شناخت كوتاهى از اسلام

بسم الله الرحمن الرحيم

                  بنام خداوند بخشندهء مهربان

اسلام گواهى دادن بر اين امر است كه معبود و مشكل گشاى بر حقى جز خداى يگانه نيست و محمد رسولُ فرستاده اوست، اين گواهى مى بايستى با زبان و قلب وجوارح انجام گيرد، و معناى اين گواهى آنقدرگسترده است كه ايمان به اركان ششگانه اعتقادى وعمل به اركان پنجگانه عملى اسلام و نيز احسان را در بر مىگيرد، كه اين عبارت از آخرين دين از اديان الهى است كه خداوند مهربان آنرا برخاتم پيامبران حضرت محمد مصطفى ﷺ‬ نازل فرموده است.

اسلام يگانه دين برحقى است كه خداوند جز اين دين،دين ديگرى از هيچ احدى نمىپذيرد.

خداوند اين دين را بقدرى سهل و آسان گردانيده كه هيچ گونه سختى و مشقتى در آن نيست، چيزى بر پيروان آن فرض نگردانيده كه نتوانند انجامش دهند و آنان را به چيزى مكلّف نكرده كه از عهده ى آن برنآيند.

اسلام دينى است كه پايه ى آن توحيد، شعارش صداقت ، معيارش عدالت، مسيرش حقيقت و روحش رحمت است، اسلام مكتب بزرگى است كه انسانها را به هر آنچه در زندگى دنيوى و آخروى برايشان مفيد باشد راهنمايى مى كند و ازهر آنچه در دنيا و آخرت برايشان زيان آور باشد باز مىدارد.

اسلام دينى است كه خداوند بوسيله آن عقايد و اخلاق را صيقل مىدهد ، و دنيا و آخرت را بدان اصلاح مى كند، و بوسيله آن در ميان دلهاى پراكنده، و انديشه هاى متضاد الفت و محبت مى اندازد وآنها را از تاريكى هاى باطل مى رهاند و به شاهراه حق و صراط مستقيم رهنمون مى گردد.

اسلام مكتبى است كه همه اصول و مبانى ، احكام و قوانين و دستورات و برنامه هايش،محكم و استوار و خلل ناپذير است جز به حق و راستى خبر نمى دهد، و جز به نيكى و عدالت حكم نمى كند،اعتقاداتش سالم و متين ، عباداتش سازنده و رشك آفرين و اخلاقش برازنده و فخر آفرين است .

 رسالت اسلام

مهمترين اهدافى را كه اسلام جهت تحقق آن تلاش مى كند مى توان چنين برشمرد :

1-          آشناكردن انسانها به خالق و آفريدگارشان ، به ذات لايزالى كه همواره باقى خواهد بود، به اسماى نيكويش كه همنام ديگرى ندارد، و به صفات متعالى اش  كه بى نظيروبى مانند است، به افعال حكيمانه اش كه در انجام آنها به هيچ شريك و همتايى محتاج نيست و به عبادت و حق بندگى اش كه صرفاً او مستحق و لايق هر گونه پرستش و بندگى است.

2-          دعوت انسانها به سوى عبادت و پرستش ذات يكتاى پروردگار ، بدين صورت كه تمامى آنچه را كه خداوند متعال در كتاب مقدّسش و سنت پيامبرش اعم از اوامر و نواهى كه سعادت دنيا و آخرت انسانها در آن نهفته است بيان داشته مورد عمل قرار دهند.

3-           متوجه كردن انسانها به حقيقت زندگى، كه اين دنيا دارى فانى است و زندگى حقيقى پس از مرگ شروع مى شود و مراحل سعادت يا شقاوت انسان از قبر شروع شده تا هنگام برانگخته شدن بعد از مرگ، و سپس حساب و كتاب، كه آنگاه مصير هر كس مشخص خواهد شد و هر كس مطابق اعمالش يا به بهشت و يا به دوزخ خواهد رفت اگر خوب كرده خوبى مى بيند و اگر بد كرده بدى.

بنابراين قواعد اساسى اسلام را مى توان چنين خلاصه كرد :

 بخش نخست

 اركان ايمان

   ركن اول:     ايمان به خدا:

كه نقاط ذيل را در برمىگيرد .

ألف : ايمان به ربوبيت خداوند متعال، يعنى اقرار و باور به اينكه صرفاً ذات يگانه اوست كه پروردگار و آفريدگار و صاحب اختيار، و متصرف در تمامى شئون مخلوقاتش است.

ب : ايمان به ألوهيت خداوند متعال ، يعنى يقين و باوربه اينكه إله و كارسازو لايق پرستش فقط ذات يگانه اوست و تمامى معبودات ديگر غير از او ، باطل هستند.

ج : ايمان به اسماء و صفات خداوند متعال ، يعنى يقين و باور به اينكه او اسماى نيكو و صفات متعالى و كامل دارد كه ويژه خود اوست.

ركن دوم :

ايمان به فرشتگان:

فرشتگان بندگان مكرمى هستند كه خداوند حكيم آنان را آفريده است و آنان بى وقفه به عبادت پروردگار شان مشغولند، و گوش بفرمان او هستند، خالق حكيم آنان را به اعمال زيادى مكلف كرده است ، از جمله ى آنها حضرت جبرئيل u است كه خداوند مأموريت وحى را به او سپرده است كه وحىرا ازنزدخداوند مىآورد و به هركسىاز انبياء ورسولان- عليهم الصلاةالسلام_كه خداوند بخواهد مى رساند.

يكى ديگر ازفرشتگان ميكائيلu است كه خداوند او را مأمور باران و گياهان نموده است.

ديگرى اسرافيلu است كه خداوند او را مأمور نفخ صور كرده است و اين هنگامى است كه به حكم پروردگار فرصت بى هوش شدن زندگان و سپس برانگيخته شدن همهء مردگان فرا رسد        و ديگرى ملك الموت است كه مأمور قبض ارواح گرديده است .

ركن سوم :

ايمان به كتب آسمانى:

خداوند مهربان كتابهايى را برپيامبرانش -عليهم الصلاة و السلام – نازل فرموده كه مصدر هدايت و سعادت و تمامى خوبى ها است .

كتابهايى كه ما در بارهء آن مى دانيم عباتند از:

الف: تورات كه خداوند آنرا بر موسىu نازل فرموده و اين بزرگترين كتابى است كه خداوند براى بنى اسرائيل نازل فرموده است.

ب : انجيل كه خداوند آنرابرعيسىu نازل فرموده است.

ج : زبور كه خداوند آنرا به داؤدu داده است .

د : قرآن كريم كه خداوند آنرا بر خاتم أنبياء حضرت محمدﷺ‬ نازل فرموده است ، از ويژگيهاى قرآن اين است كه خداوند بوسيله آن بقيهء كتب آسمانى را منسوخ كرده و خودش حفاظت آنرا به عهده گرفته ، زيرا كه اين كاملترين و پايدارترين دستور زندگى به عنوان روشن ترين حجت و برهان الهى بر بندگانش تا روز قيامت باقى خواهد ماند.

ركن چهارم :

ايمان به پيامبران  (عليهم الصلاة والسلام :):

خداوند متعال پيامبرانى را براى هدايت بندگانش فرستاده است ، كه اولين آنها حضرت نوحu و آخرين شان حضرت محمدﷺ‬ است.

تمامى پيامبران-عليهم الصلاة السلام _ بشمول حضرت عيسى بن مريم و حضرت عزير انسانهايى هستند كه آفريده شده اند، و هيچگونه خصوصيتى را از صفات و خصوصيات ربوبيت كه ويژه پروردگار است دارا نيستند بلكه آنها صرفاً بندگانى از بندگان خدا هستند كه خداوند آنان را بوسيله رسالت و نبوّتش برگزيده و اعزاز بخشيده است.

و آنگاه خداوند سلسله ى ارسال پيامبران-عليهم الصلاة السلام- را بوسيله رسالت حضرت محمدﷺ‬ ختم نموده و ايشان را به عنوان آخرين پيامبر بسوى همه انسانها فرستاده است كه بعد از ايشان تا قيامت پيامبر ديگرى نخواهد آمد.

ركن پنجم :

 ايمان به روز قيامت:

روز قيامت يا روز رستاخيز بقدرى بزرگ و هولناك است كه نمى توان تصورش كرد آنروز پروردگار قادر متعال همه ى انسانها را از قبرهايشان زنده خواهد كرد تا اينكه براى هميشه زنده وجاويد بمانند، يا در بهشت جاويدان و دار نعمتها ،و يا در دوزخ رسوا كننده و دار ذلتها، ايمان به روز رستاخيز ، ايمان به تمامى آن حقايقى است كه انسان پس از مردن باآنها روبرو مى گردد، مانند فتنه ى قبر، نعمتها، عذاب و آنچه كه بعد از آن رخ خواهد داد ، مانند زنده شدن پس از مرگ، و جمع شدن در ميدان محشر، و وزن و حساب اعمال و نهايتاً بهشت يا دوزخ .

ركن ششم:

ايمان به تقدير :

تقدير يا سرنوشت، ايمان و باور به اين امر است كه خداوند حكيم و توانا تمامى اين كائنات را طبق برنامه معينى كه خود با علم و حكمت خويش آنرا طراحى كرده آفريده است فلذا يكايك ذرات و حوادث اين جهان را با علم ازلى اش مى داند و در نزد او در لوح محفوظ نوشته است چون كه او همه چيز را خواسته و دانسته آفريده بنابراين جز با اراده و قدرت بى پايان او هيچ ذره اى در اين جهان پديد نخواهد آمد ، و هيچ برگى از درخت نخواهد افتاد.

 بخش دوم

 اركان اسلام

اسلام بر پنج پايه استوار گرديده كه انسان تابه اين پنج پايه يا پنچ ركن ايمان نياورد و آنها را در عمل پياده نكند مسلمان واقعى نخواهد گرديد.

ركن اول:

كلمهء شهادت : -  يعنى گواهى دادن و ايمان و باور داشتن به اينكه جز خداى يگانه هيچ معبودى سزاوار پرستش نيست و محمد پيامبر و فرستاده اوست، اين كلمه ى شهادت در واقع كليد اسلام است ،و ستون فقراتى كه تمام دين بر آن مى ايستد.

پس جزء اول كلمهء شهادت اثبات اين امر است كه صرفاً يك ذات قادرُ توانايى بر حق است و لايق پرستش ، و غير او تمامى معبودان ديگر باطل و بى اختيارند.

و در جزء دوم كلمه تلقين اين درس است كه پيامبرﷺ‬ را در هر آنچه خبر مى دهد تصديق كنيم، و از أوامرش اطاعت نمائيم، و از هر آنچه ما را باز داشته بازآئيم، و جز در پرتو شريعتش عبادت نكينم.

ركن دوم : -  نماز

خداوند نماز را در شبانه روزى پنج مرتبه فرض گردانيده تا اينكه بنده مؤمن و لو جزئى از حق پروردگارش را اداء نمايد، و شكر نعمتهايش را بجاى آورد، و تا اينكه بوسيله اين نماز بتواند با پروردگارش رابطه بر قرار كند، با او راز و نياز كند’ و او را بخواند’ و سر انجام تا اينكه اين نماز  بنده مسلمان را از گناهان و بدى ها باز دارد.

از ديگر ثمرات نماز اين است كه ايمان را پالائش مى دهد ثوابُ پاداش بى شمارى جلب مى كند، نماز گذار از نظر روحى و جسمى احساس راحت و آرامش مى كند، و خلاصه اينكه نماز ضامن سعادت ابدى انسان است.

ركن سوم: زكات:

زكات عبارت از مالى است كه شخص مسلمان بايد آنرا به افراد فقير و مستحق و ديگر جهاتىكه دادن زكات به آنان مشروع است بپردازد، البته زكات مانند نماز بر هر مسلمانى فرض نيست بلكه صرفاً بر آن عده از مسلمانان فرض گرديده كه دارايى شان به حد معينى برسد و يكسال كامل از ملكيت آن بگذرد.

زكات را خداوند به اين دليل فرض گردانيده تا اينكه مسلمان صاحب نعمت و دارايى، در دينش محكم گردد، در اخلاق و رفتارش رشد كند، و تا اينكه خداوند آفات و بليات را بوسيله اين صدقه از او و اموالش دفع نمايد، و گناهان و تقصيراتش را ببخشد، و در عين حال نوعى كمك و دستگيرى براى افراد فقير و ناتوان جامعه باشد و آنانرا در شئون زندگى شان يارى كند.

با اين وجود اين مقدار مالى كه خداوند به عنوان زكات بر مسلمانان فرض گردانيده نسبت به آنهمه مال و نعمت وآسايشى كه خداوند به آنان داده بسيار ناچيز و اندك است .

ركن چهارم: روزه  

روزه عبادتى است كه خداوند در سالى يكماه بر مسلمانان فرض گردانيده و آن ماه مبارك رمضان ماه نهم قمرى است ،در اين ماه همه ى مسلمين مكلفند، از صبح تا شب از خوردن، آشاميدن ، و جماع كردن باز بايستند، كه خداوند مهربان در عوض با فضل و احسان خودش ايمان شان را كامل مى گرداند ، از گناهان شان در گذر مى كند، درجاتشان را بلند مى نمايد، علاوه بر اين ديگر ثمرات ارزشمند دنيوى و اخروى نيز بسيار است كه در ماه مبارك رمضان براى روزه داران حاصل مى گردد.

ركن پنجم : حج  

و آن عبارت از سفر براى زيارت خانه ى خداست كه در زمان مخصوص و باشرايط مخصوص انجام مى گيرد حج را خداوند بر هر مسلمانى كه توانايى جسمى و مالى داشته باشد يكمرتبه در عمرفرض گردانيده است ، اين فرصتى است كه مسلمين جهان از هر سو براى پرستش پروردگار يگانه شان در بهترين و مقدس ترين سرزمين دور هم جمع شوند ، و بدون آنكه فرقى ميان رئيس و مرؤس و غنى و فقير و سياه وسفيد وجود داشته باشد همگى بايك لباس به پيشگاه پروردگار شان مىبايستند، از مهتمرين اركان حج وقوف عرفه ، طواف كعبه مشرفه(قبله مسلمين جهان) و سعى بين صفا و مروه را مى توان نام برد.

علاوه برآن منافع بى شمارى نيز در حج وجود دارد كه ازحد و حصر خارج است چه منافع دنيوى و چه اخروى.

بخش سوم : احسان 

احسان اين است كه بنده ى مؤمن و مسلمان خدا را چنان پرستش كند كه گويا او را مى بيند، ون اگر او خدا را نمى بيند باور و يقين داشته باشد كه خداوند حتماً او رامى بيند يعنى بنده مسلمان بايد در حين عبادت اين احساس را در خود بوجود آورد. مسلماً زمانى اين تصور و يقين در او بوجود خواهد آمد كه به يكايك سنتهاى پيامبراكرم  ﷺ‬ عمل نمايد و از هر گونه مخالفتى بپرهيزد.

همه ى آنچه كه گذشت اسلام ناميده مى شود، اين را نيز بايد دانست كه اسلام زندگى پيروانش را اعم از فرد يا گروه به گونه اى تنظيم نموده ، كه سعادت دنيا و آخرت را براى شان تضمين مى نمايد، ازدواج را حلال گردانيده و بدان تشويق نموده است ، و زنا و لواط و ساير زشتى ها را حرام كرده است ، صله رحم و شفقت و مهربانى با فقراء و مساكين و دستگيرى آنان را واجب گردانيده است ، همچنين به هرگونه اخلاق نيكو ترغيب نموده و ازهر گونه اخلاق زشت و ناپسند باز داشته است ، روزى حلال را كه از راه تجارت و كشاورزى و ديگر مشاغل سالم حاصل شود حلال گردانيده ، و سود تجارت حرام و ساير معاملاتى را كه در آن غش و فريب باشد حرام نموده است.

اسلام همچنين تفاوت مردم در استقامت بر دين و رعايت حقوق ديگران را نيز در نظر داشته است ، فلذا همچنين كه عقوبات و تنبيهات باز دارنده اى براى يك سرى خلاف ورزيهاى متعلق به دين وذات ملكوتى اش مانند ردّت (بى دين شدن) و زنا و شراب خوارى وغيره در نظر گرفته از سوى ديگر تنبيهاتى نيز براى تجاوزات و حق تلفى هاى مردم تعيين نموده است اين حق تلفى چه در مال ديگران باشد ، چه در آبرو و حيثيت آنان و چه درخون شان مانند آدم كشتن، دزدى كردن ، تهمت زدن ، كسى را كتك زدن ، آزار دادن و مالش را غصب كردن ، و غيره.

همهء اينها عقوبات و تنبيهاتى است كه نسبت به نوع جرم و گناه ، بسيار مناسب است  به گونه اى كه حق هيچكدام از دو طرف ضايع نمى شود.

اسلام همچنين رابطه حاكم با محكومين را نيز تنظيم نموده است ، درصورتىكه گناهى در اطاعت ازحاكم نباشد اطاعت او را بر محكوم واجب گردانيده است ، و شورش و سركشى عليه حاكمان را حرام گردانيده است ،زيرا كه اين گونه برخوردها معمولاً مفاسد زيادى را در پى دارد.

با اين جمع بندى مطلب را بپايان مى بريم كه :

أولاً: اسلام براى سعادت انسانها آمده است ، لذا مى خواهد كه انسان جهت ايجاد رابطه سالم ميان خود و پروردگارش و فرمانبردارى از خالق يكتا آنگونه كه دستور داده تلاش كند ، و همچنين رابطه اش را در تمامى شئون زندگى با همنوعان خويش مستحكم گرداند.

ثانياً: هيچ خير و نيكى اى نيست كه اسلام بدان امر نكرده و ترغيب ننموده باشد و هيچ بدى و رذالتى نيست كه اسلام از آن نهى نكرده و امت را از آن باز نداشته باشد ، چه در عقايد و احكام ، چه در معاملات و اخلاق وچه در هر بخش از زندگى ، كه اين خود بر كمال و حسن اين دين جهان شمول دلالت روشن دارد.

به اميد سعادت و كاميابى همه مسلمين در سراسر گيتى.