرانمان و [همچنین] چیزى را [خودسرانه‌] تحریم نمى‌كردیم». كسانى كه پیش از آنان بودند نیز همین گونه [پیامبران خود را] تكذیب كردند تا عذاب ما را چشیدند. [ای پیامبر، به این مشرکان] بگو: «آیا [دانش و] دلیلی نزدتان هست كه آن را براى ما آشکار كنید؟ [در حقیقت،] شما جز پندار [از چیزی] پیروی نمی‌کنید و جز دروغ نمى‌گویید».

(149) بگو: «دلیل رسا و روشن از آنِ الله است و اگر می‌خواست، همۀ شما را هدایت می‌کرد».

(150) بگو: «گواهانتان را كه گواهى مى‌دهند الله اینها را حرام كرده است بیاورید». پس [حتی] اگر گواهی دادند، تو با آنان [به چنین دروغی] گواهی نده و از هوس‏های كسانى كه آیات ما را دروغ شمردند و كسانى كه به آخرت ایمان نمى‌آورند و [معبودان باطل را] با پروردگارشان همتا قرار مى‌دهند، پیروى نكن.

(151) بگو: «بیایید آنچه را که پروردگارتان بر شما حرام كرده است برایتان بخوانم: اینکه چیزى را با او شریک قرار ندهید و به پدر و مادر نیکی كنید و فرزندان خود را از [ترس] تنگدستى نكشید ـ‌ ‌ما به شما و آنان روزى مى‌دهیم‌ـ و به كارهاى زشت چه آشکار و چه پنهان‌ـ‏ نزدیک نشوید و کسی را كه الله [قتلش را] حرام کرده است جز به‏حق نكشید. این است [آنچه الله] شما را به [پیروی از] آن سفارش كرده است؛ باشد كه بیندیشید.

(152) و به مال یتیم نزدیک نشوید، مگر به بهترین شکل [که به سود و صلاحِ او باشد] تا به سن [بلوغ و] رشد خود برسد؛ و [سنجشِ] پیمانه و ترازو را به عدالت کامل کنید ـ ما هیچ کس را جز به ‌اندازۀ توانش تکلیف نمی‌کنیم‌ـ و هنگامی که سخن می‌گویید [یا گواهی می‌دهید] عدالت را رعایت کنید؛ هر چند [دربارۀ] خویشاوند باشد و به عهد و پیمان الله وفا کنید. این است [آنچه الله] شما را به [پیروی از] آن سفارش كرده است؛ باشد که پند گیرید.

(153) و اینكه [آگاه باشید] این راهِ راست من است؛ پس از آن پیروى كنید و از [دیگر] راه‏ها پیروى نكنید [چرا که] شما را از راه او جدا مى‌سازد. این است [آنچه الله] شما را به [پیروی از] آن سفارش كرده است؛ باشد که پروا کنید.

(154) سپس به موسى كتاب [تورات] دادیم تا بر كسى كه نیكى كرده است نعمت را تمام كنیم و به این هدف که [حکمِ] هر چیزی را به تفصیل بیان نماییم و رهنمود و رحمتى گردد؛ باشد كه به دیدار پروردگارشان ایمان بیاورند.

(155) و این [قرآن] که آن را نازل کردیم کتابی پُربرکت است؛ از آن پیروی کنید و پروا نمایید؛ باشد که مورد رحمت [الله] قرار گیرید.

(156) [آن را نازل کردیم] تا نگویید: «کتاب [آسمانی] تنها بر دو طایفۀ پیش از ما [= یهود و نصاری] نازل شده بود و ما از قرائت و تلاوتِ آنها بی‌خبر بودیم».

(157) یا نگویید: «اگر کتاب [آسمانی] بر ما نازل می‌شد، از آنان راه‏یافته‏تر بودیم». پس بی‌تردید [اینک] از جانب پروردگار‏تان دلیل روشن و هدایت و رحمتی برایتان آمده است. پس کیست ستمکار‏‌تر از آن کس که آیات الله را دروغ انگارد و از آن روی بگرداند؟ به زودی کسانی را که از آیات ما روی می‌گردانند، به سزای آنکه [به کلام الهی] پشت می‌کردند، به عذابی سخت [و خفت‌بار] مجازات خواهیم کرد.

(158) آیا [کافران] انتظاری جز این دارند که فرشتگان [مرگ] نزد‌شان بیایند یا پروردگارت [خود برای داوری] بیاید یا برخی از نشانه‌های پروردگارت [در مورد قیامت] فرارسد؟ روزی ‌که برخی از نشانه‌های پروردگارت آشکار گردد، ایمان آوردن کسی که پیشتر ایمان نیاورده یا با ایمانش خیری حاصل نکرده است، سودی به حالش ندارد. [ای پیامبر، به مشرکان] بگو: «منتظر باشید. بی‌گمان، ما [نیز] منتظریم».

(159) [ای پیامبر،] كسانى كه دین خود را پراكنده ساختند و فرقه‌فرقه شدند، بی‌تردید، تو را با آنان کاری نیست؛ آنان كارشان فقط با الله است؛ آنگاه [الله در روز قیامت] آنان را از آنچه انجام می‏دادند، آگاه می‌سازد.

(160) [در آن روز،] هر [مؤمنی] كه كار نیكى بیاورد، ده برابر آن [پاداش‌] خواهد داشت و هر کس كار بدى بیاورد، جز مانند آن کیفر نخواهد دید؛ و به آنان ستم نخواهد شد.

(161) [ای پیامبر، به مشرکان] بگو: «بی‌تردید، پروردگارم مرا به راه راست هدایت کرده است: دین پایدار [و] آیینِ ابراهیم که حقگرا بود و هرگز در زمرۀ مشرکان نبود».

(162) بگو: «بی‌تردید، نمازم و قربانی‏های من و زندگی و مرگم همه برای الله ـ پروردگار جهانیان‌ـ است.

(163) [همان ذاتی كه‌] شریكى ندارد؛ و به این [عبادت الله به یگانگی و خالصانه] دستور یافته‌ام و من نخستین مسلمان [از این قوم] هستم».

(164) بگو: «آیا به جز الله پروردگاری را بجویم و حال آنکه او پروردگار همه چیز است؟ و هیچ کس [کار ناشایستی] انجام نمی‌دهد، مگر آنکه [بارِ گناهش] بر خود اوست؛ و هیچ گناهکاری بارِ [گناه] دیگری را به دوش نمی‌کشد؛ سپس بازگشت [همۀ] شما به سوی پروردگارتان است؛ سرانجام [همه] شما را [در روز قیامت، از حقیقت‌ِ] آنچه در آن اختلاف داشتید، آگاه می‌سازد.

(165) و اوست که شما را جانشین [پیشینیان در] زمین قرار داد و درجات برخی از شما را [در آفرینش و ثروت] بر برخی دیگر برتری داد تا شما را [به وسیلۀ] آنچه به شما داده است بیازماید. بی‌تردید، پروردگارت زودكیفر است و یقیناً او بسیار آمرزنده [و] مهربان است.

<     >